درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : admin
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
سایت تفریحی و سرگرمی پیشکسوت
بیوگرافی شخصیت ها و دانلود آهنگ های ماندگار-قدیمی و پیامک های عاشقانه-نرم افزار
29 بهمن 92 :: نویسنده : admin        


بیوگرافی و عکس شهرام صولتی

در سال ۱۳۳۶ در محله سرجشمه تهران به دنیا امد.
پس از پایان مدرسه ابتدایی به خاطر علاقه زیاد به موسیقی وارد هنرستان عالی موسیقی تهران شد در دوران هنرستان تعلیم پیانو.کلارینت و تعلیم صدا می دید به تشویق دوستانش می خواند سپس فارق التحصیل شد و خوانندگی را پیشه کرد اهنگ دو خط موازی و سنگ دل را خوانند و شد سمبل جوانان ایران (در ایران)

تا اینکه به خاطر تغیر و تحولات ایران در سال ۱۹۸۵ راهی امریکا شد و در لس انجلس ماند....

مردم به او لقب:

صدایی بالاتر از صدا دادند .

اسم اصلی « شهرام صولتی »، « ابراهیم » می باشد.
شهرام صولتی » 11 ماه از « شهره صولتی » بزرگتر است !
شهرام صولتی » 2 پسر به نام های « علی » و « شهداد » ( به ترتیب سن ) ( با اختلاف سنی 6 سال ) دارد و دختر ندارد.

شهرام صولتی » تا به حال 2 باز ازدواج کرده است که همسر دوم او « آزیتا » دختر « جمیله » معروف بوده است که « شهرام صولتی » از او نیز جدا شده است ! و فعلا مجرد است و با دو پسرش زندگی می کند اما او قصد ازدواج سوم را هم دارد !!

شهرام صولتی » اولین کسی بود که با کمپانی « نوا مدیا » کار کرد.« هیچستان » و « حالیته » دو آلبومی بودند که « شهرام صولتی » با این کمپانی تا به حال کار کرده است.





نوع مطلب : بیوگرافی خواننده ها، 
برچسب ها : شهرام صولتی، بیوگرافی شهرام صولتی، بیوگرافی خواننده محبوب شهرام صولتی، زندگی نامه شهرام صولتی، بیوگراف، پیشکسوت،
لینک های مرتبط :
29 بهمن 92 :: نویسنده : admin        
زندگی نامه سیاوش قمیشی

سیاوش قمیشی در ۲۱ خرداد سال ۱۳۲۴در قمیش(محلی در دزفول) به دنیاآمد .سیاوش سه برادر و یک خواهر با نامهای سیروس ، سیامک ، سیمین داره که سیاوش از همه کوچکتره...

۸ ماهه بود که به تهران آمد(یعنی آورده شد) ، از ۸ ماهگی تا ۱۴ سالگی در یوسف آباد تهران بود .

ماجرای خریدن اول گیتار سیاوش هم شنیدنیه:

"یک گیتاری توی ویترین یک کفش فروشی( مغازه کفش فروشی هالیوود در تهران) به عنوان دکور آویزان بود و من به پدرم هی می گفتم که این رو می خواهم ، تا بالاخره شب تولدم این گیتار به دستم رسید و بلد هم نبودم که چه جوری کوکش کنم! فقط یک مقداری هر سیم رو انقدر سفت می کردم که صدایی ازش در بیاد. تا بعد ها یک گیتاریستی آمد و به من گفت که این کوکت غلط است و برایم درستش کرد ... که فکر کنم ۱۱ سالگی من بود" برادر و خواهر سیاوش در لندن بودند و درس می خوانند. به اصرار برادر بزرگتر سیاوش که از علاقه او به موسیقی با خبر بود ، در ۱۴سالگی به لندن رفت

.که به قول خود سیاوش :" ۱۴ سالم هم نشده بود، سال دوم دبیرستان را تا نصفه خونده بودم که اومدم و غرق شدم در این موسیقی ... در اونجا موسیقی اصلاً به طور کلی یک چیز درست و حسابی بود ، یعنی تلویزیون ها هفته ای چندین ساعت برنامه های موزیکال داشتند... مردم هم فکر و ذهنشون موسیقی بود و من هم خیلی لذت می بردم. "

كار موسیقی را با زدن گیتار شروع كرده و در ۱۴ سالگی اولین آهنگ رسمی خود را با نام "ای قایقران به کجا می روی" برای ضیاء ساخته است...

از دورانی که سیاوش تو لندن بود باز هم از زبون خود سیاوش:

"من دو سال با برادر بزرگترم بودم ولی افکارمون زیاد در آن زمان با هم جور در نمی آمد و دعوامون میشد! یعنی سوا شدیم و بعد من آنقدر شبها می رفتم کلوپ و انقدر به موزیکها گوش می دادم ، با بچه های ارکسترها دوست بودم! و چون خودم ساز می زدم و اونها می دونستن ، یکی از ارکسترهایی که گیتاریستشون مریض بود و خیلی وقت بود که قرار بود بره و جاش پیدا نمی کردن ، به من پیشنهاد دادن که یکی دو دفعه ای با هم کار کنیم و این کار را کردم و خیلی هم جالب بود براشون و من از همون زمانها با این ارکستر که اسمش Winger برای سه سال کار کردم و بعد از اون اسمش شد Insects برای چهار سال دیگه ...

بعد از اون دیگه ارکستر خودم رو داشتم ، همه انگلیسی بودن و من فقط خواننده شون بودم و البته اون موقع گیتار می زدم و بعد ها کیبورد هم می زدم ، اون هم به این خاطر بود که کیبوردیست ارکسترمون رفت و یکی باید جاش رو پر می کرد که من خودم کردم."

سیاوش تحصیلات خود رو تا مقطع فوق لیسانس در Royal Society of Arts (دانشگاه سلطنتی لندن)در رشته Jazz Classical به پایان برد ...

در مورد اینکه چطور شد که آهنگسازی رو انتخاب کرد:

" آهنگ سازی من رو انتخاب کرده ... تنوع زیاد نبود و باید این رشته را انتخاب می کردی ، پیانو که ساز اجباریمان بود و باید همه می زدیم ، ساز انتخابی هم گیتار انتخاب کرده بودم"

یک نکته جالب اینکه سیاوش دوست دارد تا او را یک آهنگساز بدانند تا یک خواننده...

اولین آلبوم سیاوش عروسک شب هست آلبومی که به نوعی آلبومی فراموش شده هست...

من هنوزم برام سوال چرا سیاوش چرا خودش این آلبوم رو جزء آلبوم های خودش قرار نداده..

بیشتر ترانه های این آلبوم تو آلبوم های بعدی سیاوش باز خونی شده... یه نکته جالب اینکه یه ترانه سیاوش (پاییز) توی آلبوم دهاتی شادمهر بازخونی شده...

وقتی دلت پاییز میشه

باغ دلت گلریز میشه

تصویر غم میشینه تو چشم سیاهت...

همچنین میشه به آلبوم یارم کو که با شهره و فرامرز اصلانی خونده...اشاره کرد

آهنگهایی که سیاوش تو این آلبوم خونده در آلبوم های دیگه سیاوش قرار داره و این آلبوم مجموعه ایی از چند آهنگ این خواننده ها است که باز خونی شده...

آهنگهای( کلید مرمر شنیدم) از شهره و (یارم کو دل اسیره) از فرامرز اصلانی و(سراب هدیه سایه کاش از اول) از سیاوش...

همچنین میشه به همکاری مشترک سیاوش با کوروش یغمایی در این سال ها نیز اشاره کنیم...

البته این ارتباط به سالهای دورتری بر می گرده...

" کورش یغمایی دوست زمان بچگی من بود و ما با هم خیلی خیلی زیاد دوست بودیم. کلاس هفتم که من در ایران دبیرستان البرز می رفتم کورش دبیرستان هدف می رفت و ما با همدیگه همون موقع می زدیم و می خوندیم. بعد ها هم من باز می رفتم و بر می گشتم..."

بیست و پنج سالگی به ایران برگشت تو این مدتی که سیاوش تو ایران برای بسیاری از خوانندگان اون دوران آهنگسازی کرد که از این موارد میشه به بتی اشاره کرد.خوانده ایی که در اون دوران بسیار محبوب بود...گفته میشه که بتی بعد از انقلاب دیگه به خوانندگی نپرداخت... ۳ ترانه از تنها آلبوم باقی مانده از او(غریبانه) رو سیاوش آهنگسازی کرده...

در سال ۱۳۵۲دومین آلبومی که سیاوش به بازا عرضه کرد.آلبوم زیبای فرنگیس بود...

این آلبوم هم مثه آلبوم عروسک شب به علت قدیمی بودن اطلاعات چندانی در مورد شاعر و تنظیم کننده در دست نیست...حتی کاور آلبوم را هم پیدا نکردم...

اما از کاور سی دی خواب بارون اینطور به نظر میاد که شاعر و تنظیم کننده آلبوم فرنگیس و خواب بارون بیژن سمندر و نوید نحوی باشند... اما ترانه ی پاییز که از خود سیاوشه و همچنین طلوع و خالی(دو دلی) که در آلبوم هوای خونه بازخوانی شده اند...ترانه فرنگیس هم از سعید دبیری...

باز هم بیشتر ترانه های این آلبوم که در اون زمان خونده شدند زیاد در دسترس نیست...

اما از این بین به نظر من و فکر میکنم خیلی های دیگه ترانه فرنگیس زیباترین و ماندگار ترین ترانه این آلبوم هستش...

شب...

شب که میشه تو کوچه غم اشک من میشه ستاره

من... چشمامو به ابرا میدم

آسمون بارون میباره

می خونم آخ که دیگه فرنگیس عشق تو داغونم کرد

به کی بگم که چشمات تو غصه زندونم کرد

دلم شده دیوونه ...خدا خودش می دونه...

این ترانه باعث شد حرفهای زیادی در مورد سیاوش زده بشه...

من خودم از وقتی اولین بار این ترانه رو شنیدم تا الان هنوزم خیلی دوست دارم بدونم که این فرنگیس کیه که...

عشقش سیاوش رو داغون کرده...

ماجرا از این قرار بوده که سیاوش تو شالیزارهای شمال مشغول کشت برنج بوده (تا اینجاش که قبول کردنش سخته) گاه گاهی می زده زیر آواز...اونجا عاشق دختری به اسم فرنگیس میشه.وبعد از اینکه به خارج میره و از معشوقه اش جدا میشه به یاد او فرنگیس رو میخونه...

حالا که از فرنگیس گفتیم بزارید یه نکته جالب در مورد زندگی شخصی سیاوش هم

سیاوش تا حالا ۴ بار ازدواج کرده که هر ۴ بار به متارکه انجامیده...

گفته میشد که ازدواج پنجم هم در راه...

من خودم که اول این قضیه رو خوندم خیلی حالم گرفته شد...اما بعد که خوب فکر میکنم میبینم که موضوع چندان مبهمی هم نیست...

( یاد اون روزهایی که اینجا در مورد عشق واقعی حرف میزدیم بخیر...)

آره شاید سیاوش عشق واقعی اش رو پیدا نکرده بود...

هر رفیق راهی با من دو سه روزی همسفر بود

ادعای هر رفاقت واسه من چه زود گذر بود

هر کی با زمزمه عشق دو سه روزی عاشقم شد

عشق اون باعث زجر همه دقایقم شد...

همچنین در سال ۱۹۷۷ سِاوش قمیشی؟ به همراه ، جمیلی ،معینی, فرجاد گروه ربلس

رو تشکیل دادند سیاوش در گروههای ربلس و استارس به دنبال اجرای موسیقی راک اند رول بود که در این مسیر بسیار موفق بود... سه چهار سال ایران موند ، انقلاب شد. از سال ۱۹۷۸ که میشه بیست و پنج ، بیست و شش سال پیش به لس آنجلس رفت... سیاوش بعد از فرنگیس تا ۱۹ سال هیچ آلبومی به بازار نداد..خود سیاوش میگه:

"تو اون سالها تکلیف مشخص نبود و ما نمی دونستیم چی کار باید بکنم...ولی بعد متوجه شدیم که حالا که هستیم باید کارهایی بکنیم..."

بعد از این غیبت که نه بعد از یه مدت طولانی در سکوت...

سومین آلبوم سیاوش آلبوم حکایت رو که یه همکاری مشترک و موفق با مسعود فردمنش بود منتشر کرد... در سال ۱۳۷۱...

این آلبوم رو حکایت اول(مسعود فردمنش) می دونند...ماجرای اینکه فکر و ایده شکل گیری این آلبوم و حکایت های بعدی از زبون مسعود فردمنش:

"سال ۹۱ بود، که به سهم خود احساس کردم حرکتی تازه باید آغاز شود. مردم را با شعر و ترانه آشتی دهیم. بهترین فکر این بود که شعر را خالص بیان کنیم – همان زمان که با سیاوش قمیشی اولین حکایت را ساختیم و ارائه دادیم که ملودیها سنگین و جدی بود – شعرها همه جدی و غمگین بود. برای شعر خواندن و دکلمه کردن هم سعی کردم ادا در نیاورم – بلکه با مردم حرف بزنم..."

که میشه گفت با این کار سیاوش رو هم دوباره با خوندن آشتی داد...

نکته جالبی که اینجا هست اینه که هیچ کمپانی حاضر به پخش این آلبوم نبود...که در نهایت کمپانی کلتکس حاضر به این کار شد...

که با استقبال مردم مواجه شد– حکایتِ اول حکایت روز شد. به دل همه نشست. هیاهویی به راه انداخت و هنوز بعد از سالها باز خاطره هایش مانده است. هنوز مردم از آن حرف می زنند...

بعد از حکایت اول مسعود فردمنش حکایت ها رو ادامه داد... شهره، شاهرخ،ستار و سیاوش( با آلبوم حادثه ) هم همسفران حکایت ها شدند...

حکایت ها حکایت زندگی مردم بود

در نهایت حکایت هفتم رو به تنهایی منتشر کرد ...

ترانه های این آلبوم(حکایت) همگی از مسعود فردمنش بود و تنظیم ها هم از آندرانیک...با تکنوازی زیبای پیانو از سیاوش...

مخصوصآ ترانه ی قشنگ حکایت که انگار حکایت زندگی همه عاشقاست ...

با تو حکایتی دگر این دل ما بسر کند

شب سیاه قصه را هوای تو سحر کند

باور ما نمی شود...در سر ما نمی رود

از گذر سینه ما یار دگر گذر کند

شکوه بسی شنیده ام از دل درد کشیده ام

کور شوم جزتو اگر زمزمه ایی دگر کنم

مقصد ومقصودم تویی

عشقم و معبودم تویی

توبه نمی کند اثر مرگ مگر اثر کند...





نوع مطلب : بیوگرافی خواننده ها، 
برچسب ها : سیاوش، سیاوش قمیشی، زندگی نامه سیاوش قمیشی، بیوگرافی سیاوش قمیشی، بیوگرافی خواننده محبوب و معروف سیاوش قمیشی، بیوگراف، پیشکسوت،
لینک های مرتبط :
29 بهمن 92 :: نویسنده : admin        
" بیوگرافی و زندگی نامه کامل حمیرا (خواننده معروف ایرانی) "

معرفی آثار کامل حمیرا خواننده مشهور ایرانی عکس های حمیرا زندگی نامه کامل حمیرا زندگی حمیرا حمیرا بیوگرافی و زندگی نامه حمیرا (خواننده معروف ایرانی) بیوگرافی حمیرا یا پروانه امیرافشاری biyogerafiye homeyra  , بیوگرافی و زندگی نامه کامل حمیرا (خواننده معروف ایرانی)

بخشی از بیوگرافی:پروانه امیرافشاری در ۱۳۲۳در تهران به دنیا آمد. وی از خانواده بانفوذ و سرشناس امیرافشاری که اصالتی آذری دارند می‌باشد. پدر ایشان مالک…


متن کامل بیوگرافی حمیرا:

 

زندگی نامه حمیرا

پروانه امیرافشاری در ۱۳۲۳در تهران به دنیا آمد. وی از خانواده بانفوذ و سرشناس امیرافشاری که اصالتی آذری دارند می‌باشد. پدر ایشان مالک ۱۵۰ شهر و روستا در منطقه شرق ایران و توابع طالقان بودند. از همان کودکی حمیرا خانه آنها به افتخار افراد بانفوذ حکومتی شاهد مراسم بزرگ با حضور هنرمندان نامی آن زمان مثل قمرالملوک وزیری روح انگیز بنان ملوک ضرابی و … بود که همین انگیزه اولیه دختر خانواده برای رو آوری به آواز شد .

حمیرا به دور از چشم پدر و با تشویق همسر روشن فکر و تازه از آلمان بازگشته خودبا نام نویسی در تست صدا در شورای رادیو آن زمان حیرت و تحسین اعضا شورا را سبب شد و پس از آن تحت تعلیم استاد علی تجویدی و بانو ملوک ضرابی قرار گرفت.

در سن ۲۰ سالگی به یک خواننده تمام عیار تبدیل شد. در همان سن آوازی را در دستگاه سه گاه با آهنگسازی علی تجویدی و شعری از بیژن ترقی به نام صبرم عطا کن را اجرا کردند که در کتاب ترانه‌های ماندگار این اثر به ثبت رسیده است .وی به علت مخالفت پدر با نام مستعار حمیرا فعالیت حود را آغاز کرد اما پدر وی صدای دختر خود را می‌‌شناسد و اینکه آوازه خوان بودن دختر خود را دور از شان خانوادگی خود می بیند همه صفحات موجود در بازار تهران را خریداری کرده و در خانه خود انبار می کند و طلاق دختر خود را از همسرش می‌‌گیرد و به مدت یک سال دختر خود در خانه زندانی می‌‌کند.

بعد یک سال در طی یک سفر اروپایی که برای جناب امیرافشاری پیش می‌‌آید حمیرا که از حمایت مادر خود برخوردار بود به کار خود ادامه می‌دهد(توضیح : دومین اثر مشترک حمیرا ، تجویدی و ترقی ترانه ایست به نام ” سرگردان” در گوشه ی موالیان ازگوشه های مهجور دستگاه همایون . پشیمانم بعدا ساخته شد که به دلیل مدولاسیون زیبایی که از همایون به سه گاه تغییر مقام می دهد و باز میگردد باعث تحول عظیمی در موسیقی سنتی ایرانی می‌شود. منبع مطالب داخل پرانتز : سخنان زنده یاد استاد تجویدی)

پدر وی با آگاهی از اثر جدید دختر خود وی را از خانه طرد و از ارث محروم می‌‌کند. بعد از آن وی مدتی را در خانه پسرعمویش که همسر وی هما میرافشار ترانه سرای معروف بود به سر برد تا آنکه با استاد پرویز یاحقی ازدواج می‌‌کند. صدای ایشان قابلیت سوبرآنو از ابتدا تا اوج را دارد که از کمیاب‌ترین نوع صداها می‌‌باشد .ایشان مدت شش یا هفت سال همسر آهنگساز به نام ایرانی پرویز یاحقی بودند که در این دوره زناشویی آثار ماندگاری با شعرهایی ار بیژن ترقی و آهنگ های از یاحقی همچون مرانفریبی هدیه عشق بهار نورسیده مراتنها نگذاری پنجره‌ای به باغ گل و … اجرا کرده است.

وی بعد از انقلاب چند ماه در زندان به سر برد و با پرداخت مالیاتی معادل سی هزار دلار آزاد شد همسر سوم وی که تا جر کراوات بود بعد از انقلاب عملا بیکار شد و بیمهری وی به حمیرا روز به روز بیشتر شد. حمیرا تا اواسط سال شصت خورشیدی در ایران ماند و بعد از گذراندن مزاحمت های فراوان در تهران به یکی از شهرهای شمالی نقل مکان کرد ولی نتاسفانه باز از طرف عناصر تندرو مورد اذیت و آزار قرار می گرفت لذا به ناچار بی آنکه مورد حمایت همسرش باشد به تنهایی و بصورت ناشناس با گریم در قالب یک پیرزن زشت رو با دختر دو ساله اش به نام هنگامه از مرز پاکستان از ایران خارج شد و از آنجا به اسپانیا و بعد از آن به کاستاریکا در امریکای مرکزی رفت. وی در کاستاریکا دچار افسردگی شدید شد. به صورتی که مدت یک سال تحت درمان روان پزشک بود. شوهر وی در این میان بدون توجه به همسر و فرزندش مستقیما به امریکا مهاجرت کرد .حمیرا با کمک همسر پسر عمویش هما میرافشار به ایالت کالیفرنیا مهاجرت و با حمایت احمد مسعود کار هنری خود را از سر گرفت .و در سال هفتاد و هشت خورشیدی به تومور مغزی دچار شد که به صورت معجزه آسایی از اتاق عمل نجات یافت .وی همینک در شهر لوس آنجلس زندگی می‌‌کند.

نوع صدا و سبک موسیقایی

صدای ایشان دارای قابلیت سوپرانو را دارد که از نوع کمیاب ترین صداها می باشد. با تکیه بر نظر اساتید اهل فن حمیرا از محدود هنرمندانی ست که یک شبه ره صد ساله را پیموده است و با ارائه یک اثر با نام صبرم عطا کن تمامی هنرمندان شهرت یافته پیش از خود همچون عصمت باقرپور مشهور به دلکش و اشرف السادات مرتضوی مشهور به مرضیه و خاطره پروانه و هنگامه اخوان و پریسا را در سایه قرار داده و سبک نوی در موسیقی سنتی ایران که بعدها توسط اساتید موسیقی اصیل به نام حمیرایسم مشهور شد را در موسیقی کلاسیک رو به افول دهه چهل خورشیدی پایه گذاری کندو طراوت و تازگی خاصی به موسیقی سنتی ایران ببخشدو مهم‌تر از آن توانسته اند در طول چهل سال فعالیت هنری همیشه در اوج بمانند و جز چند سوپراستار مطرح موسیقی ایران باشند .

آهنگسازان

برخی از آهنگسازان نامی که با وی همکاری نموده اند عبارت‌اند از: استاد علی تجویدی – استاد پرویز یاحقی – استاد اسدالله ملک – استاد کامل علی پور – استاد محمد حیدری – استاد محمدجلیل عندلیبی – حسن شماعی زاده – بابک رادمنش – کاظم رزازان – صادق نوجوکی – استاد فضل الله توکل – استاد انوشیروان روحانی.

ترانه سرایان و شاعران آثار

حافظ – مولوی – بابا طاهر عریان – استاد رهی معیری – استاد بیژن ترقی – هما میرافشار – لیلا کسری مشهور به هدیه – جلیلی بیدار – عماد خراسانی – کمال خجند – گلچین معانی – معینی کرمانشاهی

لیست آثارکلاسیک ماندگار

(استاد تجویدی : صبرم عطا کن ، سرگردان ، پشیمانم ، بادلم مهربان شو، دنبال دل ، دیگر چه خواهی، شهنشاها، وقتی که عشق میاد، بازم آفتابی میشه ، دور از دیار ) به یاد روح انگیز . بگو چه بگویم . . مرانفریبی . هدیه عشق – بهار نورسیده بهار عشق من – محبت – ساز خاموش – دل خونه – محمد – درویشان – از دست عشق- بی وفایی – الهی بمیری –به خاطر تو – آهنگ محبت – می عاشقانه – گلهای تازه شماره ۱۴۵ با هم خوانی استاد محمودی خوانساری. و…
لیست آثار ماندگار پاپ

دریا کنار – پیرت بسوزه عاشقی – سرگردان – ده بهار – بی قرار – شمال – کوچ – امید – اینه دنیا – عالم عشق -هم زبونم باش – مسافر غریبه – ای دادبیداد – چوبکاری -در جستجو -

.

.

.

معرفی آثار کامل حمیرا خواننده مشهور ایرانی عکس های حمیرا زندگی نامه کامل حمیرا زندگی حمیرا حمیرا بیوگرافی و زندگی نامه حمیرا (خواننده معروف ایرانی) بیوگرافی حمیرا یا پروانه امیرافشاری biyogerafiye homeyra  , بیوگرافی و زندگی نامه کامل حمیرا (خواننده معروف ایرانی)





نوع مطلب : بیوگرافی خواننده ها، 
برچسب ها : بیوگرافی حمیرا، بیوگرافی خواننده معروف حمیرا، حمیرا، زندگی نامه حمیرا، بیوگراف، پیشکسوت، خواننده محبوب حمیرا،
لینک های مرتبط :
29 بهمن 92 :: نویسنده : admin        

مازیار (عبدالرضا کیانی نژاد) در یکم تیرماه 1331 در زادگاهش بابل پا به جهان هستی گذاشت در نوجوانی استعداد شگرفش را در زمینه خواندن نشان داده ، کار حرفه ای خود را از اردوی جوانان رامسر تجربه کرد. در همین زمان صدای استثنائی او در سال 1352 کشف و اولین ترانه اش با نام آرزوهای فردا به بازار هنر عرضه شد. پس از آن ترانه های وی یکی پس از دیگری به گوش علاقه مندان رسید ، ترانه های ماندگاری چون زمزمه ، عزیز ، کبوتر ، ساقی ، آدم برفی ، عادت ... و آخرین ترانه وی ایران ایران که در سال 1357 اجرا شد. در سالهای اخیر چهار آهنگ را به صورت آزمایشی ضبط کرده بود که اجل مهلتش نداد و در سحر گاه شانزدهم فروردین 1376 دیده از جهان فرو بست. اخیرا یکی از آهنگ های توسط حسین زمان باز سازی و خوانده شده است حسین زمان می گوید که من برای لولین بار وقتی در خارج از کشور مشغول تحصیل بودم خانواده ام این آهنگ را برای من فرستادن که بارها این آهنگ را گوش دادم و به یاد ایران گریه کردم واین زمانی بود که در ایران جنگ بود وهمین آهنگ بود که باعث بازگشت من به ایران شد. مازیار دارای دو دختر به نام های غزل و ترانه است که آن ها نیز دستی در هنر دارند. امیدواریم که در زمان حیات هنرمندان از آن ها تجلیل شود.

زنده یاد مازیار: خوش به حالت كبوتر هر جا بخوای پر می کشی

حدود یك سال و اندی پس از صادر شدن مجوز و انتشار آلبوم ماهیگیر، كاست دیگری با صدای مرحوم مازیار منتشر شد. این آلبوم كه كبوتر نام دارد در حقیقت دومین مجموعه از آثار مازیار است كه پس از انقلاب اجازه انتشار نیافته بود. پس از انقلاب البته قبل از انتشار كاست ماهیگیر كودك قرن و خیلی قبل‌تر از آن بوی گندم با كركس‌ها می‌میرند منتشر شده بود كه كودك قرن مجموعه‌ای بود از آهنگ‌هایی كه مرحوم مازیار پس از انقلاب خوانده بود. كار تا مرحله ضبط صدا در استودیو پیش رفته بود، اما اجل مهلت نداده بود كه به سرانجام برسد. بعداز فوت مرحوم مازیار سعید محمدی مطلق كار را تنظیم كرده بود و این تنها كاست بعد از انقلاب مازیار بود كه با اجازه خانواده‌اش منتشر شده بود. كاست بوی گندم خودش ماجرا دارد. آشنایی مازیار با افسانه سهایی درست در سال 57 اتفاق افتاده بود. درست سر مرز خواندن و نخواندن مازیار.

مازیار آن موقع به عنوان یك خواننده مطرح فعالیت داشت. تا سال 58 هم فعالیت داشت و از سال 59 كم‌كم به حاشیه رفت؛ بی‌هیچ دلیل مشخصی. او آن موقع ترانه زیبایی خوانده بود به نام شهید با آهنگی از بابك بیات برای شهیدان وطن اما این هم برگ برنده‌اش نشد. جوان بود و خوش‌صدا. هیچگاه از محدوده اخلاق فراتر نرفته بود. تمام آهنگ‌هایی كه خوانده است به سی ترانه نمی‌رسد. تمام ترانه‌هایش قابل پخش هستند و اكنون كه دیگر سوءتفاهم رفع شده است تقریبا همه آهنگ‌هایش از رادیو و تلویزیون پخش می‌شود. بعداز آنكه سطح موسیقی‌هایی كه از رادیو پخش می‌شدند آنقدر پایین آمد كه صدای همه درآمد آنوقت بود كه همه به این نتیجه رسیدند كه مازیار، فرهاد، یغمایی، اصلانی، مهرپویا، آرتوش و دیگران همان قله‌های موسیقی پاپ مملكت هستند كه می‌توانند راهگشای جوانان این عرصه باشند.

مازیار افسانه را نمی‌شناخت اما افسانه می‌شناختش. از طریق رادیو و تلویزیون كارهایش را شنیده بودودیده بود. خودش حالا می‌گوید كه مازیار خواننده مورد علاقه‌اش بود و لابد چقدر پرواز كرد كه وقتی با مازیار آشنا شد و این آشنایی توام با ازدواجی توام با عشق شد. آن موقع مازیار در برنامه رنگارنگ تلویزیون فعالیت داشت. بعد كه از تلویزیون بیرون آمد هنوز همان خواننده خوش‌صدا بود و خوش تكنیك و همان چهره محبوب. او نمی‌توانست ازآواز دور بماند و بنابراین به صورت خصوصی تعلیم آواز می‌داد در منزل. آن هم به صورت رایگان. نمی‌توانست نخواند. حتی وقتی كه آواز را تدریس می‌كرد چیزی در درونش و در حنجره‌اش بود كه وادارش می‌كرد بخواند.دنبال مجوز بود. نمی‌خواست غیر از آن باشد كه قانون می‌خواهد. البته در سال 59 كاستی را كار كرد به نام داری كه در آن چند آهنگ محلی مازندرانی را اجرا كرد با چند كار از محمد شمس، علیرضا میبدی و عمادرام. آن زمان انتشار كاست احتیاجی به مجوز نداشت. آن كاست با استقبال گسترده‌ای مواجه شد و فروش خوبی داشت.

حدود سال شصت بود كه مساله مجوز مطرح شد و مازیار هم مشمول یك بی‌سلیقگی سلیقه‌ای شد ونتوانست مجوز بگیرد. هر وزیر جدیدی كه می‌آمد مازیار می‌رفت در سیستم موسیقی‌اش مجوز بگیرد و همه‌اش موكول می‌شد به بعد.می‌خواست همانطوری كه قانون می‌خواهد باشد و با مجوز تعیین شده كار كند. این محدودیت را خودش برای خودش وقتی كه احتیاج به هیچ مجوزی نبود تعیین كرده بود؛ آنگاه كه هیچ‌گاه از محدوده اخلاق فراتر نرفت، هیچ وقت از محدوده موسیقی سالم، اصولی و علمی فراتر نرفت و همیشه و حتی قبل از انقلاب آن وقت كه خیلی جوان بود سعی كرد به هیچ نوع ابتذالی نزدیك نشود. وطن‌پرست بود و با وجود همه نیاز مالی هیچ توجهی به پیشنهادات آن طرف آب‌ها نداشت.

خوانده بود: هر دری بسته شد/به روی من شكسته/ای كه بر خسته‌دلان درو نبستی منو دریاب

مازیار دنبال مجوز بود اما یك نفر دیگر مجوز گرفته بود برای آنكه كارهای او را منتشر كند. قبل از آنكه متوجه شوند كاست منتشر شده بود با نام بوی گندم و مثل توپ صدا كرده بود.

دختر بزرگتر مازیار، غزل می‌گوید: این كاست مجموعه‌ای بود از ترانه‌های قدیمی پدر با آهنگ‌هایی از آقای شمس، نوجوكی، بابك بیات و دیگران و آهنگ بوی گندم مال منصور تهرانی بود و همه فكر می‌كنند همه كاست كار منصور تهرانی بود. در منزل‌شان نشسته‌ایم كه در حوالی خیابان ملك است به اتفاق مادر، خواهرش ترانه و سعید عزیزی همسر غزل كه خود آهنگ‌ساز است و شركت پژواك هنر شرق را به اتفاق غزل می‌گرداند. غزل خودش هم خواننده است و چند كنسرت هم برای بانوان برگزار كرده. من بیشتر دارم با خانم افسانه سهایی صحبت می‌كنم، همسر مازیار و آنها دورتر نشسته‌اند. گاهی وقت‌ها كه نیاز به توضیح باشد وارد بحث می‌شوند. غزل مطابق معمول كم‌حرف است وتوضیحات را بدون حتی یك كلمه اضافه می‌گوید و بعد می‌نشیند كه مادر صحبت كند. مادر اما با حرارت صحبت می‌كند. من كه هیچگاه مازیار را از نزدیك ندیده بودم اما حدس می‌زنم غزل این كم‌حرفی را از پدر به ارث برده باشد. صاحب آن ترانه‌های غمگین و آن صدای گرم سوخته؛ گرم حزین. ترانه، دختر دوم مازیار هم هست منتها در حاشیه‌ای دورتر. می‌آید و می‌رود. مشغول كار خودش است. او هم اهل موسیقی است. خانواده‌ای یكدست. مادر دارد از كاست بوی گندم حرف می‌زند و به نظرش منصور تهرانی مقصر است اما غزل می‌آید و وارد بحث می‌شود كه او هم در انتشار این كاست مثل پدر دخیل نبود. یعنی او هم طرفی نبست از آن همه استقبال از كاست.

مازیار می‌خواست مجوز بگیرد برای كارهایش كه هیچ ایرادی نداشتند اما از آن طرف عباس منطقی ظاهر شده بود با مجوزی در دست و چند وقت بود كاست بازار را قرق كرده بود. این البته تنها تجربه عباس منطقی نبود. او مجموعه‌ای از زیباترین آثار فرهاد را هم با عنوان وحدت منتشر كرده بود بدون اجازه خانواده‌اش. همانطوری كه در سال‌های اخیر آهنگ‌های عباس مهرپویا را منتشر كرده بود. آن موقع در ابتدای این راه بود. از خانم افسانه سهایی از عباس منطقی می‌پرسم. می‌گوید: او از كسانی بود كه در لاله‌زار در كار نوار و پخش كاست بود. حقیقت‌اش این است كه او یك روز به خانه ما مراجعه كرد. همین خانه. با همسرش آمده بود. به مازیار گفت كه مازیار وضعم خیلی بد است. یك كمكی به من بكن. مازیار گفت چه كاری از من ساخته است؟ آقای منطقی گفت كارهایی را كه داری به من بده، من از وزارت ارشاد مجوز می‌گیرم. من می‌توانم. من آنجا آشنا دارم و می‌توانم مجوز بگیرم. شوهرم هم به رسم امانت تمام كارهایش را در اختیارش گذاشت. تمام كارها را. ایشان هم رفت گویا یك مجوز قلابی گرفت... غزل حرف مادر را قطع می‌كند: مجوز یك آهنگ از هشت آهنگ را گرفت. فقط مجوز آهنگ گل گندم را گرفت و بقیه آهنگ‌ها را بدون مجوز در كاست گذاشت و به همین خاطروقتی كاست منتشر شد بعد از یك مدت به خاطرنداشتن مجوز متوقف شد. سعید هم توضیحاتی می‌دهد كه بماند.

آن كاست در آن سال فقط در سه ماه اول كه در بازار بود پنجاه و پنج میلیون تومان فروش كرد. بعد از آن از ادامه انتشار جلوگیری كردند. مازیار بعد از انتشار كاست پیگیری كرد كه حق و حقوقش را بگیرد اما منطقی مورد بحث پیدایش نبود. كسی خبری از او نداشت با وجود آنكه مدیرعامل یك شركت اسم و رسم‌دار بود كه هنوز هم هست. همان كه در یكی دو سال گذشته كاست‌های مهرپویا را هم منتشر كرده است با همان روال قدیم.

مازیار پس از انتشار این كاست به این صورت از چند طریق تحت فشار بود. از طرفی حق و حقوقش پرداخت نشده بود، از طرفی دیگر او كه آنقدر صبر كرده بود تا با مجوز و قانونی عمل كند، كاستی را در بازار می‌دید كه به جز یك آهنگش بقیه بدون مجوز بودند. طرف مورد بحث هم كه پیدا نبود بنابراین او بود كه مورد بازخواست قرار می‌گرفت.گفته بود كه من روحم از انتشار كاست خبر ندارد اما این دلیل منطقی نبود. مستر كارها در اختیار آن شركت قرار گرفته بود. توضیحات شرح ماوقع او را از بازخواست خارج كرده بود. تبرئه شده بودو كاست متوقف. این وسط تنها یك فایده برای مازیار متصور بود و آن اینكه یخ ممنوعیت صدای مازیار شكسته بود. حیف آن صدای گرم كه یخ كرده بود.

من و شمع نیمه‌جون امشب بس كه نالیدیم شب به تنگ آمد/خدا را آیینه جانم از غم تنهایی به سنگ آمد/چه‌ها من كشیدم به پای تو...

حتی خنده‌هات مث تلخی گریه است/ مث لبخند دروغ آشنایی/ تورو خوب می‌شناسم از عاطفه سرشار/ تو كجا و قصه‌های بی‌وفایی/ حرف بزن ای مهربون/ منو از خودت بدون درها به روی مازیار باز شده بود ظاهرا، اما یك در قرار بود بسته شود. او البته وسواس بسیاری برای انتخاب آهنگ و شعر داشت. بیلان كاری‌اش هم همین را نشان می‌داد. خواننده ترانه معروف ماهیگیر كه مثل توپ صدا كرده بود در تمام عمر هنری‌اش كمتر از سی آهنگ خوانده است و حالا كه قرار بود اولین كاست رسمی و قانونی بعد از انقلابش را منتشر كند وسواس داشت كه كار خوب باشد. گل گندم حدود سال‌های 73 و همان سال توقیف شده بود، سال 75 ضبط كودك قرن شروع شده بود. در این سال‌ها دنبال شعر و آهنگ خوب می‌گشت. اینها را غزل می‌گوید و ادامه می‌دهد: بعد كه آقای محمدی مطلق كارهایش را آورد بدش نیامد. شعرها از آقای ساعد باقری بود. كارها هم بد نبود. ملودی‌ها را بابا خودش ساخته. یك نوار آزمایشی هست كه در آن با هم حرف می‌زنند و درباره كار صحبت می‌كنند در آنجا می‌بینیم كه اكثر ملودی‌ها را خود بابا ساخته. اگر گوش كنید متوجه می‌شوید، ملودی آقای مطلق یك چیز دیگر بود و بابا با این ملودی‌ها بازی كرد و ساخت. سال 75 این كار به صورت آزمایشی ضبط شد، خورد به بیماری مازیار و صبر برای بهبودی‌اش كه هیچگاه محقق نشد، سال 76 مازیار فوت كرد. كاست در تیرماه 77 منتشر شد. آن موقع مازیار نبود. مازیار در اوایل میانسالی فوت كرده بود. در یكم تیرماه 1331 در بابل متولد و در شانزدهم فروردین 76 فوت كرده بود.یعنی درست دو ماه و نیم مانده بود كه چهل و پنج ساله شود.

از افسانه می‌پرسم: شما ساكن تهران بودید؟ تایید می‌كند. می‌پرسم: چطور با هم آشنا شدید؟ می‌گوید:عاشق شده بودیم دیگر. و همه با هم می‌خندند. می‌گویم: پیش بچه‌ها لو رفته‌ای. می‌گوید: خودشان همه چیز را می‌دانند. همه چیز را از اول تا الان. من هیچ چیزی را از بچه‌هایم مخفی نكرده‌ام. ما آن موقع با مادرم در پاسداران زندگی می‌كردیم. مازیار به اتفاق برادرش و همسر فرانسوی برادرش در همین خانه زندگی می‌كردند. اول انقلاب آنها رفتند و ما آمدیم اینجا. مازیار وقتی حدود شانزده سالش بود آمده بود تهران.برادرش در تهران زندگی می‌كرد. عشق به موسیقی داشت. پیش مرحوم فریبرز حیدری پیانو یاد می‌گرفت. خودش تعلیم صدا می‌داد و برای غزل از دوسالگی پیانو خرید. آقای فریبرز حیدری می‌آمد و به غزل هم پیانو یاد می‌داد. بچه‌ها ژن موسیقی را از پدر به ارث برده‌اند. شوهر من هم موسیقی را از مرحوم مادرش به ارث برده بود. مادرش صدای بسیار خوبی داشت و وقتی كه می‌خواند همه اهالی محل از خانه‌هایشان می‌آمدند بیرون كه صدایش را بشنوند. یك چیزی در صدایش بود كه خیلی شنیدنی بود. شوهرم همیشه می‌گفت كه در شمال محیط ایجاب می‌كرد كه صدایشان را رها كنند.

از آن صداهای رها مازیار به دنیا آمد كه مظلوم بود و معصوم و خالی از هر زد و بند. درگیر یك سوءتفاهم شد و غصه خورد.

گریه‌هات زخم مصیبت نداره/قلب تو به غصه عادت نداره/حوض كوچیكو یه دریا می‌بینی/لونه‌تو قد یه دنیا می‌بینی.

گل گندم را كه كنار بگذاریم از مازیار سه كاست منتشر شده است. كودك قرن با آن داستانی كه گفتم. بعد ماهیگیر به همت غزل و سعید در شركت پژواك هنر شرق و بعد از آن حالا كبوتر. فقط كاست تنهایی مانده است كه منتشر شود.

نمی‌دانم كاست گل گندم را هنوز می‌فروشند یا نه. شاید بفروشند. همانطوری كه وحدت را می‌فروشند. همانطوری كه آواز قو را می‌فروشند. كسی جلودار كسی نیست. مازیار كه نیست. اگر بود و وقتی بود هم فرقی نمی‌كرد.

خوش به حالت كبوتر/ هر جا بخوای پر می‌كشی... 





نوع مطلب : بیوگرافی خواننده ها، 
برچسب ها : بیوگرافی مازیار، بیوگرافی خواننده معروف مازیار، مازیار، زندگی نامه خواننده معروف مازیار، بیوگراف، بیوگرافی، پیشکسوت،
لینک های مرتبط :
29 بهمن 92 :: نویسنده : admin        




بیوگرافی زنده یاد جهان

زنده یاد جهان قشقایی معروف به جهان، مرداد ۱۳۳۴ در شیراز چشم به جهان گشود و تا پایان تحصیلات دبیرستان در این شهر به سر می‌برد . پس از آن برای ادامه تحصیلات در رشته مهندسی معماری به تهران رفت . 
وی سال ها بعد، برای ادامه زندگی به کانادا سفر کرد . جهان پس از چند سال برای کار حرفه‌ای موسیقی به امریکا رفت . وی کار خوانندگی را در کاباره تهران در سال ۱۳۶۸آغاز کرد . نخستین آلبوم وی با نام «از دست عشق» را شرکت پارس ویدئو در سال ۱۳۷۱ پخش کرد .
جهان سال ۱۳۸۲ و پس از زمین لرزه بم برای نخستین بار پس از سالها به میهن بازگشت و نخست به شهر بم رفت و سپس به شهر خود شیراز پا گذاشت . وی همچنین در آن سفر در تهران و درانجمن هنرمندان چند قطعه را زنده برای هنرمندانی که در آن برنامه بودند اجرا نمود . جهان همچنین پس از آن نیز سفری به ایران داشت که بر اثر یک سری مشکلات که برای خروج وی از کشور بوجود آوردند ناگزیر شد چند ماه بیشتر در کشور بماند .
جهان پس از ۴۰ سال فعالیت هنری سرانجام در سن ۵۵ سالگی و در روز  خورشیدی بر اثر سکته قلبی درگذشت. تیتر خبر چنین بود:

« جهان قشقایی معروف به( جهان) خواننده موسیقی پاپ و یکی از خوش صداترین خوانندگان موسیقی پاپ حدود ساعت 21 شب 22 فروردین به وقت تهران بر اثر سکته قلبی درگذشت جهان که در سال 1955 به دنیا امده بود در طول بیش از 40 سال فعالیت هنری خود ترانه های زیبایی را با آن صدای محزون خود خواند و آلبومهای زیبایی را روانه بازار موسیقی کرد جهان هر چند در غربت از دنیا رفت ولی همیشه به ایران عشق می ورزید .»

مجموع آلبوم های زنده یاد جهان به ترتیب عبارتند از :

  • از دست عشق(۱۳۷۱)
  • طلوع فردا
  • خبر تازه
  • پرنده و پرواز
  • سرگذشت(۱۳۸۰)
  • به یاد بزرگان(۱۳۸۲)
  • شهر عشق(۱۳۸۴)
  • لحظه‌های عاشقی(۱۳۸۷)
  • سکوت(۱۳۹۰)




نوع مطلب : بیوگرافی خواننده ها، 
برچسب ها : جهان، بیوگرافی جهان خواننده معروف و محبوب، بیوگرافی جهان، زندگی نامه جهان قشقایی، بیوگراف، پیشکسوت،
لینک های مرتبط :
29 بهمن 92 :: نویسنده : admin        




بیوگرافی منصور خواننده مشهور ایرانی

طی دهه ی اخیر ٬ منصور از یک خواننده ی گمنام به یک شخصیت بین المللی تبدیل شده است ٬ بطوری که فهرستی از بهترین آلبوم های موسیقی را در کارنامه ی خود ثبت کرده است CD وآلبوم "فراری" که ویژگی اصلی آن مفهوم مثبت ترانه ها و موسیقی ساده و روان قطعات می باشد با اینکه  منصور آثار خود را خارج از ایران ضبط میکند و فروش آثار در ایران غیر قانونی می باشد ٬ ولی وی در ایران نیز به عنوان یکی از مشهورترین هنرمندان ایرانی مطرح است.
جدا از فروش میلیونی آثار منصور و استقبال کم نظیری که از کنسرت های منصور در سراسر جهان میشود ٬ موسیقی وی به بخشی جدا ناشدنی از زندگی ایرانیها تبدیل شده است.
آهنگ "دیوونه" ی منصور به طور ویژه ای در استادیوم های فوتبال در ایران مشهور شده است ٬ هزاران فوتبال دوست ٬ هنگامی که اشتباهی از یکی از بازیکنان یا داور سر میزند ٬ با فریاد "دیوونه ٬ دیوونه" به دسته جمعی این آهنگ را میخوانند.
و همچنین قطعاتی از برخی دیگر از آثار مشهور منصور مانند "فقط بخاطر تو" و "عزیز دلمی" هر از گاهی در فیلم های ایرانی به گوش میرسد.
منصور در تهران به دنیا آمد و سپس در سن 13 سالگی وارد خاک آمریکا شد.
وی در سنین نوجوانی هرگاه فرصتی می یافت در مدرسه و مهمانی ها به خواندن میپرداخت.
منصور درمورد عشق و علاقه ی خود نسبت به موسیقی سنتی ایران میگوید : (( هنگاهی که جوانتر بودم همیشه تحت تاثیر ملودیهای سنتی ایران آواز میخواندم. )) پس از اتمام دوران دبیرستان منصور به عنوان همخوان روی صحنه و در استودیوهای ضبط موسیقی به کار پرداخت. پس از گذشت مدتی تا منصور با روند کار در استودیو ضبط موسیقی آشناتر شد ٬ یکی از موسیقیدانانی را که از قبل با او سابقه ی همکاری داشت را به منظور تنظیم آهنگها در پروژه شخصی خود به استخدام درآورد.
منصور ضبط اولین آلبوم خود را با سرمایه ی شخصی حاصل از درآمد فروشگاه موبایل متعلق به خود ٬ در سال 1991 آغاز کرد. منصور در این باره میگوید : (( من عاشق موسیقی هستم اما در عین حال از هیجان حاصل از دنیای خرید و فروش نیز لذت میبرم. ))
پروژه ی منصور 3 سال برای کامل شدن طول کشید زیرا منصور اصرار داشت از بهترین امکانات و روش ها برای ضبط کارهایش استفاده کند در این مدت منصور تحت آموزش استادان آواز ٬ تکنیک آوازش را بهبود بخشید. اولین آلبوم منصور به نام August 1994 در سرانجام فرفره های بی باد" توسط شرکت کلتکس به بازار آمد.منصور با چشیدن طعم موفقیت ٬ در عرض 4 سال 3 آلبوم دیگر نیز به بازار
داد : "تصویر آخر" ٬ "دریچه" و "قایق کاغذی". همان طور که کم کم بر طرفداران منصور اضافه می شد ٬ یک فیلم ساز مستقل ایرانی به نام "بابک شکریان" در سال 1999 از منصور برای بازی در فیلم "آمریکای زیبا" دعوت کرد. بازی در این فیلم هم زمان با ضبط پنجمین آلبوم منصور بود ٬ اما با این حال منصور اشتیاق زیادی برای تجربه ی بازیگری داشت.
تجربه ی کارهای مختلف باعث افزایش خلاقیت منصور شد ; درنتیجه منصور در آلبوم "فقط بخاطر تو" اولین آهنگ خود را ساخت. منصور در مورد احساساتی که باعث شد وی به آهنگ سازی بپردازد میگوید : (( قطعه ی خاصی از این آلبوم بیان علاقه ی شخصی من به موسیقی است ٬ آن چیزی که از بچگی در مورد موسیقی در قلبم احساس میکردم ٬ اگرچه ساختار اصلی موسیقی مرا موسیقی پاپ تشکیل میدهد ٬ اما به موسیقی سنتی ایران نیز علاقه ی زیادی دارم. ))
وقتی آلبوم "فقط بخاطر تو" در March 2000 به بازار آمد ٬ منصور که قسمت عمده ی سرمایه گذاری آلبوم را خودش انجام داده بود ٬ مضطرب و نگران بود ; اما این آلبوم خیلی سریع به بهترین اثر منصور تا آن زمان تبدیل شد که فروشی میلیونی داشت ( البته گزارش ها ی مربوط به فروش این آلبوم ٬ قابل اعتماد نیست زیرا در بسیاری موارد تکثیر به صورت غیر مجاز بوده )
آهنگ های این آلبوم همراه با ویدئوها ی آن به عنوان یک موفقیت قابل توجه ٬ پلی میان ایرانیان داخل و خارج کشور ایجاد کرد.
آهنگ "فقط بخاطر تو" به عنوان وجه اشتراک تمام ایرانیها در سراسر دنیا و احتمالا به محبوب ترین آهنگ ایرانی در طی 2 دهه ی اخیر تبدیل شد.
این آهنگ در همه ی کلوپ های شبانه ٬ پارتی ها ٬ تلویزیون ها و ایستگاههای رادیویی شنیده میشد.
در آن زمان "فقط بخاطر تو" آنقدر همه گیر شد که تقریبا به عنوان یک سرود ملی درآمد. اما خود منصور اظهار دارد که گاهی آهنگهای مورد علاقه ی خودش مورد توجه مردم قرار نمیگیرد ; مانند آهنگ "انتظار" که منصور شخصا علاقه ی خاصی به آن دارد.
ششمین آلبوم منصور به بازار آمد December 2001در آلبوم "زندگی" که سومین همکاری منصور با شرکت ترانه بود. که طرفداران منصور با دیدن قیافه ی جدید او در ویدئوهای آلبوم زندگی ٬ شگفت زده شدند. منصور دراین باره میگوید : (( من موهایم را بلند کردم زیرا میخواستم نسبت به ویدئوهای قبلی ظاهر متفاوتی داشته باشم. من به همراه گروهArizona ٬ New Mexico ٬ Texas ٬ موسیقیی که با آنها کار میکردم به Grand Canyon ٬ Monument Park و White Sands رفتیم تجربه ی بسیار خوبی بود که در همین زمان فیلم "آمریکای زیبا" در چندین فستیوال فیلم در Berlin ٬ Marrakech ٬ Gothenburg و Los Angeles به نمایش در آمد و از طرف منتقدان مورد ستایش قرار گرفت و چند جایزه به خود تعلق داد ; این امر باعث شد منصور به شنونده های جدیدی در سراسر دنیا معرفی شود. هفتمین آلبوم منصور با نام "دیوونه" ٬ دو آهنگ محبوب دیگر را از منصور معرفی کرد ; یکی "دیوونه" که نام آلبوم جدید او نیز بود و دیگری "عزیز دلمی". به تدریج طرفداران فارسی زبان جدیدی از افغانستان ٬ تاجیکستان ٬ بحرین ٬ امارات ٬ قطر ٬ کویت و ترکیه نیز بر طرفداران قبلی منصور اضافه شدند ; درنتیجه منصور به یکی از موفق ترین هنرمندان خاورمیانه تبدیل شد.
زلزله ی ویران کننده ای در جنوب شرقی ایران در December, 26, 2003 رخ داد که بیش از 26 هزار نفر کشته و 9 هزار نفر مجروح بر جای گذاشت.
این زلزله ٬ یکی از مصیبت بارترین بلاهای طبیعی قرن بود. منصور به یاد کسانی که در این حادثه ی غم انگیز از دست رفتند ٬ ویدئوی جدیدی برای نوروز 2004 تهیه کرد به نام "عیدی ندارم". ابتدا قرار بود این آهنگ فقط در قالب یک ویدئو ارائه شود ٬ اما تقاضای طرفداران تا حدی بود که منصور تصمیم گرفت این آهنگ را به آلبوم آینده ی خود اضافه کند.
به دنبال ارائه ی آلبوم "فراری" ٬ منصور امیدوار است که طرفداران خود را از
فرهنگ ها و زبان های مختلف افزایش دهد.
امروز منصور قسمتی از زندگی میلیون ها ایرانیست. به نظر میرسد که صدای منصور در هر خانه ای شنیده میشود. در چنین روزگاری پیام امیدبخش منصور از هر زمان دیگری مهم تر است.
منصور به این حرف گاندی اعتقاد دارد :‌ (( تو باید همان تغییری باشی که انتظار داری در جهان به وقوع بپیوندد. ))
منصور در حال حاضر در لس آنجلس زندگی میکند ٬ اما بیشتر وقتش به سفر در دور دنیا میگذرد. گرچه منصور دیگر در ایران زندگی نمیکند اما ایران همیشه قسمتی از وجود اوست و همیشه با او خواهد بود







نوع مطلب : بیوگرافی خواننده ها، 
برچسب ها : منصور، بیوگرافی خواننده معروف منصور، بیوگرافی منصور، بیوگراف، زندگی نامه منصور، پیشکسوت،
لینک های مرتبط :
29 بهمن 92 :: نویسنده : admin        


بهار غلامحسینی معروف به الهه (۱۳۱۳ – ۲۴ مرداد ۱۳۸۶) از خوانندگان ایرانی معروف ایرانی بود.

وی نزدیک به پنجاه سال در عرصه موسیقی ایران فعال بود و بیش از یکصد قسمت از مجموعه قدیمی و مشهور برنامه گل‌ها را در رادیو ایراناجرا کرد.

نخستین پخش رسمی صدای الهه با نام پریچهر در فیلم «مردی که رنج می‌برد» بود که در سال ۱۳۳۶ اکران گشت.

الهه در طول دوران خوانندگی خود با آهنگسازانی مثل پرویز یاحقی و همایون خرم و نیز تعداد زیادی از شاعران و ترانه سازان مشهور همکاری کرد.

الهه در طول فعالیت هنریش بیش از ۷۰۰ ترانه اجرا کرد. الهه در بیشتر برنامه‌های موسیقی رادیوی زمان خود حضوری فعال داشته‌است.

وی سه ماه قبل از مرگ به ایران بازگشت، و در روز چهارشنبه ۲۴ مرداد ماه ۱۳۸۶ در بیمارستان پارسیان تهران به علت ابتلا به سرطان کبد در گذشت.

نام اصلی : بهار غلامحسینی
همسر : یعقوب یگانه (ازدواج ۱۹ بهمن ۱۳۳۳)
فرزندان : فرید , داریوش , شاهرخ , آویشه و برزو
تاریخ تولد : ۱۳۱۳
محل تولد : تهران
تاریخ درگذشت : چهارشنبه ۲۴ مرداد ماه ۱۳۸۶
محل درگذشت : بیمارستان پارسیان تهران
علت مرگ : سرطان کبد
مدت عمر : ۷۳ سال
گرایش سیاسی : نامعلوم





نوع مطلب : بیوگرافی خواننده ها، 
برچسب ها : الهه، خواننده معروف الهه، بیوگرافی خواننده معروف الهه، بیوگراف، بیوگرافی، پیشکسوت،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 7 )    ...   3   4   5   6   7   
   
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic