درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : admin
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
سایت تفریحی و سرگرمی پیشکسوت
بیوگرافی شخصیت ها و دانلود آهنگ های ماندگار-قدیمی و پیامک های عاشقانه-نرم افزار
29 بهمن 92 :: نویسنده : admin        

زندگینامه سوسن خواننده قدیمی

 سوسن زنی با شخصیت بود و هیچ وقت گذشته خود را فراموش نکرد و همیشه یار مستمندان بود. او در تأسیس چند پرورشگاه سهیم بود. او سرپرستی چندین کودک بی سرپرست را مادرانه بعهده گرفت. او با دیدن هر فقیری اختیارش را از دست می داد و توشه و مزد زحماتش را بین آنان تقسیم می نمود. او درد فقیری و نداری و بی کسی و زندگی پرورشگاهی را چشیده بود. سوسن نامش گل اندام طاهرخانی بود متولد اردیبهشت ماه ۱۳۲۱در قصر شیرین. نام پدرش ابراهیم نام مادرش بلقیس بود. بعد از از دست دادن پدرش در یک حادثه تصادف که خودش هم مجروح گشت به اتفاق مادرش به تهران آمد.
به اتفاق مادرش عازم شهر ری شد و به علت فقر مادرش در ماشین دودی آن زمان به آواز خوانی می پرداخت و دخترک بیچاره پول جمع می کرد. مردم به سوسن که دارای چشمان ریز و کم بینش دلسوزی می کردند بیشتر پول می دادند مادر او که در مدیحه سرایی و ذکر علی علی و حسین حسین مهارت خاصی داشت، در اجتماعات آن محل جمع می شد آنان در کاروانسرایی در بازار شهر ری زندگی می کردند و مادرش بعلت بیماری وبا با زندگی وداع گفت. سوسن نزد زنی تنها که به او عمه می گفت زندگی کرد.در همسایگی آنان زنی بود که در کافه ها می خواند و بعضی وقتها سوسن را با خود به کافه می برد و کم کم او هم با شبی دو تومان شروع به کار کرد. بعد از گذشت چند ماه عمه ناتنی او از وضعیت سوسن مطلع شد و پس از درگیری کار آنان به کلانتری کشید. آن روز سوسن ۱۲ سال بیشتر نداشت و با توضیح وضعیت و شرح حال خود از آن عمه ناتنی توسط پلیس وقت جدا شد و به یک پرورشگاه در خیابان مولوی سپرده شد .
کم کم پا به عرصه خوانندگی و تقلید ترانه های دلکش و قمر و ملوک ضرابی پرداخت و با نام ویکتور در یک کافه با شبی پانزده تومان مشغول به کار شد و پس از چندی رشید مردای آهنگساز کوچه بازار با او آشنا شد و او را به کافه دیگری برد و نام هنری سوسن را برای او انتخاب کرد. نا گفته نماند که چون سوسن سواد خواندن و نوشتن نداشت به کمک رشید مردای و یار محمد تهرانی ترانه ها را حفظ می کرد. پس از سال ها توسط جمیله رقصنده هنرمند به کافه های مجلل تر پایش باز شد و تا آنجا پیش رفت که توانست در شکوفه نو یکی از کاباره های مهم آن زمان تهران، جایی برای خود باز کند. آقا رضا سهیلای معروف که دارای چند کافه در لاله زار بود از او خواستگاری کرد ولی او جواب رد داد. با گذشت زمان پایش به رادیو باز شد و سپس به مهمانی های بزرگان دعوت شد و همچنین توسط زنده یاد پوران خواننده وارد دربار شد و سوسن به خاطر قدردانی از جمیله باعث شد که جمیله هم بتواند به دربار رفت و آمد نماید. در بیشترین مهمانی های تاج الملوک مادر محمدرضا شاه او به اتفاق ملوک ضرابی دعوت می شد. در یک مهمانی فرح همسر شاه گردنبندی را از گردن خود باز کرد و برای قدردانی به گردن سوسن انداخت. نا گفته نماند که هدایایی از مادر شاه هم گرفته بود که ارزش مادی زیادی داشت ولی در موقع فرار از ایران قاچاقچیان در ترکیه مقداری از آن را ربودند.سوسن پس از انقلاب توسط یک بازاری مرغدار و سوپر مارکت دار در شمیران نگهداری می شد و پس از اعتراضات همسرش، آن مرد مجبور شد که از نگهداری سوسن صرفه نظر کند. بدین ترتیب سوسن مجبور شد پس از اقامت مدتی در گیشا و پس از آن به علت گرانی جا نزدیک به چهار راه سیروس با محمد تهرانی رقاص و خواننده مهمانی های خصوصی که کارهای تئاتر روحوضی های قدیم را اجرا می کرد هم خانه شود و پس از دستگیری در دو مهمانی و تحمل دو مرتبه ۷۴ ضربه شلاق، تعهد داد که دیگر خوانندگی نکند. پس از چند ماه به کمک شخصی از طریق کوه به ترکیه و سپس لندن و بعد به آمریکا مهاجرت کرد و در ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۳بر اثر ناراحتی تنفسی چشم از جهان فرو بست. روانش شاد
  




نوع مطلب : بیوگرافی خواننده ها، 
برچسب ها : سوسن، گل اندام طاهرخانی، بیوگرافی سوسن خواننده محبوب، بیوگرافی، سایت پیشکسوت، بیوگرافی سوسن معروف،
لینک های مرتبط :
29 بهمن 92 :: نویسنده : admin        


بیوگرافی کامل محمد رضا شجریان


استاد محمد رضا شجریان در اول مهر 1319 شمسی برابر با 21 سپتامبر 1940 در شهر مقدس مشهد در خاندانی که هنر از هر دو سو موروثی بود،(خاندان پدر صوت دلنشین و خاندان مادری خوشنویسی و موسیقی) دیده به جهان گشود.
هنگامی که محمد رضا شجریان به دنیا آمد والدین او هرگز تصور نمی کردند که چه هدیه بزرگی به دنیای هنر و موسیقی تقدیم می کنند.

محمد رضا اولین فرزند خانواده شان بود.


مهدی شجریان پدر محمد رضا ، دارای صدای خوشی بود و مایل بود که محمد رضا را تحت تعلیم خود درآورد.
شجریان در کاستی به نام خاطرات پدر به عشق عمیقی که نسبت به پدرش داشته و در مورد صدای پدر وکودکی اش چنین می گوید:


پدرم متولد مشهد است. پدربزرگم حاج آقا سید علی اکبر طبسی یکی از مالکان مشهور طبس بود او صدای فوق العاده خوبی داشت ولی جز در محافل خصوصی و در نزد دوستان صمیمی جای دیگری نمی خواند. وقتی پدرم فقط 12 سال داشت پدر بزرگم فوت کرد و پدرم بهترین معلم آواز خود را از دست داد.
دوستان پدرم را به حاج آقا سید محمد عرب برای تلاوت قرآن معرفی کردند و
پس از سالها تمرین و ممارست وی بهترین معلم قرآن مشهد شد.
من به خوبی به خاطر دارم که وقتی 3 یا 4 ساله بودم صبح های جمعه جلسات تلاوت قرآن در منزل ما برگذار می شد.


مادرم به محمد شاطر خدمتگزارمان می سپرد که مرا نزد پدرم ببرد من از آنها خیلی خجالت میکشیدم و مرتبا پشت پدرم قایم می شدم در یکی از آن روزها من برای اولین بار آقا سید محمد عرب را دیدم او مرد پیری بود که یک عمامه سبز پوشیده بود. پس از آن جلسه پدرم مرتبا مرا با خود به جلسات قران می برد.
از وقتی 6 ساله بودم تا هنگامی که 19 سالم شد پدرم مرتبا مرا به جلسات تلاوت قرآن می برد وقتی به سن تکلیف رسیدم پدرم مرا صبح بیدار میکرد و میگفت با صدای بلند قرآن بخوانم در این تلاشها پدرم علت اصلی موفقیت من بود.
پدرم عاشق مذهب بود او به شاگردانش به خوبی قران درس می داد و معلم ماهری بود و تا سن 82 سالگی به تدریس ادامه داد.


در سال 1326 استاد شجریان وارد مدرسه 15 بهمن شد و در همان زمان شروع به تلاوت قران نزد پدر کرد به طوری که از 10 سالگی در مراسم و اجتماعات سیاسی آن زمان قران تلاوت می کرد.
اولین زمزمه های آوازی ایشان در دوره دبیرستان به کمک دائی شان و آقای جوان(معلم دانشسرا)آغاز شد.
ایشان در این باره می گویند:


اولین زمزمه ها و آواز من با همراهی دایی ام که فقط دو سال از من بزرگتر بود و تار میزد آغاز شد.
بعد در مشهد به پیرمردی برخوردم به نام آقای جوان که در واقع معلم موسیقی دانشسرا بود.
من در دانشسرای مشهد درس می خواندم و ایشان خیلی به من علاقه داشت تار خیلی خوب می زد و شاگرد علی اکبر خوان شهنازی بود ویولن هم می زد.
با ایشان هم کار می کردم و آواز می خواندم.
استاد در سال 1349 با خانم فرخنده گل افشان که ایشان نیز معلم دبستان بودند آشنا شدند و در شهر قوچان پای سفره عقد نشستند.


یک سال بعد در 29 مرداد 1341 در مشهد چشن عروسی بر پا شد و استاد زندگی مشترک خود را با خانم گل افشان آغاز کردند و 2 سال بعد به عنوان معلم مدرسه به شاه آباد منتقل شدند اما هم چنان موسیقی و آواز را رها نکرده و آموزش سنتور را برای اولین بار در مشهد نزد جلال اخباری آغاز کرد و ادامه داد تا نزد فرامرز پایور در تهران رفت.


استاد در سال 1345 به تهران مهاجرت کرد و پس از ورود ایشان به تهران براساس دعوت قبلی به نزد داوود پیرنیا مدیر برنامه گلها به اداره رادیو مهاجرت کرد و مرحوم پیرنیا پس از تست ایشان شیفته صدای وی شد به این ترتیب اولین برنامه استاد شب جمعه 15 آذر ماه با عنوان برگ سبز شماره 216 با همراهی استاد ورزنده از رادیو پخش شد و این همکاری تا استعفای استاد در سال 1355 ادامه داشت و 300 برنامه ضبط شد.
در تمام مدت همکاری استاد با رادیو و تلویزیون وی با نام مستعار سیاوش بیدکانی شناخته شده بود و این به علت مخالفت پدرش با موسیقی و آواز خواندن استاد بود به گفته خود استاد پدرش به شدت مذهبی بود و اصلا دوست نداشت که پسرش آواز کاز کند.
استاد در مورد آن دوران می گویند:


(وقتی به تهران آمدم و همزمان با کار در برنامه گلهای رادیو به کلاس درس اسماعیل مهرتاش در جامعه باربد رفتم و با ایشان ردیف های طاهرزاده را کار می کردیم پنج ماه از سال کلاسها در فضایآزاد برپا می شد بقیه ماه در یک کلاس کوچک و خفه جمع می شدیم.
در آن زمان همه مرا به عنوان خواننده گلها می شناختند و وقتی میخواستم از قسمت تئاتر به کلاس بروم همه مرا نگاه می کردند.
کلاسهای مهرتاش همیشه پر از شاگرد بود.
روزی به ایشان گفتم: چرا شما چند تا از بهترین شاگردانتان را انتخاب نمی کنید که فقط روی آنها کار کنید و هر شاگردی می آید شما به او اجازه میدهید که از کلاس استفاده کند او گفت اگر آنها خواننده خوبی نشوند شنونده خوبی خواهند شد.


همه ما استاد را دوست داشتیم ولی به سختی در این فضای شلوغ چیزی یاد می گرفتیم.
علاوه بر کلاس مهرتاش من در برنامه گلها با عبادی نیز کار می کردم.
با پا در میانی آقای نقیب که در آن زمان مسئول رادیو بود استاد عبادی به من درس دادند.
ایشان به من می گفت: که هنرمندنما ها فضای رادیو را خراب کرده اند و به من یاد داد چطور بخوانم و هر وقت خارج می خواندم و یا به خودی خود به اوج می رفتم به من تذکر می داد ما شب و روز کار می کردیم.
تاثیر گذارترین فرد در زندگی من استاد دادبه بود او مرا دگرگون کرد و حتی در شخصیت هنری من اثر شگرفی داشت.


من هشت سال با ایشان در شیوه دشتستانی کار کردم.
ولی آنچه که برای من ارزش دارد فکر و اندیشه این مرد بزرگ بود و شاید مهمترین بخش زندگی هنری من آشنایی با ایشان است و ایشان خیلی بیشتر از پدرم در من اثر گذاشت.
در سال 1356 در اعتراض به موسیقی رادیو را ترک کردم و گفتم نمی خواهم صدایم از رادیو پخش شود.
از آن سال به بعد موسیقی و صدای من مردمی تر شد چون در آن زمان مردم از رژیم دل خوشی نداشتند در نتیجه از رادیو و تلویزیون هم ناراضی بودند.


هنر دیگر شجریان در زمینه خطاطی است در این باره می گوید:


من خطاطی را از برادران میرخانی فرا گرفتم اما در امتحان شرکت نکردم زیرا نمی خواستم خطاطی را تا دوره عالی ادامه دهم هدف من این بود که خطم زیبا شود.
خطاطی هم مانند موسیقی زمان زیادی برای یادگیری احتیاج دارد و سخت ترین قسمت خطاطی خط نستعلیق است.
میرخانی نوازنده چیره دست کمانچه نیز بود اما او وارد حیطه موسیقی نشد.
در طی 40 سال فعالییت هنری استاد ایشان در بسیاری از کشورهای آسیایی و اروپایی و آمریکایی کنسرت داده اند.


ایشان در دانشگاههای بروکلی، کلمبیا ،هاروارد ، فیلیپین، شیکاگو شش کنفرانس در مورد موسیقی ایرانی برگذار کرده اند.
در 20 سپتامبر 1995 در یونسکو توسط فدریکو مایور دبیر کل یونسکو مدال پیکاسو که به شکل چشم پیکاسو بود(چون دنیا را به شکل متفاوتی می نگریست) به ایشان اهدا شد.
همچنین در روز 8 فوریه 2001 در ورزشگاه استیل لوس آنجلس جایزه گرمی برای کاست (بی تو به سر نمی شود) به استاد تعلق گرفت.

محمد رضا شجریان پنج فرزند دارد با نام های فرزانه، افسانه، مژگان و همایون از همسر اول و رایان از کتایون خوانساری همسر دوم ایشان .
مژگان شجریان نامی است که در اکثر کاستهای استاد به چشم میخورد ایشان دارای مدرک MS گرافیک هستند و به همراه همسرشان محمد علی رفیعی که مهندس است به کارهای طراحی کامپیوتری کاستهای استاد می پردازند.

همایون شجریان هم از سن 15 سالگی همراه پدر به کار خوانندگی مشغول است.
شجریان عاشق گل و طبیعت است و همه گلها را به خوبی میشناسد و با کشاورزی کاملا آشنایی دارد.
ایشان باغی در هشتگرد حوالی کرج دارد که آخر هفته ها در آنچه به گلکاری می پردازند.
و از بین خوانندگان قدیمی او کارهای قمرالملوک وزیری، بنان، ظلی، تاج اصفهانی و پاورتی است.


----------------------------------------------------------------------


1319
تولد اول مهر ماه در مشهد

1324
اغاز خوانندگی های کودکانه در خلوت

1326
ورود به سال اول پانزدهم بهمن در مشهد.

1327
اموختن تلاوت قران در نزد پدر

1328
شرکت در مجمع تلاوت قران در نه سالگی.

1329
اغاز تلاوتهای قران در میتینگها و اجتماعات سیاسی ان سالها . گذراندن سال چهارم مدرسه در دبستان فرخی.

1331
تلاوت قران برای اولین بار در رادیو خراسان به دعوت رییس رادیو.

1332
قبولی در امتحانات شم ابتدایی با عنوان شاگرد ممتاز در بین دانش اموزان مشهد.اغاز تحصیل در دبیرستان شاه رضا.

1334
شرکت در مسابقات فوتبال دبیرستانهای مشهد.

1336
ورود به دانشسرای مقدماتی در مشهد.اشنایی با اقای جوان اولین معلم موسیقی شجریان ( معلم سرود و موسیقی دردوران تحصیل در دانشسرای مقدماتی در مشهد).

1338
اغاز همکاری با رادیو خراسان و اجرای اوازهای بدون ساز و قراعت قران برای رادیو به طور افتخاری.

1339
دریافت دیپلم دانشسرای مقدماتی و استخدامدر اموزش و پرورش و انتقال به بخش رادکان و تدریس در دبستان خواجه نظام الملک و اشنایی با سنتور.

1340
اشنایی با نت و فراگیری سنتور نزد اقای جلال اخباری و شروع سنتور سازی و تحقیق برای بهتر کردن صدای سنتور . جشن عقد کنان در 21 مهر ماه با دوشیزه فرخنده گل افشان در شهر قوچان.

1341
جشن عروسی در مشهد (در 20 مرداد ماه) و اغاز یک زندگی خانوادگی سی ساله با ایشان که حاصل ان سه دختر و یک پسر است.

1342
انتقال از بخش رادکان به روستای شاه اباد مشهد به عنوان مدیر دبستان شاه اباد. تولد راحله فرزند اول در 2 مهر ماه در مشهد. ساختن اولین سنتور خود با چوب توت.

1344
تولد دختر دوم افسانه در 28 اردیبهشت ماه در مشهد.(افسانه بعدها با پرویز مشکاتیان ازدواج میکند).انتقال از شاه اباد به شهر مشهد و تدریس در کلاس ششم دبستان پهلوی از مهر ماه.شرکت در مسابقات والیبال معلما مشهد.

1345
انتقال از دبستان پهلوی به دبستان عبداللهیان مشهد و نظامت و معاونت دبتان مذکور.

1346
تدریس در دبستان های مشهد و انتقال در 25 اذر از مشهد به تهران.تدریس در دبیرستان صفوی . اغاز فعالیت با برنامه های رادیو ایران. اشنایی با استاد احمد عبادی. راه یابی به کلاس درس اواز استاد اسماعیل مهرتاش و انجمن خوشنویسان نزد استاد بوذری.اشنایی با رضا ورزنده (استاد سنتور) در تابستان همین سال. اجرا و ضبط اولین برنامه ی در رادیو ایران که با عنوان ((برگ سبز شماره ی 216 )) در شب جمعه 15 اذر ماه پخش شد.کار در رادیو با نام مستعار ((سیاوش بیدکانی)) تا سال 1350 خورشیدی و بعد در رادیو و تلویزیون با نام خودش. اشنایی با اسماعیل مهرتاش در کلاس اواز ایشان.

1347
انتقال از اموزش و پرورش به وزارت منابع طبیعی . راه یابی به کلاس خط استاد حسن میرخانی.

1348
تولد دختر سوم مژگان در 27 هردیبهشت ماه در تهران. تاسیس و شروع رادیو اف-ام به طریقه ی استریو فونیک و اجرای برنامه ی ((سه گاه)) به همراهی سه تار عبادی و تار مجد برای اولین بار به طریقه ی استریو . شرکت در جشن هنر شیرازبرای اولین بار. قبولی در امتحان خط (مرحله ی عالی) . راه یابی به کلاس خط استاد حسین میرخانی.

1349
اغاز همکاری با برنامه های تلویزیون ملی ایران در برنامه ی ((هفت شهر عشق)) غیره. قبولی در امتحان خط (مرحله ی ممتازی) انجمن خوشنویسان وزارت فرهنگ و هر . سفر به برغان با استاد حسین میر خانی (خطاط) ابراهیم بوذری (استاد خط شجریان) خسرو زعیمی ( مدیر عامل انجمن خوشنویسان)فرامرز پیل ارام(نقاش و استاد نقاشیخط شجریان).

1350
اشنای با استاد فرامرز پایور و مشق سنتور نزد ایشان و اموزش ردیف اوازی صبا نزد فرامرز پایور . اشنایی ئ همکاری با هوشنگ ابتهاج((ه . الف . سایه)در برنامه های (گل های تازه))رادیو.

1351
شروع تهیه ی برنامه های گلهای تازه توسط هوشنگ ابتهاج در رادیو و همکاری با او. اغاز فراگیری ردیف های اوازی و تصانیف قدیمی نزد استاد عبدالله دوامی.برگذاری کنسرتی در شمال ایران با منصور صهرمی و هنرمندان دیگر.دیدار و اشنایی با اقای دوامی به وسیله ی فرامرز پایور.

1352
اشنایی با استاد نور علی برومند و فراگیری شیوه ی اوازی سید حسن طاهر زاده نزد ایشان در مرکز خط ئ اشاعه ی موسیقی و اشنایی با هنر جویان مرکز: محمد رضا لطفیو ناصر فرهنگفرو حسین علیزاده و جلال ذوالفنون و گنجه ای و مقدسی و حدادی و دیگران.

1353
سفر برای کنسرت های هندو پاکستان و افغانستان با استاد احمد عبادی . سفر به چین و ژاپنن با احمد احرار و کریم فکور و حسین ملکو پرویز قاضی سعید به عنوان میهمانان ویژه برای گشایش پروازهایی به این دو کشور.

1354
تولد همایون در 30 اردیبهشت ماه در تهران . ماموریت رادیو و تلویزیون برای کنسرتهای فروردین در ایالات مختلف امریکا.انتقال از وزارت منابع طبیعی (به عنوان مهمور خدمت)به رادیو.قطع رابطه با مرکز اشاعه ی موسیقی و ادامه ی درس اواز در منزل استاد نورعلی برومند.

1355
شرکت در جشنواره ی توس (نیشابور)با فرامرز پایور , سایه, حسن ناهید, رحمت الله بدیعی, محمد اسماعیلی, عبدالوهاب شهیدی و هوشنگ ظریف.حضور در برنامه ی جشن هنر شیراز ( در حافظیه) با محمد رضا لطفی و فرهنگفر و اجرای برنامه ی ((راست پنجگاه)).کناره گیری رسمی و قطع رابطه ی کامل از رادیو در اسفند ماه.اجرای اواز در صفحات ردیف نوازی کانون پرورس فکری کودکان و نوجوانان . بهره گیری از محضر اقای برومند (در منزل خود استاد) شیوه ی اواز مرحوم طاهر زاده (اخرین جلسه روز چهار شنبه 29 دی ماه).فوت رضا ورزنده(29 دی ماه) و نور علی برومند (30 دی ماه) . اغاز ضبط تصانیف قدیمی با صدای عبدالله دوامی.

1356
اجرای برنامه ی ((نوا)) به همراهی محمد رضا لطفی و گروه شیدا در جشن هنر شیراز.اجرای موسیقی ((چهره به چهره)) و ((گلبانگ)) . کناره گیری از رایو به خاطر جو نامساعد. تاسیس شرکت دل اواز برای انتشار برنامه های خود.

1357
احراز مقام اول تلاوت قران سراسر کشور در مرداد ماه. اجرای بخشی از ((تلاوت قران)) .انتشار البوم ((گلبانگ))( دو نوار). همکاری در تاسیس کانون ((چاوش)) با هوشنگ ابتهاج و محمد رضا لطفیبرای ادامه ی فعالیت های موسیقی در خارج از رادیو تلویزیون(شجریان در انجا تدریس میکرد).

1358
اشنایی با فیلسوف یگانه استاد غلامرضا دادبه( جانسوز) در منزل استاد خط مرتضی عبدالرسولی ئ اغاز فراگیریی و شناخت بایگانی های فرهنگ و نوا ,... فرهنگ پهلوانی و جوانمردان , فرهنگ مادرنوایی .اجرای موسیقی ((خلوت گزیده)) .(( پیغام اهل راز)) ( شامل دو نوار : راز دل و انتظار دل).اخرین کنسرت ها با گروه پایوردر مهر ماه در تالار رودکی . کنسرت ماهور با محمد رضا لطفی و گروه شیدا در تالار رودکی و دانشکاه ملی در ابان ماه.

1359
فوت استاد دوامی . اجرای موسیقی ((عشق داند)) ( در ابو عطا) اجرای موسیقی ((ساز قصه گو)) ( اواز سه گاه در انتشار مجدد, البوم پیغام اهل راز). انتشار نوار موسیقی ((پیغام اهل راز )) (شامل دو نوار : راز دل انتظار دل).

1361
اولین کنسرت در سفارت ایتالیا به همراهی پرویز مشکاتیان و ناصر فرهنگفر (آستان جانان) پس از سه سال کناره گیری از فعالیت های کنسرتی - اجرای موسیقی نوا (مرکب خوانی) و سر عشق ( ماهور) و بیداد

1362
اجرای موسیقی ((همایون مثنوی)) با منصور صارمی. اجرای موسیقی ((چهار گاه)) (با فرهنگ شریف) و دیگر اواز ها در برنامه های خصوصی.

1364
اجرای موسیقی ((گنبد مینا ))و ((جان عشاق)). انتشار نوار موسیقی ((بیداد)).

1365
انتشار نوارهای موسیقی (نوا)) ( مرکب خوانی ),((سر عشق)) (ماهور) و ((استان جانان)). ضبط ده اواز به همراهی ویولن حبیب الله بدیعی در مونیخ در منزل دکتر علی خادمی.

1366
اغاز کنسرت ها در اروپا پس از انقلاب و شروع همکاری با گروه عارف . اجرای موسیقی ((دود عود)) ,((دستان))و...

1367
برگذازی سه شب کنسرت برای بزرگداشت حافظ در تالار رودکی( وحدت).انتشار نوار ((دستان)).

1368
اجرای ((ماهور)) و ((ابو عطا)) در کنسرت های بهاره در اروپا با پیرنیاکان, جمشید عندلیبی, و اعیان. اجرای ((نوا)) و ((افشاری)) در کنسرت های پاییزه اروپا به همراهی مشکاتیان و گروه عارف و دو شب کنسرت در اسفند ماه به دعوت شهردار بارسلون در این شهر به همکاری نی حسین عمومی , تار طلایی و تنبک شمیرانی.

1369
سفر به تاجیکستان به دعوت خصوصی وزیر فرهنگ و هنر تاجیکستان پرده برداری از پیکره ی باربد و دو شب کنسرت در کاخ باربد به همراه کمانچه ی محمود تبریزی زاده , سه تار رضا قاسمی , و تنبک مجید خلج. کنسرتهایی در امریکا به همراهی پیرنیاکان عندلیبی و اعیان. اجرای مو سیقی ((سرو چمان)) , (( پیام نسیم)) , و ((دل مجنون)) ( هر سه در امریکا). کنسرت شجریان برای زلزله زدگان رودبار در لس انجلس. سخنرانی در پنج دانشگاه معتبر امریکا برای دانشجویان و محققین.

1370
برگذاری پنج شب کنسرت در پارک ارم و هشت شب کنسرتهای افتخاری برای مردم جنوب شهر تهراندر فرهنگسرای بهمن ( کشتارگاه سابق تهران) در اسفند ماه.برگذاری کنسرت شکوهمندی به مدت پنج شب در محوطه ی چهل ستون اصفهان.کنسرتهای اروپا با جهاندار و گروه اوا . جدایی از همسر اول خانم فرخنده گل افشان. اجرای موسیقی ((دل شدگان)) و ((اسمان عشق)). انتشار نوارهای موسیقی ((سرو چمان)) , ((پیام نسیم)),(( دل مجنون)) و (( خلوت گزیده)).

1371
ازدواج با همسر دوم خانم کتایون خوانساری. کنسرتهای مرحله ی دوم در امریکا با داریوش پیر نیاکان ,جمشید عندلیبی و همایون شجریان ( اگوست تا نوامبر) .برنامه ای با هابیل علی اف و همایون شجریان در سالن تالار رودکی(وحدت) ,تهران. اجرای موسیقی ((یادایام)) . انتشار نوارهای ((دل شدگان )) و ((اسمان عشق)).

1372
انتشار گزارشی همراه با گفتگویی با شجریان تحت عنوان (( محمد رضا شجریان استاد اواز ایران کجاست؟)) در نشریه ی نوید فضیلت,شماره ی 16 ,سال 2, مهر ماه ,تهران. اجرای(( سه گاه )) و (( راست پنجگاه)) در کنسرتهای اروپایی به همراهی محمد رضا لطفی و مجید خلج در تابستان.

1373
اجرا برنامه ی ((قاصدک)) در کنسرتهای دور اروپا با پرویز مشکاتیان و همایون شجریان.

1374
کنسرتهای اصفهان,شیراز,ساری, کرمان, و سنندج با گروه اوا.برگذاری کنسرتی در اروپا با محمد رضا لطفی در ابات ماه.اجرای موسیقی ((چشمه ی نوش)) در ( فرانسه).انتشار نوارهای موسیقی ((همایون مثنوی)) ,(( گنبد مینا )),(( جان عشاق)), چشمه ی نوش))و (( یاد ایام)). اجرای موسیقی ((در خیال)).

1375
درگذشت پدر در 18 اذر ماه در سن 85 سالگی.اجرای موسیقی ((رسوای دل)) در دبی.انتشار موسیقی(( در خیال)) . انتشار نوار موسیقی ((ساز قصه گو)) ( اواز سه گاه در انتشار مجدد, البوم پیغام اهل راز).

1376
تولد پسر دوم رایان (از ازدواج دوم) در ونکوور کانادا.اجرای برنامه های((سه گاه)) و ((ماهور)) در کنسرتهای دور اروپا با همکاری داریوش طلایی, سعید فرجپوری و اهمایون شجریان در پاییز .اجرای موسیقی(( شب ,سکوت , کویر)) .اجرا و انتشار موسیقی ((معمای هستی)) در کلن, المان. اجرا و انتشار موسیقی ((شب وصل)). انتشار نوار موسیقی ((رسوای دل)). انتشار نوار موسیقی ابوعطا((عشق داند)).

1377
اجرای کنسزتهای تهران,اصفهان, و دور اروپا با گروه اوا. برگذاری کنسرت درامریکا در شهریور ماه.اجرای (( ارام جان )) .انتشار نوار ((پیام نسیم). انتشار نوار موسیقی ((شب ,سکوت, کویز)). انتشار نوار موسیقی((چهره به چهره)).انتشار نوار موسیقی((راست پنجگاه)).

1378
اجرای ((ماهور)) و((افشاری)) در پنج کنسرت به نفع دانش اموزان در شهر هشتگرد.بریافت جایزه ی پیکاسو ئ دیپلم افتخار یونسکو تز دبیر کل یونسکو ((اقای مایور)) در پاریس, شهریور ماه. انتشار نوار ((ارام جان)) . اجرای ((اهنگ وفا)) .انتشار نوار ((تلاوت قران)) (1) و (2).

1379
انتشار کتاب((راز مانا)) ( زندگی,دیدگاه و اثار استاد اواز ایران, محمد رضا شجریان)کار محمد جواد غلامرضا کاشی ,محسن گودرزی, و علی اصغر رمضانپور, نشر کتاب فردا, چاپ اول تهران.اجرای برنامه ی ((نوا ))و ((داد و بیداد)) (زمستان) در کنسرتهای دور اروپا و امریکا و کانادا به همراهی حسین علیزاده,کیهان کلهر و همایون شجریان. عمل جراحی کلیه و دهانه های معده در واشنگتن در 20 اسفند ماه.

1380
عمل جراحی برای چسبندگی روده در تهران در ابان ماه.

1381
اجرای برنامه ی (( راست پنجگاه ))و(( مرکب خوانی)) در کنسرتهای دور اروپا و کانادا با حضور حسین علیزاده, کیهان کلهر و همایون شجریان. انتشار نشریه ی (( دفتر هنر )) شماره ی 15, ویژه ی محمد رضا شجریان ,در اسفند ماه ,در کالیفرنیا.





نوع مطلب : بیوگرافی خواننده ها، 
برچسب ها : محمد رضا شجریان، بیوگرافی محمد رضا شجریان، زندگی نامه محمد رضا شجریان، خواننده محبوب شجریان، بیوگرافی، سایت پیشکسوت،
لینک های مرتبط :
29 بهمن 92 :: نویسنده : admin        


مختصری از بیوگرافی زنده یاد آغاسی 
هنرمند مردمی زنده یاد نعمت الله آغاسی


آغاسی که متولد سال ١٣١٨ بود به سبب فقر و ناداری نه مدرسه را تمام کرد و نه امکان یافت در کلاسهای آموزش موسیقی شرکت کند.او از سال ١٣٤٨، با ترانههایی مانند " مرو با دیگری" و " بت پرست" به نامی آشنا در عرصه فرهنگ عامهپسند ایران بدل شد و با ترانههای "آمنه" و "لب کارون" به شهرتی بیمثال رسید.

انقلاب اسلامی نقطه پایانی بود بر فعالیتهای آغاسی و کسانی مانند او. اما که او دوباره در لاله زار به صحنه رفت، شور و هلهله در این مکان تداعیگر روزهای اوج شهرت آغاسی شد.




آغاسی که متولد سال ١٣١٨ بود به سبب فقر و ناداری نه مدرسه را تمام کرد و نه امکان یافت در کلاسهای آموزش موسیقی شرکت کند.او که استعداد خوانندگی خود را سرخود و بی استاد پرورش داده بود ابتدا در مراسم و جشنهای مردم میخواند. بعدتر اما ، با آمدن به تهران در سال ١٣٤٨، با ترانههایی مانند " مرو با دیگری" و " بت پرست" به نامی آشنا در عرصه فرهنگ عامه پسند ایران بدل شد و با ترانههای "آمنه" و "لب کارون" به شهرتی بی مثال رسید. 
از برجستگیها و تمایز کار آغاسی بود که با هنرش به ورای مرزها و محدودههای لاله زار پانهاد و صدایش مسئولان وقت رادیو را نیز متقاعد کرد که آن را برای لذت شمار هر چه بیشتری از مردم با امواج رادیو به دورافتاده ترین نقاط کشور بفرستند.
اگرچه در سالهای منتهی به انقلاب آغاسی اوج شهرت و آوازه خود را پشت سر گذاشته بود، اما همچنان میخواند و صدایش کماکان هوادارن چشمگیری داشت. با انقلاب اسلامی و رخوت و ممنوعیتهایی که در همه عرصههای فعالیت فرهنگی و از جمله در کار ترانه خوانان عامه پسند پدید آمد، آغاسی نیز تمام و کمال از فعالیت بازماند و تنها به کار رستوان داری در کرج مشغول شد. او در دهه گذشته با سفرهایی به خارج و اجرای چند کنسرت مشتاقان قدیمی صدایش را به خاطرههای سالهای چهل و پنجاه برد. در خود ایران نیز او 1382 برای اولین بار پس از انقلاب اجازه یافت که دوباره در لاله زار کنسرتی برگزار کند. استقبال از این کنسرت به حدی بود که لاله زار یکسره تعطیل شد و مقامات را از این که صدای آغاسی با این همه استقبال ضررو زیانی متوجه آیین و و ارزشهای ایدئولوژیک حاکم بکند به نگرانی انداخت . این چنین بود که آغاسی مجبور شد دوباره از اجرای برنامه در لاله زار درگذرد.
با این همه در این هفتههای اخیر که تا حدودی در وضع جسمانی آغاسی بهبودی حاصل شده بود یکی دوبار در میان سالمندان مستقر در جاده حصار مهرشهر کرج و نیز در میان معلولان مجمتع توان بخشی جاده لشکرک حضور یافت و با اجرای برنامه ساعاتی موجبات شادی و نشاط آنها را فراهم آورد.


سال ۱۳۴۸ به تهران آمد و کار هنری خود را با مشوقش استاد ناصر تبریزی آغاز کرد . او با ترانه های «دل شده یه کاسه ی خون» [با آهنگسازی ناصر تبریزی و ترانه ی بامداد جویباری] و «شده ام بت پرست تو » [با آهنگسازی محسن عرب و ترانه ی بامداد جویباری ] خود را با ایرانیان آشنا کرد و از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب کشور با صدای او و ترانه ی«لب کارون» پایکوبی کردند.آغاسی دارای بیش از ۱۸۰ ترانه می باشد. امپراتوری آغاسی با پرچمی سفید و حنجره ای بی همتا که ویژه ی خوانندگان جنوب ایران است ، آغاز شد و هرگز به پایان نرسید .

وقتی به دنیا آمد، روی شناسنامه اش نوشتند "نعمت ا... آزموده" ، آنگاه که به 17 سالگی رسید، به خاطر شغل اش، نعمت نفتی خوانده می شد و چون به میانسالی رسید، دیگر همه او را "آغاسی" می شناختند. دست آخر هم سنگ مزارش دو اسمی از آب درآمد، ابتدا آغاسی و بعد نعمت ا... آزموده.

پدر اصفهانی و مادر دزفولی در اهواز به هم می رسند و او به همراه دو برادر و دو خواهرش در این شهر قد می کشد. برادر بزرگ تر در محله کوت عبدا... معلم بود ولی نعمت در نقطه مقابل او، از نعمت سواد محروم. می گفت: برادرم برای هر مشق 5 ریال جایزه می داد تا من باسواد شوم ولی علاقه نداشتم. دست آخر هم با اصرار و اجبار تا کلاس دوم آن زمان بیشتر نخواندم.
پس از انقلاب 1357 بیشتر خوانندگان عامه پسند که به لاله زاری هم معروف بودند، راهی دیار غرب شدند و کم کم جریان موسیقی لس آنجلسی را پایه ریزی کردند. بی گمان برای آغاسی شانس زیادی وجود داشت تا در آنجا هم کم و بیش مانند گذشته به فعالیت ادامه دهد ولی نرفت و سکوت اینجا را به غزلخوانی آنجا ترجیح داد. اما چرا؟ بقیه را از زبان خودش بشنوید.



جریان موسیقی مردم پسند ایرانی که پیش از انقلاب با چهره هایی چون آغاسی، داوود مقامی، جمال وفایی، ایرج و دیگران دنبال می شد، اگر متناسب با شرایط زمانه پیش می آمد، امروزه می توانستیم آن را موسیقی پاپ ایرانی عنوان کنیم. یعنی چیزی که هم شعر و هم آهنگ اش، به طور کلی بر اساس زیبایی شناسی فرهنگ ایرانی استوار شده است. نه اینکه مثل الان چند خط شعر دم دستی و گاه درست و حسابی به زبان فارسی را با یک موسیقی سرتاسر بیگانه با فرهنگ موسیقی ایرانی قاطی کنیم و اسم اش را بگذاریم موسیقی پاپ! و آنوقت این پرسش برایمان پیش بیاید که منظور از پاپ، کدام جماعت ایرانی است، فرنگ رفته یا خاک وطن خورده؟ وقتی از فعالیت امثال آغاسی در دوران پس از انقلاب جلوگیری کردیم، آنچه در دهه دوم و سوم انقلاب نصیب مان شد یک موجود حرامزاده به نام موسیقی پاپ بود که از هم آغوشی موسیقی های غیر ایرانی با شعر و ترانه فارسی پدید آمده بود. می توان گفت جریان موسیقی عامه پسند ایرانی با مرگ آغاسی، عملاً به خاک سپرده شد. امروز اگر در محافل هنری داخل و خارج کشور با افتخار از میراثی به نام موسیقی دستگاهی ایران یاد می کنیم، وقتی نوبت موسیقی مردم پسند ایرانی می شود، به ناچار سرمان را پایین می اندازیم. زیرا به غیر از نمونه های دست مالی شده موسیقی پاپ غربی، چیزی برای عرضه وجود ندارد!؟


یادش گرامی روحش شاد












نوع مطلب : بیوگرافی خواننده ها، 
برچسب ها : نعمت الله آغاسی، بیوگرافی آغاسی، زندگی نامه نعمت نفتی، زندگی نامه آغاسی، بیوگرافی، پیشکسوت، خواننده محبوب آغاسی،
لینک های مرتبط :
29 بهمن 92 :: نویسنده : admin        


بیوگرافی فرشید امین


 

۱)زندگی خصوصی:

فرشید امین در اهواز در روز 17 فروردین متولد شد ولی در 6 ماهگی خانواده اش به تهران رفتند  تا ۱۱ سالگی در تهران در منطقه ای به نام "عباس آباد" زندگی می کردند ولی با خانواده بعد از آن به انگلستان مهاجرت کردند  فرشید امین  حدود ۳۶ سال سن دارد .

فرشید امین انسان بسیار پرایوت و خصوصی و آرامی هستش و هیچ مشکلی با هیچ کسی ندارد و در کار هنری با همه دوست هستش.اما برعکس در کنسرت ها و موزیک ویدیو ها بسیار آدم پرجنب و جوشی هستش و بسیار ریلکس.او زبان انگلیسی رو به لهجه ی بریتیش صحبت می کنه چون به همراه خانواده اش در انگلستان زندگی کرده است او غیر از خوانندگی یک ترانه سرای بزرگ و یک موزیک دان و آهنگساز بزرگ هم هست که برای خوانندگان دیگری هم ترانه سازی کرده است دوستان بزرگی چون کوجی و بهنام مکری و فرخ آهی دارد حدود ۱۰ سال پیش سیگار رو ترک کرده که اراده ی بسیار قوی می خواهد او این کار رو بزرگترین انقلاب زندگی اش می داند بهترین ترانه رو "نسترن" می دونه.فرشید امین بهترین سال زندگی اش رو سال ۱۳۸۴ می دونه.در کل فرشید امین بسیار خوش تیپ و خوش لباس و آرام و جذابی هستش که به کارش خیلی اهمیت می ده.

۲)زندگی هنری:فرشید امین کارنامه ی هنری اش را با آلبومی غیر رسمی به نام "آوای من" آغاز کرد که شامل ۷ ترانه ی بسیار زیبا و رمانتیک بود که ترانه ی غربت در این آلبوم واقعا یک شاهکار است .اما کار رسمی فرشید امین با آلبوم "بانو" آغاز شد که در آن ترانه ی مطرح "نسترن" قرار دارد که با این ترانه فرشید امین یک شبه ره صد ساله رو رفت و چهره شد این آلبوم شامل ۹ ترانه ی بسیار زیبا هستش که در این آلبوم به اسم های دختر ها تاکیید شده و فرشید امین علاقه مندان زیادی رو از این طریق به خودش جذب کرد.اما آلبوم دوم او یعنی "دیدی گفتم" کار بسار متفاوت و پرفروش و بسیار زیبایی بود که ترانه ی دیدی گفتم یکی از زیباترین کارهای این آلبوم بود در این آلبوم ترانه های مطرح دیگری از جمله بگوبرمیگردی و دلت بخواد و سپیده و این دختره نیز قرار داشتند.آلبوم سوم فرشید "ریمیکس" نام داشت که ترانه ی فوق العاده استثنایی و بسیار زیبا و محشر "بانو" که ریمیکسی از ترانه ی بانو از آلبوم بانو بود ولی این ترانه بسیار رمانتیک تر وزیباتر بود که واقعا هنوز هم بر سر زبان هاست در این البوم یک ترانه ی جدید هم به نام "سبز و سرخ و سفید" هم قرار دارد که بسیار کار کرد و گرفت.این البوم ریمیکسی از کارهای قدیمی فرشید امین بود که آلبوم بسیار خوبی بود به همراه این البوم یک دی وی دی از موزیک ویدیو های فرشید امین هم عرضه شد.اما آلبوم فوق العاده ی "گرفتار" که پرفروش ترین آلبوم فرشید امین تاکنون و زیباترین آلبوم او تاکنون به نظر من بوده است شامل ۸ ترانه و ۲ ریمیکس از ترانه ی استثنایی "توروبه خدا"هستش که ترانه های بسیار زیبایه گرفتار و قانون شکن و الهی شکر و تو فکرتم و رفتی برو و خواب بودم  در این آلبوم قرار دارند.که ترانه ی "گرفتار" بسیار بر سر زبان ها افتاد.فرشید امین که ترانه سرا و آهنگساز بسیار عالی هستش همیشه کارهای با کیفیت و عالی به بازار ارائه می ده به نظر من بهترین خواننده ی جهان هستش و در کاره خودش بی نظیره او موزیک ویدیو های بسیار زیبایی چون بانو و بگوبرمیگردی و گرفتار و دیدی گفتم و توروبه خدا و فردا رو چه دیدی رو داره که حتما باید ببینید البته تمامی کارهای فرشید امین عالیه به امید موفقیت روز افزون "فرشید امین پادشاه موزیک" البته فرشید قبل از این در گروهی به نام "ترس از بشر" به نام فش امن فعالیت داشت گروهی که کاملا گروهی آمریکایی بودش.

 





نوع مطلب : بیوگرافی خواننده ها، 
برچسب ها : بیوگرافی فرشید امین، فرشید امین، فرشید، زندگی نامه فرشید امین، زندگی نامه هنرمند معروف فرشید امین، بیوگرافی، پیشکسوت،
لینک های مرتبط :
29 بهمن 92 :: نویسنده : admin        

بیوگرافی کوروس

 

در سال ۱۹۸۳ کوروس با اندی آشنا شد و آن دو تصمیم گرفتند اولین آلبوم خود به نام خواستگاری را وارد بازار کنند . همه ی شعرهای آن از مخصوصا مادر و رفتم که رفتم مورد توجه قرار گرفت . بهد از این آلبوم  اندی و کوروس آلبوم پرواز را به مارکت ایرونی اضافه کردند . که یکی از پرفروشترین آلبوم های سال بود که آهنگ توپولی و آخه نیستی عاشق و ... بهترین آهنگ آن آلبوم بود . بعد از آن اندی و کوروس آلبوم بلا را وارد بازار مارکت ایرونی کردند که رکورد فروش آلبوم های دهه ی ۸۰ را شکست که از بهترین آهنگ های آن می توان به بلا و نگاه و نیلوفر و ... اشاره کرد .

  اندی و کوروس بعد از چندین کنسرت در لوس آنجلس  اندی و کوروس تصمیم گرفتند که کار هنری خود را از هم جدا کنند . البته شایعاتی شده بود ولی اصلا اینصوری نبود  چون آنها در تلویزیون آمدند و گفتند که هیچ مشکلی با هم ندارند . بعد از این تصمیم  اندی و کوروس تصمیم گرفتند آخرین آلبوم خود به نام خداحافظی را به بازار ارائه دادند که بهترین آهنگ های آن یاسمن و عشق مسموم بود .

   بعد از جدایی اندی و کوروس . کوروس چند ماه بعد ازدواج کرد و در سال ۱۹۹۵ آلبوم نسل من را وارد مارکت ایرونی کرد که با استقبالی فراوان روبه رو شد که آهنگ دختر همسایه و قایق شکسته یکی از بهترین آهنگ این آلبوم بود . بعد از این آلبوم کوروس آلبوم یاغی را در سال ۱۹۹۷ وارد مارکت ایرونی کرد که میتوان به آهنگ تابستون و یاغی و بی تو اشاره کرد  . بعد از این کوروس آلبوم شاهزاده ی قصه را وارد مارکت ایرونی کرد که تمامی آهنگ های آن مورد توجه قرار گرفت از جمله : تو دروغاتم قشنگه و لالایی و دوست دارم . بعد از این آلبوم نوبت آلبوم عاشقترین رسید که بیشتر آهنگ های آن از کوروس بود

که آهنگ های عشق من و عاشقترین بهترین آهنگ این آلبوم بود

   بعد از این آلبوم کوروس یک کنسرت بزرگ اجرا کرد که با استقبال فراوان روبه رو شد . در حال حاضر کوروس مشغول تهیه ی آلبوم خودش هست که دو تا از بهترین آهنگ های یعنی چایی چایی و تاپ تاپ که بزودی وارد مارکت ایرونی می شود .

           





نوع مطلب : بیوگرافی خواننده ها، 
برچسب ها : بیوگرافی کوروس، زندگی نامه کوروس، کوروس فرهنگ زاده، کوروس، بیوگرافی، بیوگراف، پیشکسوت،
لینک های مرتبط :
29 بهمن 92 :: نویسنده : admin        

مازیار (عبدالرضا کیانی نژاد) در یکم تیرماه 1331 در زادگاهش بابل پا به جهان هستی گذاشت در نوجوانی استعداد شگرفش را در زمینه خواندن نشان داده ، کار حرفه ای خود را از اردوی جوانان رامسر تجربه کرد. در همین زمان صدای استثنائی او در سال 1352 کشف و اولین ترانه اش با نام آرزوهای فردا به بازار هنر عرضه شد. پس از آن ترانه های وی یکی پس از دیگری به گوش علاقه مندان رسید ، ترانه های ماندگاری چون زمزمه ، عزیز ، کبوتر ، ساقی ، آدم برفی ، عادت ... و آخرین ترانه وی ایران ایران که در سال 1357 اجرا شد. در سالهای اخیر چهار آهنگ را به صورت آزمایشی ضبط کرده بود که اجل مهلتش نداد و در سحر گاه شانزدهم فروردین 1376 دیده از جهان فرو بست. اخیرا یکی از آهنگ های توسط حسین زمان باز سازی و خوانده شده است حسین زمان می گوید که من برای لولین بار وقتی در خارج از کشور مشغول تحصیل بودم خانواده ام این آهنگ را برای من فرستادن که بارها این آهنگ را گوش دادم و به یاد ایران گریه کردم واین زمانی بود که در ایران جنگ بود وهمین آهنگ بود که باعث بازگشت من به ایران شد. مازیار دارای دو دختر به نام های غزل و ترانه است که آن ها نیز دستی در هنر دارند. امیدواریم که در زمان حیات هنرمندان از آن ها تجلیل شود.

زنده یاد مازیار: خوش به حالت كبوتر هر جا بخوای پر می کشی

حدود یك سال و اندی پس از صادر شدن مجوز و انتشار آلبوم ماهیگیر، كاست دیگری با صدای مرحوم مازیار منتشر شد. این آلبوم كه كبوتر نام دارد در حقیقت دومین مجموعه از آثار مازیار است كه پس از انقلاب اجازه انتشار نیافته بود. پس از انقلاب البته قبل از انتشار كاست ماهیگیر كودك قرن و خیلی قبل‌تر از آن بوی گندم با كركس‌ها می‌میرند منتشر شده بود كه كودك قرن مجموعه‌ای بود از آهنگ‌هایی كه مرحوم مازیار پس از انقلاب خوانده بود. كار تا مرحله ضبط صدا در استودیو پیش رفته بود، اما اجل مهلت نداده بود كه به سرانجام برسد. بعداز فوت مرحوم مازیار سعید محمدی مطلق كار را تنظیم كرده بود و این تنها كاست بعد از انقلاب مازیار بود كه با اجازه خانواده‌اش منتشر شده بود. كاست بوی گندم خودش ماجرا دارد. آشنایی مازیار با افسانه سهایی درست در سال 57 اتفاق افتاده بود. درست سر مرز خواندن و نخواندن مازیار.

مازیار آن موقع به عنوان یك خواننده مطرح فعالیت داشت. تا سال 58 هم فعالیت داشت و از سال 59 كم‌كم به حاشیه رفت؛ بی‌هیچ دلیل مشخصی. او آن موقع ترانه زیبایی خوانده بود به نام شهید با آهنگی از بابك بیات برای شهیدان وطن اما این هم برگ برنده‌اش نشد. جوان بود و خوش‌صدا. هیچگاه از محدوده اخلاق فراتر نرفته بود. تمام آهنگ‌هایی كه خوانده است به سی ترانه نمی‌رسد. تمام ترانه‌هایش قابل پخش هستند و اكنون كه دیگر سوءتفاهم رفع شده است تقریبا همه آهنگ‌هایش از رادیو و تلویزیون پخش می‌شود. بعداز آنكه سطح موسیقی‌هایی كه از رادیو پخش می‌شدند آنقدر پایین آمد كه صدای همه درآمد آنوقت بود كه همه به این نتیجه رسیدند كه مازیار، فرهاد، یغمایی، اصلانی، مهرپویا، آرتوش و دیگران همان قله‌های موسیقی پاپ مملكت هستند كه می‌توانند راهگشای جوانان این عرصه باشند.

مازیار افسانه را نمی‌شناخت اما افسانه می‌شناختش. از طریق رادیو و تلویزیون كارهایش را شنیده بودودیده بود. خودش حالا می‌گوید كه مازیار خواننده مورد علاقه‌اش بود و لابد چقدر پرواز كرد كه وقتی با مازیار آشنا شد و این آشنایی توام با ازدواجی توام با عشق شد. آن موقع مازیار در برنامه رنگارنگ تلویزیون فعالیت داشت. بعد كه از تلویزیون بیرون آمد هنوز همان خواننده خوش‌صدا بود و خوش تكنیك و همان چهره محبوب. او نمی‌توانست ازآواز دور بماند و بنابراین به صورت خصوصی تعلیم آواز می‌داد در منزل. آن هم به صورت رایگان. نمی‌توانست نخواند. حتی وقتی كه آواز را تدریس می‌كرد چیزی در درونش و در حنجره‌اش بود كه وادارش می‌كرد بخواند.دنبال مجوز بود. نمی‌خواست غیر از آن باشد كه قانون می‌خواهد. البته در سال 59 كاستی را كار كرد به نام داری كه در آن چند آهنگ محلی مازندرانی را اجرا كرد با چند كار از محمد شمس، علیرضا میبدی و عمادرام. آن زمان انتشار كاست احتیاجی به مجوز نداشت. آن كاست با استقبال گسترده‌ای مواجه شد و فروش خوبی داشت.

حدود سال شصت بود كه مساله مجوز مطرح شد و مازیار هم مشمول یك بی‌سلیقگی سلیقه‌ای شد ونتوانست مجوز بگیرد. هر وزیر جدیدی كه می‌آمد مازیار می‌رفت در سیستم موسیقی‌اش مجوز بگیرد و همه‌اش موكول می‌شد به بعد.می‌خواست همانطوری كه قانون می‌خواهد باشد و با مجوز تعیین شده كار كند. این محدودیت را خودش برای خودش وقتی كه احتیاج به هیچ مجوزی نبود تعیین كرده بود؛ آنگاه كه هیچ‌گاه از محدوده اخلاق فراتر نرفت، هیچ وقت از محدوده موسیقی سالم، اصولی و علمی فراتر نرفت و همیشه و حتی قبل از انقلاب آن وقت كه خیلی جوان بود سعی كرد به هیچ نوع ابتذالی نزدیك نشود. وطن‌پرست بود و با وجود همه نیاز مالی هیچ توجهی به پیشنهادات آن طرف آب‌ها نداشت.

خوانده بود: هر دری بسته شد/به روی من شكسته/ای كه بر خسته‌دلان درو نبستی منو دریاب

مازیار دنبال مجوز بود اما یك نفر دیگر مجوز گرفته بود برای آنكه كارهای او را منتشر كند. قبل از آنكه متوجه شوند كاست منتشر شده بود با نام بوی گندم و مثل توپ صدا كرده بود.

دختر بزرگتر مازیار، غزل می‌گوید: این كاست مجموعه‌ای بود از ترانه‌های قدیمی پدر با آهنگ‌هایی از آقای شمس، نوجوكی، بابك بیات و دیگران و آهنگ بوی گندم مال منصور تهرانی بود و همه فكر می‌كنند همه كاست كار منصور تهرانی بود. در منزل‌شان نشسته‌ایم كه در حوالی خیابان ملك است به اتفاق مادر، خواهرش ترانه و سعید عزیزی همسر غزل كه خود آهنگ‌ساز است و شركت پژواك هنر شرق را به اتفاق غزل می‌گرداند. غزل خودش هم خواننده است و چند كنسرت هم برای بانوان برگزار كرده. من بیشتر دارم با خانم افسانه سهایی صحبت می‌كنم، همسر مازیار و آنها دورتر نشسته‌اند. گاهی وقت‌ها كه نیاز به توضیح باشد وارد بحث می‌شوند. غزل مطابق معمول كم‌حرف است وتوضیحات را بدون حتی یك كلمه اضافه می‌گوید و بعد می‌نشیند كه مادر صحبت كند. مادر اما با حرارت صحبت می‌كند. من كه هیچگاه مازیار را از نزدیك ندیده بودم اما حدس می‌زنم غزل این كم‌حرفی را از پدر به ارث برده باشد. صاحب آن ترانه‌های غمگین و آن صدای گرم سوخته؛ گرم حزین. ترانه، دختر دوم مازیار هم هست منتها در حاشیه‌ای دورتر. می‌آید و می‌رود. مشغول كار خودش است. او هم اهل موسیقی است. خانواده‌ای یكدست. مادر دارد از كاست بوی گندم حرف می‌زند و به نظرش منصور تهرانی مقصر است اما غزل می‌آید و وارد بحث می‌شود كه او هم در انتشار این كاست مثل پدر دخیل نبود. یعنی او هم طرفی نبست از آن همه استقبال از كاست.

مازیار می‌خواست مجوز بگیرد برای كارهایش كه هیچ ایرادی نداشتند اما از آن طرف عباس منطقی ظاهر شده بود با مجوزی در دست و چند وقت بود كاست بازار را قرق كرده بود. این البته تنها تجربه عباس منطقی نبود. او مجموعه‌ای از زیباترین آثار فرهاد را هم با عنوان وحدت منتشر كرده بود بدون اجازه خانواده‌اش. همانطوری كه در سال‌های اخیر آهنگ‌های عباس مهرپویا را منتشر كرده بود. آن موقع در ابتدای این راه بود. از خانم افسانه سهایی از عباس منطقی می‌پرسم. می‌گوید: او از كسانی بود كه در لاله‌زار در كار نوار و پخش كاست بود. حقیقت‌اش این است كه او یك روز به خانه ما مراجعه كرد. همین خانه. با همسرش آمده بود. به مازیار گفت كه مازیار وضعم خیلی بد است. یك كمكی به من بكن. مازیار گفت چه كاری از من ساخته است؟ آقای منطقی گفت كارهایی را كه داری به من بده، من از وزارت ارشاد مجوز می‌گیرم. من می‌توانم. من آنجا آشنا دارم و می‌توانم مجوز بگیرم. شوهرم هم به رسم امانت تمام كارهایش را در اختیارش گذاشت. تمام كارها را. ایشان هم رفت گویا یك مجوز قلابی گرفت... غزل حرف مادر را قطع می‌كند: مجوز یك آهنگ از هشت آهنگ را گرفت. فقط مجوز آهنگ گل گندم را گرفت و بقیه آهنگ‌ها را بدون مجوز در كاست گذاشت و به همین خاطروقتی كاست منتشر شد بعد از یك مدت به خاطرنداشتن مجوز متوقف شد. سعید هم توضیحاتی می‌دهد كه بماند.

آن كاست در آن سال فقط در سه ماه اول كه در بازار بود پنجاه و پنج میلیون تومان فروش كرد. بعد از آن از ادامه انتشار جلوگیری كردند. مازیار بعد از انتشار كاست پیگیری كرد كه حق و حقوقش را بگیرد اما منطقی مورد بحث پیدایش نبود. كسی خبری از او نداشت با وجود آنكه مدیرعامل یك شركت اسم و رسم‌دار بود كه هنوز هم هست. همان كه در یكی دو سال گذشته كاست‌های مهرپویا را هم منتشر كرده است با همان روال قدیم.

مازیار پس از انتشار این كاست به این صورت از چند طریق تحت فشار بود. از طرفی حق و حقوقش پرداخت نشده بود، از طرفی دیگر او كه آنقدر صبر كرده بود تا با مجوز و قانونی عمل كند، كاستی را در بازار می‌دید كه به جز یك آهنگش بقیه بدون مجوز بودند. طرف مورد بحث هم كه پیدا نبود بنابراین او بود كه مورد بازخواست قرار می‌گرفت.گفته بود كه من روحم از انتشار كاست خبر ندارد اما این دلیل منطقی نبود. مستر كارها در اختیار آن شركت قرار گرفته بود. توضیحات شرح ماوقع او را از بازخواست خارج كرده بود. تبرئه شده بودو كاست متوقف. این وسط تنها یك فایده برای مازیار متصور بود و آن اینكه یخ ممنوعیت صدای مازیار شكسته بود. حیف آن صدای گرم كه یخ كرده بود.

من و شمع نیمه‌جون امشب بس كه نالیدیم شب به تنگ آمد/خدا را آیینه جانم از غم تنهایی به سنگ آمد/چه‌ها من كشیدم به پای تو...

حتی خنده‌هات مث تلخی گریه است/ مث لبخند دروغ آشنایی/ تورو خوب می‌شناسم از عاطفه سرشار/ تو كجا و قصه‌های بی‌وفایی/ حرف بزن ای مهربون/ منو از خودت بدون درها به روی مازیار باز شده بود ظاهرا، اما یك در قرار بود بسته شود. او البته وسواس بسیاری برای انتخاب آهنگ و شعر داشت. بیلان كاری‌اش هم همین را نشان می‌داد. خواننده ترانه معروف ماهیگیر كه مثل توپ صدا كرده بود در تمام عمر هنری‌اش كمتر از سی آهنگ خوانده است و حالا كه قرار بود اولین كاست رسمی و قانونی بعد از انقلابش را منتشر كند وسواس داشت كه كار خوب باشد. گل گندم حدود سال‌های 73 و همان سال توقیف شده بود، سال 75 ضبط كودك قرن شروع شده بود. در این سال‌ها دنبال شعر و آهنگ خوب می‌گشت. اینها را غزل می‌گوید و ادامه می‌دهد: بعد كه آقای محمدی مطلق كارهایش را آورد بدش نیامد. شعرها از آقای ساعد باقری بود. كارها هم بد نبود. ملودی‌ها را بابا خودش ساخته. یك نوار آزمایشی هست كه در آن با هم حرف می‌زنند و درباره كار صحبت می‌كنند در آنجا می‌بینیم كه اكثر ملودی‌ها را خود بابا ساخته. اگر گوش كنید متوجه می‌شوید، ملودی آقای مطلق یك چیز دیگر بود و بابا با این ملودی‌ها بازی كرد و ساخت. سال 75 این كار به صورت آزمایشی ضبط شد، خورد به بیماری مازیار و صبر برای بهبودی‌اش كه هیچگاه محقق نشد، سال 76 مازیار فوت كرد. كاست در تیرماه 77 منتشر شد. آن موقع مازیار نبود. مازیار در اوایل میانسالی فوت كرده بود. در یكم تیرماه 1331 در بابل متولد و در شانزدهم فروردین 76 فوت كرده بود.یعنی درست دو ماه و نیم مانده بود كه چهل و پنج ساله شود.

از افسانه می‌پرسم: شما ساكن تهران بودید؟ تایید می‌كند. می‌پرسم: چطور با هم آشنا شدید؟ می‌گوید:عاشق شده بودیم دیگر. و همه با هم می‌خندند. می‌گویم: پیش بچه‌ها لو رفته‌ای. می‌گوید: خودشان همه چیز را می‌دانند. همه چیز را از اول تا الان. من هیچ چیزی را از بچه‌هایم مخفی نكرده‌ام. ما آن موقع با مادرم در پاسداران زندگی می‌كردیم. مازیار به اتفاق برادرش و همسر فرانسوی برادرش در همین خانه زندگی می‌كردند. اول انقلاب آنها رفتند و ما آمدیم اینجا. مازیار وقتی حدود شانزده سالش بود آمده بود تهران.برادرش در تهران زندگی می‌كرد. عشق به موسیقی داشت. پیش مرحوم فریبرز حیدری پیانو یاد می‌گرفت. خودش تعلیم صدا می‌داد و برای غزل از دوسالگی پیانو خرید. آقای فریبرز حیدری می‌آمد و به غزل هم پیانو یاد می‌داد. بچه‌ها ژن موسیقی را از پدر به ارث برده‌اند. شوهر من هم موسیقی را از مرحوم مادرش به ارث برده بود. مادرش صدای بسیار خوبی داشت و وقتی كه می‌خواند همه اهالی محل از خانه‌هایشان می‌آمدند بیرون كه صدایش را بشنوند. یك چیزی در صدایش بود كه خیلی شنیدنی بود. شوهرم همیشه می‌گفت كه در شمال محیط ایجاب می‌كرد كه صدایشان را رها كنند.

از آن صداهای رها مازیار به دنیا آمد كه مظلوم بود و معصوم و خالی از هر زد و بند. درگیر یك سوءتفاهم شد و غصه خورد.

گریه‌هات زخم مصیبت نداره/قلب تو به غصه عادت نداره/حوض كوچیكو یه دریا می‌بینی/لونه‌تو قد یه دنیا می‌بینی.

گل گندم را كه كنار بگذاریم از مازیار سه كاست منتشر شده است. كودك قرن با آن داستانی كه گفتم. بعد ماهیگیر به همت غزل و سعید در شركت پژواك هنر شرق و بعد از آن حالا كبوتر. فقط كاست تنهایی مانده است كه منتشر شود.

نمی‌دانم كاست گل گندم را هنوز می‌فروشند یا نه. شاید بفروشند. همانطوری كه وحدت را می‌فروشند. همانطوری كه آواز قو را می‌فروشند. كسی جلودار كسی نیست. مازیار كه نیست. اگر بود و وقتی بود هم فرقی نمی‌كرد.

خوش به حالت كبوتر/ هر جا بخوای پر می‌كشی... 





نوع مطلب : بیوگرافی خواننده ها، 
برچسب ها : بیوگرافی مازیار، بیوگرافی خواننده معروف مازیار، مازیار، زندگی نامه خواننده معروف مازیار، بیوگراف، بیوگرافی، پیشکسوت،
لینک های مرتبط :
29 بهمن 92 :: نویسنده : admin        


مرتضی
مرتضی.jpg
اطلاعات هنرمند
نام اصلیمرتضی برجسته
نام مستعارمرتضی
زادروز۱۳۳۰ خورشیدی (۶۲ سال)
تهران
اهل کشورپرچم ایران ایرانی
سبک‌هاپاپ
کار(ها)آهنگساز، خواننده
تحصیلاتفوق دیپلم معماری

مرتضی برجسته معروف به مرتضی (زاده: ۱۳۳۰ خورشیدی در تهران)، خواننده، آهنگساز، 




سالهای نخست زندگی

در سال ۱۳۳۰ خورشیدی در شهر تهران بدنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه خویش را در زادگاهش به انجام رساند و سپس تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته معماری ادامه داد و به پایان رسانید. وی که از دوران نوجوانی به طراحی علاقمند بود، از سنین جوانی به فعالیت در زمینه طراحی و گرافیک مشغول شد و تا زمانی که در ایران بود (بخصوص در سالهای قبل از انقلاب اسلامی) در چند شرکت تبلیغاتی به انجام کارهای طراحی و تبلیغاتی پرداخت.

مرتضی کار خوانندگی را نخست از کاخ سازمان جوانان شروع کرد و بعد به صورت حرفه‌ای، از زمانی که در ارتش بود، به فعالیت خویش ادامه داد. وی اولین بار به سال ۱۳۴۸ خورشیدی، در تلویزیون، و در شو معروف میخک نقره‌ای که با همّت و ابتکار فریدون فرخزاد از تلویزیون ملی ایران پخش می‌شد، در فستیوال آوازی که برگزار شده بود مقام اول را به دست آورد و از آنجا بود که کار خوانندگی را به صورت حرفه‌ای آغاز نمود.

اولین ترانه‌ای که خواند برای یک فیلم بود که در ۱۶ سالگی اجرا کرد و آن فیلم هیچ وقت پخش نشد، ولی اولین ترانه که از وی در تلویزیون به طور رسمی پخش شد، در همان شو میخک نقره‌ای به نام «عشق زود گذر» یا «گل نیلوفر پشت پنجره» بود که آهنگش را مرحوم پرویز مقصدی ساخته و شعرش را مسعود هوشمند سروده بودند.

مرتضی برجسته در دهه پنجاه خورشیدی و با اجرای ترانه های متعددی در فیلمهای ایرانی ساخته شده در این دهه و همچنین با اجرای چندین ترانه که به ترانه هایی محبوب در میان جوانان آن دوران تبدیل شدند به شهرت رسید. [۱]

خوانندگی در فیلم فارسی

مرتضی از سن نوجوانی و درحالیکه تنها ۱۶ ساله بود، به خواندن ترانه در متن فیلم فارسی‌های مد روز که در آن روزگار ساخته می‌شدند، روی آورد. خود وی دربارهٔ وقایعی که پای او را به عنوان خواننده به فیلمهای فارسی گشود، می‌گوید:

با شخصی به نام آقای حسین واثقی که خدا بیامزتشون، برخورد کردم. حدود ۱۶ سالم بود که عشق زیادی به این کار داشتم و همراه ایشون به استودیویی که داشت رفتیم. ایشان برای فیلمی آهنگ ضبط می‌کرد، آن موقع شرایط ضبط اینقدر پیشرفته نبود که آهنگ را ضبط کنند و خواننده بخواند. خواننده و ارکستر باید با هم اجرا می‌کردند. چند تا خواننده آمدند و آقای کارگردان صداشان را امتحان کرد و خوشش نیامد. روز بعد هم همینطور.

من که با آقای واثقی به آنجا می‌رفتم ترانه را یاد گرفته بودم. کارگردان از این بابت عصبی شده بود چرا که خواننده‌ای برای فیلمش پیدا نمی‌کرد، از استودیو بیرون رفت. من به آقای واثقی گفتم اجازه بدهید من یک بار این آهنگ را بخوانم، ایشان به من اجازه دادند که بخوانم. وقتی واثقی خواندن من را دید به کارگردان زنگ زد و گفت که به استودیو بییاید. کارگردان آمده و از صدای من خوشش آمد. این اولین قدمی بود که من در این زمینه برداشتم و از آن به بعد حدود ۵۰ ترانه در متن فیلم‌های فارسی اجرا کردم.

فیلمی بود به اسم قزاق که متاسفانه در آن زمان توقیف شد و توفیق پخش و نمایش پیدا نکرد. ولی همان باعث راهگشایی من برای خواندن در فیلم‌های فارسی شد.

اولین ترانه رسمی

نام مرتضی وقتی به عنوان یک خواننده بر سر زبانها افتاد، که اولین کار هنری او، با نام «عشق زودگذر» منتشر شد. خود مرتضی درباره این ترانه که با مسعود هوشمند و پرویز مقصدی کار کرده بود، می‌گوید:

آن زمان سرباز بودم. یک روز، آقای سرهنگی آمدند گفتند که تو صدای خوبی داری. (من تابستان‌ها، در کمپ افسران می‌خواندم.) بعد مرا معرفی کردند به آقایی به اسم یادگار که در خیابان لاله زار، بغل سینما رکس یا سینما اسکار، صفحه‌فروشی داشت. من می‌رفتم پیش ایشان. آقای یادگار مرا معرفی کرد به پرویز مقصدی. پرویز مقصدی آهنگی ساخته بود به اسم «عشق زودگذر» که شخصی به اسم منفرد آن را اجرا کرده بود و از حق نباید گذشت، انصافاً هم قشنگ خوانده بود. اما بین او و پرویز مقصدی گویا درگیری لفظی پیش آمده بود. در نتیجه، مقصدی دلش نمی‌خواست آن آهنگ را بدهد به او بخواند. آمد به من گفت: «تو بیا این آهنگ را بخوان، امتحان کنیم ببینیم چطور می‌شود.» رفتیم استودیو و من آن را خواندم. مقصدی گفت: «من از صدای تو خوشم آمده، اما باید تحریرها را کمی تمرین کنی.» بار دوم که رفتم خواندم، مقصدی به آقای یادگار گفت: «من این آهنگ را روی صدای این شخص [یعنی من مرتضی] بیشتر می‌پسندم و دلم نمی‌خواهد آن را بدهم به منفرد.» البته گفتم که مرحوم منفرد آهنگ را خیلی قشنگ خوانده بود، ولی آن شرایط به نفع من تمام شد و آن آهنگ با صدای من ضبط و پخش شد.

حضور در شو میخک نقره‌ای

شو میخک نقره‌ای، یکی از موفقترین شوهای تلویریونی تاریخ تلویزیون ایران بود که به همت و ابتکار فریدون فرخزاد، در اواخر دهه چهل و و اوایل دهه پنجاه از شبکه اول تلویزیون ایران پخش می‌شد. افزون بر مرتضی جمع کثیری از حوانندگان ایرانی که بعدها به شهرت و محبوبیت بسیار رسیدند، کار خود را برای اولین بار با همین شو آغاز نمودند. به جز مرتضی، هنرمندان و خوانندگانی چون: ابی، سُلی، نلی، شهرام، نوش آفرین، لیلا فروهر... همه از جمله خوانندگانی بودند که در برنامه‌های فریدون فرخزاد معرفی شدند.

مرتضی دربارهٔ نخستین حضورش در این برنامه گفته‌است:

اتفاق دیگری که افتاد این بود که یکی از دوستانم به من گفت، آقایی به نام فریدون فرخزاد که از آلمان به ایران آمده، می‌خواهد شو تلویزیونی بگذارد. همین شوهایی که امروزه در آمریکا و اروپا این همه مد شده‌است، آن مرد بزرگ حدود سی و هفت سال پیش در ایران اجرا می‌کرد. باری، ما چهارده نفر بودیم که در آن برنامه شرکت کردیم و من مقام اول را به دست آوردم. آقای فرخزاد برای من قرار ضبط گذاشته بود و من طبیعتاً به عنوان یک جوان مشتاق، خیلی آرزو داشتم که وارد تلویزیون بشوم. ظهر روز پنجشنبه که سربازها را مرخص می‌کردند، فرماندهی پادگان آمد سان ببیند، به من که رسید گفت: «تو چرا موهایت بلند است؟» گفتم: «ببخشید تیمسار! الان پنجشنبه‌است، می‌روم می‌زنم» گفت: «نخیر، چرا تا الان گذاشتی اینقدر بلند شود؟» گفتم: «تیمسار! آخر من باید بروم تلویزیون...» گفت: «تو کی هستی که در تلویزیون راهت بدهند؟» و دستور داد: «همین الان ببرید موهایش را بزنید!» من واقعاً ناراحت شده بودم و هی التماس می‌کردم، ولی فایده نداشت. همان لحظه، موهایم را با نمره یک زدند. آمدم منزل، بلافاصله زنگ زدم به مرحوم فرخزاد، گفتم: «آقای فرخزاد! اینطوری شده. موهای مرا از ته زده‌اند... تیمسار غضب کرد.» گفت: «مانعی ندارد. اتفاقاً خیلی هم جالب است. همینطور با سرِ زده بیا»....

شروع فعالیت هنری و شهرت

مرتضی برجسته در کنار لیلا فروهر پشت جلد مجله جوانان امروز

بدین ترتیب مرتضی برجسته با نام هنری مرتضی از اواخر دهه چهل (سال ۱۳۴۸)، مطرح گردید و نزد مردم شناخته شد. در این دوران وی ضمن فعالیت خوانندگی با ترانه سرایان و آهنگسازان متعددی همکاری کرد و تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، در حدود ۱۸۰ ترانه مختلف اجرا نمود.

افزون بر این، از صدای وی همچنان در فیلمفارسی‌های متداول در آن عصر استفاده می‌شد. از جمله شاخصترین این فیلمها که با ترانه‌هایی از مرتضی راهی پرده سینماها گردید، فیلم بوسه بر لبهای خونین، ساخته ساموئل خاچیکیان بود. دیگری فیلمی که ترانه‌های مرتضی در آن خوش درخشیدند و نام او را بیشتر از قبل بر سر زبانها انداختند، فیلم معشوقه بود.

خود مرتضی دربارهٔ موفقیتش در این دو فیلم می‌گوید:

کارگردان «بوسه بر لب‌های خونین» زنده یاد ساموئل خاچیکیان بود، ۳ تا آهنگ برای «بوسه بر لب‌های خونین» خوندم. آهنگ‌های فیلم «معشوقه» بسیار موفقیت بازاری پیدا کرد و هنوز که هنوز است، حدود ۳۷ سال از آن فیلم می‌گذرد، مردم این آهنگ‌ها را از من می‌خواهند. معشوقه آهنگی بود که در زمان خودش موفقیت بسیار زیادی پیدا کرد.

خروج از ایران

مرتضی در سال ۱۹۸۱ میلادی (۱۳۶۰ خورشیدی) از ایران خارج شد و به آمریکا رفت و با این که قصد ماندن در این کشور را نداشت امّا شرایطی پیش آمد که وی را در امریکا ماندگار کرد. بدین ترتیب که وقتی که او، گذرنامه‌اش را برای تمدید به سفارت ایران فرستاد، مسئولان سفارت، آن را به وی پس ندادند و وی به همین دلیل مجبور شد که مقیم آمریکا بشود.

فعالیت در زمینه موسیقی فولکلوریک ایران

از زمانی که مرتضی ناگزیر از اقامت اجباری در لوس آنجلس گردید، وظیفه خود دانست که در زمینه موسیقی فولکلوریک ایران به فعالیت بپردازد. به خصوص که در آن زمان، به موسیقی فولکلوریک چندان توجهی نمی‌شد، و این موسیقی در حال از بین رفتن بود. مرتضی در حدی که در توانش بود، برای زنده کردن این نوع موسیقی کوشید و خوشبختانه در این زمینه به موفقیت‌های چشم گیری دست یافت. آلبوم اول وی در زمینه موسیقی فولکلوریک ایرانی، آلبوم «دایه دایه» بود و بعد آلبوم «انار انار» که مورد استقبال و توجه بسیار قرار گرفت.

مرتضی آلبوم اول خود (دایه دایه) را با همراهی ناصر چشم‌آذر و در شرایط خیلی دشواری به بازار ارائه کرد، چراکه تازه از ایران آمده بود و از نظر مالی در شرایط خیلی بدی قرار داشت و یاری ناصر چشم آذر در چنان شرایطی کمک بزرگی برای او بود. این آلبوم بعد از راهی شدن به بازار، فوق‌العاده مورد استقبال قرار گرفت و همین موفقیت باعث شد که مرتضی آلبوم دوم را با انرژی بیشتری به بازار روانه کند. آهنگ‌های آلبوم دوم، و بخصوص خود آهنگ «انار انار»، که در اصل آهنگی بلوچی است که البته افغان‌ها هم نسبت به این آهنگ احساس مالکیت دارند، خیلی فراگیر شد و مورد استقبال قرار گرفت. طوریکه بعدها بسیاری از ایرانیان مرتضی را با همین آهنگ به خاطر آوردند.

بعدها خوشبختانه تعدادی دیگر از خوانندگان ایرانی نیز به این مسئله توجه کردند و آن‌ها هم تعدادی از آهنگ‌های محلی و فولکلوریک ایرانی را بازسازی نمودند.

اجرای ترانه‌های سیاسی

مرتضی در نخستین سالهای اقامت در امریکا، به اجرای چند ترانه سیاسی نیز پرداخت که نمونه شاخص آن، آهنگ «داروغه» با شعر مسعود امینیبود. وی دربارهٔ اجرای این قبیل ترانه‌ها گفته‌است:

آن زمان که ما این آهنگ‌ها را می‌خواندیم، نسلی که الان احتمالاً حدود سی، سی و پنج ساله‌است، آن وقت‌ها هفت هشت ساله بود. این آهنگ‌ها باعث شدند که زبان فارسی در خارج از کشور از بین نرود. و اما در مورد سیاسی خواندن... هنرمند، از هر نوع که باشد، در مواقع خاص بحران‌های اجتماعی سیاسی در مملکت خودش، احساس وظیفه می‌کند که کاری انجام بدهد. مسئله مهم این است که ما این آهنگ‌ها را با سرمایه شخصی خودمان می‌ساختیم؛ از نظر مادی در بازار، هیچ بازدهی برایمان نداشت.

فعالیت در زمینه طراحی و گرافیک

مرتضی گرچه تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته معماری به انجام رسانیده بود، امّا هیچ وقت استفاده شغلی از رشته تخصصیش نکرد، هرچند که بنا به گفتهٔ خود او، این رشته درسی در سراسر زندگی وی اثر داشت. در مقابل وی چون علاقه زیادی به کار طراحی داشت، به انجام کار طراحی و گرافیک، که بعدها ویدیو هم بدان اضافه شد، مشغول شد. اولین کار طراحی که مرتضی انجام داد، برای کارهای خودش بود، وی که تا زمان حضور در ایران در چند شرکت تبلیغاتی کارهای طراحی کرده بود، پس از مهاجرت به آمریکا و در لوس آنجلس، از کامپیوتر نیز در کارهایش استفاده کرد و برای اولین بار در سال ۱۳۶۲ خورشیدی، از کامپیوتر برای طراحی بهره برد. تا قبل از آن هیچ کسی از کامپیوتر برای طراحی استفاده نمی‌کرد.

وی همچنین برای اولین بار طراحی جلد کاست‌های خود و هنرمندان دیگر را به صورت کامپیوتری به شکل جالب توجهی شروع کرد و بعد آهسته آهسته فعالیت خود را به عرصه‌های دیگر همچون طراحی جلد سی دی و طراحی مجلات و تبلیغات و... گسترش داد. طوریکه وی با بسیاری از هنرمندان ایرانی که در خارج از کشور بودند، کار کرد و اکثر پشت جلدی‌های آلبوم‌های این هنرمندان تا مدت زیادی فقط و فقط کار وی بود. هرچند که بعدها طراحان دیگری هم این کار را انجام دادند.

فعالیت در عرصه آهنگسازی و ترانه سرایی

مرتضی به غیر از طراحی پشت جلد آلبوم‌ها، کم کم کار آهنگ سازی را هم برای ترانه‌های خودش و هنرمندان دیگر آغاز کرد. مرتضی همچنین در سالهای اخیر، به ترانه سرایی نیز روی آورد. این فعالیتها وی را با بسیاری از هنرمندان ایرانی خارج از کشور، در ارتباط قرار داد، بخصوص که برخی از این هنرمندان برای کارهای گرافیکی شان به وی مراجعه می‌کردند و افزون بر این، وی نسبت به تأسیس یک استودیوی صدا برداری نیز اقدام نمود، که خود او و خوانندگان دیگر در آنجا آهنگ هایشان را ضبط می‌کردند.

در آلبوم‌های جدید مرتضی، آهنگ‌ها و شعرهای تعداد زیادی از ترانه‌ها، کار خود اوست.

تأسیس فرهنگسرای خانه فرهنگ ایران

مرتضی برجسته در حدود سال ۱۳۸۳ خورشیدی، استودیوی بزرگی خرید که در آمریکا معروف بود. هدف وی از این اقدام به گردهم جمع کردن جامعه ایرانی، و ایرانیانی که متجاوز از سی سال در خارج از کشور مقیم هستند بود و بدین ترتیب سعی داشت که هم از طریق هنر و هم از طریق شغل‌هایی دیگر، زمینه‌ای برای فعالیت ایرانیان آمریکا به وجود بیاورد.

قبل از این فعالیت وی راجع به خانه ایران بارها صحبت کرده بود ولی قصد او برای بنیانگزاری خانه ایران هیچ وقت به ثمر نرسید. به همین سبب وی نسبت به تأسیس فرهنگسرا اقدام نمود، و اسم این فرهنگسرا را خانه فرهنگ ایران گذاشت. در این فرهنگسرا سعی بر آن است تا تمرکز بیشتری بر فعالیت‌های فرهنگی باشد و از مسائل سیاسی و مذهبی حتی المقدور پرهیز شود. به همین دلیل این فرهنگسرا فقط به مسائل هنری و مسائلی که مربوط به اجتماع است، می‌پردازد و سعی مرتضی در اینجا بر آن است که یک سری کارهای سالم و برگزیده، که از نظر هنری ارزش داشته باشد، انجام دهد. به عنوان مثال فعالیتهایی چون: کارهای نمایشی، موزیک، سخنرانی، کلاس‌های موسیقی و.... در این فرهنگسرا مد نظر قرار دارد و تلاش مرتضی در تاسیس «خانه فرهنگ ایران» در لوس آنجلس انعکاس فعالیت‌های فرهنگی خارج از کشور در این فرهنگسرا ست.

مرتضی همچنین تصمیم دارد در آینده و به محض فراغت از مشغلات عدیده فعلیش، داستان شکل گیری تک تک آهنگ‌هایش را بنویسد.

همراهی با جنبش سبز ایرانیان

بعد از وقایع انتخابات سال ۱۳۸۸ در ایران و اعتراضات بخش بزرگی از مردم و سرکوب آنها، که به شکل گیری جنبش سبز منجر شد، مرتضی از خوانندگانی بود که در این باره ترانه‌هایی اجرا کرد.

شاخصترین این ترانه‌ها، ترانه‌ای دو زبانه به نام همیشه با ندا (به انگلیسیUnited for neda) بود که در همراهی با داریوش، ستار و چند نفر دیگر از چهرهای مشهور هنری جمله شهره آغداشلو، پرویز صیاد و... اجرا شد و در خلق آن جمعی از هنرمندان آمریکایی نیز همکاری داشتند.

مرتضی برجسته بعنوان یکی از اصلیترین پدیدآورندگان این اثر، در مورد آن می‌گوید:

آهنگی که صحبتش را می‌کنید ماجرایش از این قرار بود که آقایی ایرانی‌الاصل به اسم مامز تایلور که رپ می‌خواند به من زنگ زد و گفت که: «می‌خواهم تو بیایی در این کار، قطعه‌هایی را به فارسی اجرا کنی تا دوزبانه بشود.» یک شعر انگلیسی به من داد و گفت: «ما این را می‌خواهیم ترجمه کنیم.» من آن شعر انگلیسی را گرفتم و آن شعر فارسی را که می‌شنوید خودم نوشتم و گذاشتم روی آن و بقیه بچه‌ها هم اجرا کردند. اول خود من تنها بودم. بعد که کار شکل و شمایل خوبی گرفت، بقیه دوستان هم آمدند: آقای داریوش آمد خواند، خانم شهره آغداشلو بود و آقای پرویز صیاد که با آقای ستار در این آهنگ هم‌صدا شدند. جالب این است که ویدئو این آهنگ را فقط با تلفن موبایل گرفته بودند، تا کیفیت تصویرها مانند همان فیلم‌هایی باشد که از داخل ایران می‌فرستادند؛ [یعنی] فیلم‌هایی که جوانان با تلفن همراه از رویدادها می‌گرفتند و می‌فرستادند خارج و روی اینترنت قرار می‌دادند.

ترانه ها در ادامه مطلب 



ادامه مطلب


نوع مطلب : بیوگرافی خواننده ها، 
برچسب ها : مرتضی، مرتضی برجسته خواننده محبوب، زندگی نامه خواننده محبوب مرتضی برجسته، بیوگرافی خواننده معروف مرتضی، بیوگرافی، پیشکسوت،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 11 )    ...   5   6   7   8   9   10   11   
   
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات