درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : admin
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
سایت تفریحی و سرگرمی پیشکسوت
بیوگرافی شخصیت ها و دانلود آهنگ های ماندگار-قدیمی و پیامک های عاشقانه-نرم افزار
29 بهمن 92 :: نویسنده : admin        

  •  

  • شاهین زاده سال ۱۳۵۹ در بندر انزلی است و در گیلان زندگی می‌کرده است. او دانشجوی رشتهٔ جامعه شناسی بوده که به دلیل ابراز عقیده موفق به پایان تحصیلاتش نشده‌ است و به قول خودش «جامعه شناسی را در جامعه فرا گرفته، نه در دانشگاه». او از نوجوانی به سرودن شعر و ترانه روی آورد و ساز گیتار را در سبک‌های کلاسیک و فلامنکو آموخت. او آواز خواندن را، ابتدا در سبک‌های راک و اسپانیش در ایران به صورت زیرزمینی آغاز کرد و با چند گروه مختلف همکاری کرده است.
  •  پیش از مهاجرت به آلمان مدتی سرپرست یک گروه موسیقی زیرزمینی در ایران بود و در آلمان سرپرست گروهی به نام «اینان». آخرین گروهی که با آن همکاری می‌کند، گروه تپش ۲۰۱۲ است. با پیوستن او به این گروه و اجرای شعرهای سیاسی-اجتماعی‌اش، طپش ۲۰۱۲ بیش از پیش مورد استقبال مخاطبان و رسانه‌های فارسی‌زبان قرار گرفته است.
  • در ترانه‌های شاهین نجفی، آمیزه‌ای از اعتراض به حکومت مذهبی، فقر، زن‌ستیزی، سانسور و اعتیاد را می‌توان دید. او تلاش می‌کند که فاکتور‌های شاعرانه و ادبی و اصطلاح‌های فلسفی و سیاسی در ترانه‌هایش حضور داشته باشند و به همین دلیل، گاهی فهمیدن بعضی از ترانه‌هایش برای مردم عادی مشکل میشود.
  • او که اکنون در یک خود تبعیدی اجباری در آلمان پناهنده شده‌است همچنان از دردهای مردم کشورش می‌گوید و می‌خوانددر ادامه برخی از ترانه‌های شاهین نجفی همراه با خلاصه‌ای از نقدها و بازتاب‌های مربوطه معرفی می‌شوند:
  • * حاجی ما آخر خطیم ترانه‌ای است شامل انتقاد از تفکری که در جامعه ریشه دوانده‌است.
  • * فحش بده ترانه‌ای است درباره فشارهایی که به وی وارد شده‌است.
  • * ما مرد نیستیم ترانه‌ای است که از طرف وی تقدیم به جنبش زنان ایران شده‌است.
  • * عمو کریس تاوون دارهکریس دی برگ خواننده معروف انگلیسی زبان چندی پیش در سفر به ایران و برای اولین مجوز اجرای کنسرت یک خواننده غربی در ایران پس از انقلاب اینگونه می‌گوید ((تهران امروز از نیویورک و لندن امن تر است)) این ترانه اعتراضی است به این گفته‌های کریس دی برگ
  • * بامداد برای بامداد ترانه‌ای است که به یاد احمد شاملو سروده و اجرا شده‌است.
  • * آوازه خوان در خون ترانه‌ای است اعتراض آمیز به یاد فریدون فرخزاد همراه با انتقاد به کشته شدن او.
  • * حرفِ زن ترانه‌ای است درباره حقوق زنان که توسط وی منتشر شده‌است.
  • * زندگی سگی ترانه‌ای است که به انتقادی کنایه گونه از زندگی امروز ایرانیان می‌پردازد.
  • * ما شرریم ترانه‌ای است در اعتراض به رپر‌هایی که فقط از پارتی و سکس و … می‌خوانند.
  • طوری که می‌گوید:
  • پسر حاجی نبودیم که از شکم سیری
  • بگیم چشا باز، تیز نگن یه وقت بی غیرتیم
  • رپ ما رپ تلویزیون تپش نیست
  • رپ سرخوشی و آجیل و کیشمیش نیست
  • رپ درد و بند و زجر و زندونه
  • اونی که اینا رو کشیده حرفمو میدونه
  • نجفی در قسمتی از این آهنگ نیز به انتقاد از برنامه شوک بر آمده و می‌گوید:
  • میخواین رپ و خراب کنین بگین فقط فحشه
  • پاش برسه میدیم ولی یه معنیی توشه
  • میخواین رپ و خفه کنین بگین طالبش نیست
  • چرا چون خالتورین، خوب اینکه مشکل نیست
  • من خرم ترانه‌ای است درباره دانشجویان، توهین‌ها و مشکلاتی که برای آنها در جمهوری اسلامی به‌وجود آمده‌است.
  • تو بوی سیلی و شلاق میدی خانوم
  • تا کی میخوای به مردا باج بدی خانوم
  • ما که از مردی مردیم لااقل تو زن باش
  • یه کم از اون عطر غیرتت رو ما هم بپاش
  • ماکه از مَردی مُردیم و چیزی ندیدیم
  • از تو کتاب اسم رستم و فقط شنیدیم
  • که اگر اونم بود امروز حتمن کراکی بود
  • رستم امروز از جنس بد شاکی بود
  • رستم اگر بود واسش جرم میساختن
  • تو گردنش آفتابه لگن مینداختن از «ما مرد نیستیم»
  • .وقتی‌ شش ساله بودم،پدرم مرد و این اولین حادثه در زندگی‌ من بود.کودکی، کم رنگ و غمگین بود و امروز از آن برایم جز اپیزود‌های سیاه و سفید چیزی نمانده است.عروسی‌ یکی‌ از خواهرانم در با غی بزرگ، که من در آن گم بودم.سقف خانه یی که هنگام بارندگی چنان بی‌ غیرت بود که از اسم خود شرمگین می‌‌شد و برادرم و نردبام و پایین، لگن گذاشتن و آسمانی که بر سر مان می‌‌شاشید .بر زندگی‌ نکبت باری که جز تحقیرو فقرو اشک و فریاد چیزی در آن دیده نمی‌شد.زن‌های چادر چاقچول کرده، دم در خانه‌ها مینشستندو صبح‌ها مدرسه ی زوری بود و بعد از غیلوله، تا غروب و عشا در جنگ و بازی‌های مختص همان محله‌ها بودیم .شب که میشد یاد گرفته بودیم از افغانی‌ها بترسیم.افغانی‌هایی‌ که در هیات کارگرانی ریشو و کم حرف ،گه گاه در نانوایی میدیدم و یاد گرفته بودم آنها را بچه دزد تصور کنم.یک نعمت نامی‌ داشتیم که نه حرف می‌‌زد،نه می‌‌خندید ،نه گریه می‌‌کرد.فقط راه میرفت و سیگار می‌‌کشید و گاهی‌ شنا می‌‌کرد.از نعمت بود که اولین بار سیگار گرفتم.بعد رفتم در خرابه‌ای و با لذت و ترسی‌ توامان با حس بزرگ شدن کشیدم.مادرم می‌‌گفت قدیم تر‌ها ماموران شهربانی با چماق بر سرش زدند و دیوانه شد و این ترس با من ماند که حتما هر کس از این باتوم‌ها بخورد دیوانه میشود .بعد‌ها فهمیدم نه!میشود ابتدا دیوانه بشی و بعد با باتوم کتک بخوری.


  • شهر ما ،پر باران‌ترین شهر ایران ،آن قدر رطوبت خیز است که آدم هم در آن زنگ می‌‌زند.باران که نمی‌‌بارید ، خودش را پاره میکرد.شبیه زن‌های شوهر مرده ناله میکرد و این مهم نبود;دیگر نمی‌شد از خانه فرار کرد و در مدرسه هم ،زنگ تفریح! را باید در آن کلاس نمور و نیمکت‌های سفت و کنده کاری و فحش نویسی شده بمانی.من درس می‌‌خواندم و هیچ نمیفهمیدم.کمی‌ بزرگ تر که شدم فقط تاریخ و جغرافیا و تعلیمات دینی را میخواندم و سبیلم که جوانه زد فهمیدم فلسفه و جامعه شناسی‌ چیست و ادبیات یعنی چه.ده سال داشتم که به شدت از علوم تجربی‌ متنفر شدم.کلاس چهارم ابتدایی بودم.تمرینات هفته ی پیش را انجام نداده بودم.معلمم،آقای خلیلی ،یک آدم لاغر و استخوانی و بلند بالایی بود.به من که رسید کتاب را جلوش باز کردم که مثلا دنبال تمرینات بگردم.گفت بلند شو.بلند شدم.سرم تا حدود نافش میرسید.قلبم تند می‌‌زد .هیچ چیز نگفت.فقط یک کشیده ی محکم به صورتم زد.یک لحظه مادرم را دیدم با آن چادر غمگینش و خانه یمان را با آب‌های اطراف خانه ؛آخر وقتی‌ باران می‌‌آمد همیشه آب جمع می‌‌شد.ولی‌ گریه نکردم.نگاهش کردم.چشمانش غمگین و سرخ بود.همان موقع‌ها بود که یکی‌ از خواهر زاده‌هایم که پنج سال از من کوچک تر بود را به کوچه خلوت می‌‌بردم و می‌‌زدم.یا یک حامد نوروزی داشتیم در مدرسه، که من و مهدی محمد نژاد او را به عنوان یک اسیر عراقی کتک میزدیم.آن موقع نه می‌‌دانستم اطلاعات چیست و نه اوین کجاست.مامور برای من برابر بود با پلیس راهنمایی رانندگی‌.با شکمی گنده و خوش اخلاق که همیشه سر تنها چراغ قرمز شهر می‌‌ایستاد و بهش میگفتند مرد قانون.اهل رشوه و این حرف‌ها نبود.بازنشسته که شد ،مرد.

  • کجا ی این زندگی‌ ربطی‌ به شعر داشت ؟ آن موقع‌ها نمیدانستم .میگفتند پدرم گاهی‌ شعر مینوشت و خط خوبی داشت و گاهی‌ در مسجد محل هم میخواند.اما گویا اهل می‌‌ و حال خیامی بود .بعد‌ها نواری به دستم رسید که عمه‌هایم صدایش را ضبط کرده بودند و به گیلکی در رثای محمد رضا شاه و بر ضد امام شعر میخواند.آن موقع پانزده ساله بودم و باور کردم که اطرافیانم کودن هستند که مرا شبیه پدرم میدانند،چون او ،عرق خور و شاه پرست بود و من ،مومن و امام دوست.سیزده ساله بودم که آقای نیک بخش،ناظم مدرسه ی پروین،مرا بی‌ خبر به جلوی صف ،روی سکو خواند و رو به دانش آموزان گفت:این نجفی که یکی‌ از بی‌ انضباط ‌ترین دانش اموزان ما بود ،در چند ماه گذشته کاملا رفتارش عوض شده و ما میخواهیم تشویق بشه که انشالله همیشه همین جوری بمونه.یه دست براش بزنید و بعد صلوات.

  • من تغییری نکرده بودم.فقط یاد گرفته بودم چطور مخفی‌ عمل کنم و این را مدیون کیوان مرادی بودم.آن موقع این موفقیت بزرگی‌ بود برای یک نوجوان ?? ساله .حالا خلافمان از حد شیشه شکستن و سر کلاس ترقه ترکاندن و دست انداختن معلمان و معلمات یا جنگ تن به تن یا گروهی بیرون مدرسه و ما بقی بیشتر نبود..اما سال بعد کیوان از آن مدرسه رفت و من پایم به مسجد محل باز شد و اشنایی با علی‌.اولین بار که دیدمش داشت باصوت جمیل ،منشاوی می‌‌خوند.از همان جا من عاشق صدای شهید القرا، محمد صدیق منشاوی شدم .14سال بعد علی‌ را در همین آلمان در اشتوتگارت دیدم.گیتار می‌‌زد و ریز سیگاری ؛و پینک فلوید میخواند....





نوع مطلب : بیوگرافی رپرها، 
برچسب ها : شاهین نجفی، بیوگرافی شاهین نجفی، زندگی نامه شاهین نجفی، شاهین، نجفی، خواننده معروف شاهین نجفی، بیوگرافی،
لینک های مرتبط :
29 بهمن 92 :: نویسنده : admin        


بیوگرافی حمید عسگری

بیوگرافی حمید عسگری


حمید عسگری خواننده محبوب و دوست داشتنی پاپ توانست در دنیای موسیقی غوغایی به پا کند . او با احساس و دلش زندگی می کند .
حمید عسگری متولد 20 مهرماه 1357 است در شیراز به دنیا امده و بزرگ شده اصفهان است و در حال حاضر به همراه دوستش میلاد ترابی (( که اهنگساز است )) در تهران زندگی می کند . دو خواهر و یک برادر دارد . تحصیلاتش ربطی به موسیقی ندارد او کارشناس مدیریت صنعتی است . مجرد است و هنوز فرد مورد علاقه اش را پیدا نکرده است معتقد است ازدواج باعث به ارامش رسیدن انسان ها می شود .
اوایل که البوم او به بازار امد خیلی ها به اسم شادمهر عقیلی فروختند در صورتی که او کسی نبود جز حمید عسگری . رنگ و جنس صدای حمید و شادمهر تا حدی به هم شباهت دارد و این شباهت به نفع او تمام شد . او می گوید : هیچ کس در توانایی های شادمهر شکی ندارد البته شباهت صدای من و شادمهر چیز طبیعی در عالم موسیقی است چرا که صداها در عین تفاوت ها شباهت های زیادی به هم دارند .
صدای سیاوش شمس را هرگز فراموش نمی کند و صدای محمد علیزاده رو خیلی دوست داره . غذای مورد علاقه حمید عسگری قیمه های مادرش است . او اصلا اهل اشپزی کردن نیست . وقتی غمگین است می خواند . صمیمی ترین دوست حمید عسگری میلاد ترابی است . یک زمانی عاشق بوده است .

 

بیوگرافی حمید عسگری

 

با ترانه هایی که خودش گفته ارتباط بیشتری برقرار کرده است چون ترانه ها را با توجه به شرایط روحی خودش گفته است . از میان ترانه ها " ترانه بازم دلم گرفته چند روزی که رفتی رو خیلی دوست دارد . در صدایش غم خاصی وجود دارد .

نقطه ضعف حمید عسگری این است که زود عصبانی می شود البته عصبانیت های او 5 دقیقه است بعد چنان ارام می شود که انگار نه انگار اتفاقی افتاده است . نقطه قوت حمید هم این است که بی هیچ چشمداشتی احساسش را نثار دیگران می کند انقدر که طرف بی نیاز از محبت می شود .

 

بیوگرافی حمید عسگری

 

بیوگرافی حمید عسگری

 





نوع مطلب : بیوگرافی خواننده ها، 
برچسب ها : حمید عسگری، بیوگرافی حمید عسگری، زندگی نامه حمید عسگری، حمید عسگری خواننده محبوب، بیوگرافی، سایت پیشکسوت،
لینک های مرتبط :
29 بهمن 92 :: نویسنده : admin        



برای اولین بار صدای وی در آهنگی به همراه محسن چاوشی به نام نشکن دلموشنیده شد. به علت شباهت نسبی صدایش به شادمهر عقیلی پس از مدتی مشهور شد.

آلبوم نفس‌های بی هدف را با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در تابستان ۱۳۸۷ وارد بازار موسیقی کرد و پس از ۷۶۵ روز آلبوم دوم خود را با نام رگ خواب منتشر کرد. وی فرزند شهید است و مهرماه سال ۱۳۸۶ اولین آهنگ وی به عنوان تیتراژ برنامه تلویزیونی مناسبتی ماه رمضان ماه عسل با نام خیال تو از شبکهٔ سه صدا و سیمای ایران پخش شد.سال ۱۳۸۸ نیز تیتراژ برنامهٔ نشان بی نشان‌ها با صدای وی از شبکه دو سیما پخش شد.محسن یگانه قراردادی را در فیلم گرگ و میش بست، اما این فیلم با صدای بنیامین پخش شد، لازم به ذکر است از آهنگ‌های محسن یگانه در درون فیلم نیز پخش شد. وی تیتراژ پایانی فیلم تلویزیونی یه آسمون آبی سقف اتاق منه را نیز خوانده بود ولی از تلویزیون پخش نشد.او تیتراژ پایانی فیلم آسمان همیشه ابری نیست را خوانده‌است.

وی از اهالی گنبد کاووس از شهرهای استان گلستان در شمال ایران می‌باشد. از معروفترین آهنگهای اولیهٔ او می‌توان به «آخه دل من»و «سال کبیسه» اشاره کرد.آهنگ «آخه دل من» با تنظیم بسیار قوی شهاب اکبری در آلبوم نفسهای بی هدف قرار گرفت. بعد از آلبوم نفس‌های بی هدف محسن یگانه توانست آلبومی تحت عنوان رگ خواب به بازار عرضه کند این آلبوم ۱۱ تراک دارد که در تاریخ ۱۹ مرداد به بازار عرضه شد.


مجله فرهنگی هنری ایران من: برای اولین بار صدای وی در آهنگی به همراه محسن چاوشی به نام نشکن دلموشنیده شد. و چند سال درگیر گرفتن مجوز برای نخستین آلبوم مجازش بود که پس از اخذ مجوز از وزارت ارشاد اسلامی بعد از یک سال سکوت و کش وقوس های فراوان در مرداد ماه سال ۱۳۸۷ آلبوم نفس های بی هدف را بازار کرد که با استقبال نسبتآ خوبی مواجه شد و ۲ سال بعد در سال ۱۳۸۹ آلبوم رگ خواب را روانه بازار کرد که جزو آلبوم های زیبای سال ۸۹ بود که این زیبایی باعث استقبال بسیاری از این آلبوم در بین مردم شد.

متولد ۲۳ اردیبهشت ۱۳۶۴ در گنبد کاووس است.او از همان دوران کودکی در فعالیت های فرهنگی و هنری استعداد بالایی داشت.

او در ابتدا هیچ گونه علاقه ای به موسیقی نداشت و فقط به بصورت تفریحی به آن نگاه می کردبه گفته خودش از کودکی علاقمند به بازیگری و مطرح شدن در دنیای سینما بود.ولی بنا به شرایط خاص فرهنگی و خانوادگی تا به امروز چنین موقعیتی را پیدا نکرد.اما برحسب استعداد ذاتی و خدادادی در رشته موسیقی ذوق و سلیقه خاصی داشت، میل به موسیقی و یک شنونده خوب بودن را بر حسب اتفاق با شنیدن یکی از قطعات بی کلام آلبوم بهارمن«گل گندم از شادمهرعقیلی» بدست آورد که حس عجیبی نسبت به موسیقی روز« پاپ» پیدا کرد و با علاقه دو چندانی که در وی بوجود آمده بود به فراگیری ساز گیتار پرداخت.نواختن را با تکیه بر خود و بدون استاد شروع کرد،اما درهمان ابتدای کاربا مشکلات عدیده ای رو به رو شد.مخالفت خانواده بر حسب شرایط خانوادگی«محسن یگانه فرزند شهید می باشد»باعث شده بود فرصتی برای آموزش ساز گیتار زیر نظر اساتید مختلف را پیدا نکند،ولی این مانع کار نشد ومحسن یگانه با ذوق و علاقه و پشتکارعجیبی به نواختن گیتار ادامه داد تا جایی که در نوازندگی به حدی رسید که بتواند خود این ساز را آموزش دهد. در این میان تنها به ساز گیتار اکتفا نکرد و به سمت کیبورد و پیانو و فراگیری مهارت های فنی و موسیقی الکترونیک نیز روی آورد وی همچنین به نوازندگی و ترانه سرایی نیز می پردازد.

فرزند یک شهید بسیجی
محسن یگانه زیاد دوست ندارد درباره پدر شهیدش صحبت کند چرا که می‌ترسد عده‌ای به اشتباه فکر کنند او دنبال بهره‌بردرای از موفقیت ”پدر هیمشه زنده در یاد“ خودش است. یگانه که زیاد اهل مصاحبه نیست، حتی در صحبت‌های خصوصی با دوستانش هم فرزند شهید بودن خود را مخفی می‌کند اما به هر حال محسن فرزند یک شهید بسیجی است. شهیدی که زمان دفاع مقدس، جذب نیروهای بسیج شد و داوطلبانه به جبهه‌های حق علیه باطل رفت تا کنار هم‌سنگرانش حافظ این مملکت مقدس باشد. یگانه می‌گوید: ”می‌خواهم طوری در موسیقی فعالیت کنم که روح پدر بزرگوارم از من راضی باشد“. جالب است بدانید وقتی به یگانه پیشنهاد شد به لس‌آنجلس برود، جواب داد: ”مملکتی که پدرم در راهش شهید شد را ترک نمی‌کنم“.

اهل موسیقی در محیط دانشگاهی و پزشکی
محسن یگانه در حالی به موسیقی روی آورده و آهنگساز و ترانه‌سرا و خواننده پاپ شده که در خانواده‌اش هیچ‌گونه گرایشی به موسیقی وجود ندارد. او که در دوران کودکی و نوجوانی گرایش شدیدی به نمایش و کارهای هنری داشته، بعدها جذب موسیقی می‌شود بدون آنکه مشوقی در خانواده داشته باشد. البته حالا دیگر او موفق شده رضایت خانواده‌اش را جلب کند. مادر محسن استاد دانشگاه است و خواهران بزرگش هم پزشک و دندانپزشک هستند. در چنین خانواده‌ای طبیعی است خود محسن هم علاوه بر کار موسیقی، دنبال تحصیل در دانشگاه باشد. محسن یگانه دانشجوی مهندسی صنایع است و با اینکه این اواخر به شدت سرش در دنیای موسیقی گرم شده، قصد ترک تحصیل ندارد و نمی‌خواهد تحصیلات دانشگاهی را نیمه‌کاره رها کند.

آثار این هنرمند:

آلبوم ها:

۱- نفس های بی هدف سال ۱۳۸۷

۲- رگ خواب سال ۱۳۸۹

آلبوم جدید وی با نام احتمالی حباب اواخر امسال یا اوایل سال آینده روانه بازار خواهد شد

این خواننده تک آهنگ های زیادی نیز خوانده است که مهم ترین آن ها عبارت اند از:

تیتراژ برنامه ماه عسل, تیتراژ برنامه نشان بی نشان ها,تیتراژ سریال آسمان همیشه ابری نیست و تیتراژ فصل دوم سریال قلب یخی






نوع مطلب : بیوگرافی خواننده ها، 
برچسب ها : بیوگرافی محسن یگانه، محسن یگانه خواننده پر طرفدار پاپ، محسن یگانه، یگانه، زندگی نامه محسن یگانه، بیوگرافی، سایت پیشکسوت،
لینک های مرتبط :
29 بهمن 92 :: نویسنده : admin        

عهدیه بَدیعی در ۱۳۲۹ خورشیدی (سپتامبر۱۹۵۰ میلادی) در یک خانواده از فرقه ظاله بهایی در تهران زاده شد کار خود را از برنامه کودک رادیو تهران در سال ۱۳۳۷ شروع کرد وی دانش*آموخته رشته حسابداری است. عهدیه دو سال هم در سپاه دانش دختران، خدمت سربازی رفت.

او سه سال پیش از انقلاب، در سن ۲۶ سالگی از ایران خارج شد و به اسپانیا مهاجرت کرد و در آنجا با یک مرد ایرانی ازدواج کرد و صاحب چهار فرزند شد وی هم اکنون ۵۷ سال دارد.



عهدیه بدیعی یکی از پرطرفدارترین خوانندگان موسیقی پاپ در ایران سال های دهه چهل و پنجاه خورشیدی، سال هاست که در اسپانیا زندگی می کند. برخی از دوستداران عهدیه، صدای او را صدای خاطره جمعی ملت ایران از آن سال ها می دانند؛ صدایی که در تولیدات سینمایی آن سال های ایران، حضوری قاطع داشت و کمتر فیلم موفقی بدون صدای او روانه پرده سینماها می شد. عهدیه اما در کنار ترانه های ماندگار سینمایی و در عین حال عامه پسندش، در رادیو تلویزیون ملی ایران با آهنگسازانی صاحب نام همکار بود و در سطحی دیگر هم ترانه می خواند.







نوع مطلب : بیوگرافی خواننده ها، 
برچسب ها : عهدیه بدیعی، عهدیه، بیوگرافی عهدیه، زندگی نامه عهدیه، بیوگرافی، پیشکسوت، عهدیه خواننده محبوب،
لینک های مرتبط :
29 بهمن 92 :: نویسنده : admin        



داود مقامی زاده ۱۳۱۸ در تهران یکی از معروف ترین و محبوب ترین خوانندگان سبک کوچه بازاری و عامه پسند مردمی قبل از انقلاب ۵۷ ایران بود. او ورزشکار بود و در رشتهٔ پرورش اندام فعالیت داشت. او به‌همراه افرادی هم‌چون سوسن، نعمت‌الله آغاسی از هنرمندان شاخص سبک کوچه بازاری به‌شمار می‌آمدند. او خوانندگی را از جنوب تهران اغاز کرد و نزد استاد شاپور نیاکان تعلیم گرفت.[۱] او در سن جوانی و در ۲۲ اسفند ۱۳۵۰ شمسی به دلیل بیماری سرطان درگذشت. ارامگاه او در نمازخانهٔ شهر ری/عبدالعظیم حسنی/ بخش خواهران بین ستونهای وسط نزدیک درب خروجی قرار دارد. قسمتی از قبرستان در بازسازیهای سال ۱۳۷۰ شمسی به مصلی تبدیل شد. از او سه فرزند به جای ماند که پسر بزرگ او بهمن در یک سانحهٔ رانندگی در سال ۱۳۵۴ شمسی درگذشت. مجموع ترانه‌هایی که داوود مقامی خوانده ۳۹ترانه می‌باشد. وی مدتی در کشتارگاه تهران به کار مشغول بود.






نوع مطلب : بیوگرافی خواننده ها، 
برچسب ها : داود مقامی، بیوگرافی خواننده نامی داود مقامی، زندگی نامه داود مقامی، بیوگرافی، زندگی نامه، سایت پیشکسوت،
لینک های مرتبط :
29 بهمن 92 :: نویسنده : admin        


•منوچهر سخایی (زاده ۱۳۱۴ خورشیدی در تهران - درگذشته ۸ اردیبهشت   در کالیفرنیا، آمریکا) خواننده و بازیگر سینمای قبل از انقلاب، از قدیمی‌ترین چهره‌های موسیقی پاپ و از بازماندگان نسلی است که با اجرای ترانه‌های عاشقانه بر بستر ملودی‌های ایرانی، با ارکستراسیون غربی و کلام فارسی، در اواخر دهه ۳۰ خورشیدی، محبوبیت خیره کننده‌ای برای این سبک موسیقی به ارمغان آوردند.
•از منوچهرسخائی جدای از بازی و خوانندگی او در چند فیلمفارسی، ترانه‌های بسیاری به یادگار مانده‌است، که در میان آنها، ترانه های «جوونی»، «کلاغا» با کلام نوذر پرنگ و نیز آهنگ پرویز مقصدی، به امضای هنری او در عالم موسیقی بدل شده‌است.وی پس از انقلاب ایران (۱۳۵۷) به آمریکا کوچ کرد و گرچه در آنجا نیز ترانه‌ها و آلبومهایی خلق نمود، اما هرگز نتوانست موفقیت و محبوبیت گذشتهٔ خود را تکرار کند و نهایتاً برای سالها در سکوت به سر برد. وی همچنین در آستانهٔ شصت سالگی خویش به سازمان مجاهدین خلق ایران پیوست و با عنوان هنرمند مقاومت ترانه‌هایی در راستای اهداف این سازمان اجرا کرد. اقدام وی در پیوستن به سازمان مجاهدین خلق و اجرای ترانه در مدح رهبران این سازمان، گرچه از نظر عده‌ای عملی ممدوح و انقلابی تلقی شده، اما در مجموع انتقادهای تندی را متوجه وی ساخته‌است.
•زندگینامه
•سید منوچهر سخایی، در سال ۱۳۱۴ در شهر تهران و در خانواده‌ای فرهنگی و متمایل به سیاست متولد شد.
•برادر بزرگترش سرگرد سید محمود سخایی ( متولد: ۱۲۹۶ خورشیدی - مقتول: ۲۸ مرداد ۱۳۳۲) رئیس شهربانی برگزیدهٔ دکتر محمد مصدق در کرمان بود که در جریان وقایع ۲۸ مرداد ۳۲ در این شهر به طرز بسیار فجیعی به قتل رسید و مثله گردید.
•منوچهر سخایی تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در تهران ادامه داد و از همان دوران تحصیل به مقولات هنری بویژه موسیقی علاقه و اشتیاق نشان داد. با این وجود وی قبل از آن که وارد دنیای موسیقی شود، برای مدتی در روزنامه کیهان مشغول به کار شد و به عنوان خبرنگار پارلمانی این روزنامه فعالیت کرد.
•زندگی هنری
•قبل از انفلاب
•دوستی او با پرویز ایرانفر نقطهٔ شروعی برای ورودش به دنیای هنر بود و با تشویق و هدایت همین دوست، منوچهر سخائی در اواسط دههٔ سی به موسیقی روی آورد. گرچه در آن زمان موسیقی پاپ در ایران چندان شناخته شده نبود، امّا سخائی با بهره از آثار موزیسین‌های خارجی از همان ابتدا نسبت به این نوع موسیقی گرایش نشان داد.در اواخر دهه ۳۰ منوچهر سخائی موفق شد که با ترانه‌ای به نام «کالسکه زرین» که به شکلی غیر حرفه‌ای به همراه کامبیز مژدهی به عنوان آهنگساز و پرویز وکیلی به عنوان ترانه سرا ضبط شده بود، از سد شورای سختگیر و محافظه کار موسیقی رادیو ایران در آن زمان عبور کند.
•در واقع تا دههٔ سی شورای موسیقی رادیو در زمینه موسیقی پاپ بسیار سختگیربود و چون عمدتاً موسیقیدانان سنتی در آن شورا حضور داشتند، بندرت اجازهٔ پخش آهنگ‌هایی غیر از موسیقی سنتی و ملی از رادیو را صادر می‌کردند و بنابراین خیلی به ندرت آهنگ‌های پاپ از رادیو پخش می‌شد. طوریکه مثلا محمد نوری بعنوان یکی از نخستین خوانندگان پاپ ایرانی، ناچار بود که در برنامهٔ ارتش ترانه‌هایش را اجرا کند و در خود رادیو امکان اجرا نداشت. اما در جو پدید آمده بعد از وقایع ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و با پخش ترانهٔ معروف «مرا ببوس» [به خوانندگی حسن گل نراقی و آهنگسازی مجید وفادار و شعر حیدر رقابی (هاله)]جو دیگری در رادیو به وجود آمد و شورای سخت گیر و محافظه کار موسیقی در رادیو، با دیدن استقبال مردم از این نوع آهنگ‌ها، رویکرد جدیدی نسبت به موسیقی پاپ پیدا کرد و تصمیم گرفت تا مجوز پخش یک یا دو آهنگ پاپ را در هر ماه صادر کند .
•از آن زمان پای خوانندگان پاپ به رادیو گشوده شد و ابتدا محمد نوری و بعد ویگن برای اجرای این ترانه‌ها انتخاب شدند و بعدها منوچهر سخائی و عباس مهرپویا نیز به آنها پیوسته و چهار نفر خواننده‌های پاپ موزیک رادیو در آن زمان را تشکیل می‌دادند که هر کدام در ماه یک برنامه اجرا می‌کردند.
•بدین ترتیب منوچهر سخائی از سال ۱۳۳۷ به بعد فعالیت حرفه‌ای خود را به عنوان خواننده در رادیوایران آغاز کرد.
•در همین سالها منوچهر سخائی فعالیت خود در سینمای ایران را نیز، نخست به عنوان خواننده و سپس به عنوان بازیگر آغاز نمود. یکی از نخستین اجراهای رسمی او، که اولین ترانهٔ او برای فیلمهای فارسی نیز محسوب می‌شود، در فیلمی به نام «زندگی شیرین است» (ساختهٔ مجید محسنی، محصول دیانا فیلم) بود که در سال ۱۳۳۵ اکران گردید. وی در سالهای بعد در فیلمهای دیگری همچون «دخترها اینطور دوست دارند» (ساخته اسماعیل پورسعید ،۱۳۴۱) و «خروس جنگی» (ساخته اسماعیل پورسعید ، ۱۳۴۴) ترانه‌هایی اجرا کرد و همچنین به عنوان بازیگر در فیلمهایی مثل «پستچی» (ساختهٔ رفیع حالتی ، ۱۳۴۰) ، «در انتهای ظلمت» (ساختهٔ ابوالقاسم ملکوتی) و «ببر کوهستان» (ساختهٔ خسرو پرویزی ظاهر شد.
•در مجموع دوران اوج شهرت و محبوبیت منوچهر سخایی در دهه چهل خورشیدی بود. صدای او سبک و کلاس خاص خودش را داشت و او نیز همچون ویگن و عارف و محمد نوری طرفداران خاص خود را داشت.
•در همین ارتباط محمدرضا شجریان در کارگاه آواز خود خاطره‌ای حکایت کرده‌است که نشان از شهرت و اهمیت سخایی در آن سالها دارد. وی می‌گوید:
•« «...من در دانشسرا بودم که منوچهر سخایی یک ابوعطا خواند که من خیلی خوشم آمد و آن را یاد گرفتم و بعدها چند بار آن را خواندم و همیشه هم گفته‌ام که این را از سخایی یاد گرفته‌ام...»  » منوچهر سخایی همچنین درسال‌های فعالیت هنری اش در تلویزیون نیز شوی تلویزیونی «زنگوله‌ها» را برای تلویزیون ملی ایران تهیه کرد که در آن به معرفی چهره‌های جدید موسیقی پاپ می‌پرداخت.
•بعد از انقلاب
•بعد از انقلاب ایران (۱۳۵۷) منوچهر سخائی نیز مانند بسیاری از دیگر خوانندگان و بازیگران قبل از انقلاب راهی آمریکا شد و ساکن شهر لوس آنجلس گردید و تلاش نمود تا فعالیت هنری اش را در آنجا ادامه دهد . از جمله در نخستین سالهای اقامتش در آمریکا اقدام به تهیهٔ چند ترانه و ارائهٔ آنها به صورت سه آلبوم استودیوئی نمود. اما وی در این آلبوم‌ها و به طورکلی در سالهای مهاجرت و اقامتش در شهر لس آنجلس هرگز نتوانست موفقیتهای گذشته اش را تکرار کند.
•در ارتباط با اولین آلبومش در آمریکا خود او طی مصاحبه‌ای با رادیو فردا می‌گوید :
•« «..من از چند آهنگ اولین آلبومم که در آمریکا تهیه کردم راضی نیستم. چون این آلبوم را در بدو ورودم به آمریکا ارایه دادم، هنوز به اوضاع و احوال اینجا آشنا نبودم و از نظر مالی هم بسیار محدود بودم، نمی‌توانستم به راحتی تصمیم بگیرم و این آلبوم را در شرایط کوچ اجباری و آن حالت گیج و ویجی تولید کردم!....»  » اما وی بلافاصله پس از نخستین آلبومش در آمریکا، آلبومی دیگر به نام سکوت و نیز آلبوم همکلاس‌ها را نیز به بازار موسیقی عرضه کرده بود که گرچه در آنها آهنگ‌های خوبی وجود داشت اما بر اساس گفتهٔ خود او حتی ترانه‌های خوب موجود در این آلبومها هم وی را راضی نکرده بود و بدین ترتیب وی نهایتاً تصمیم گرفت که برای چند سال سکوت پیشه کند. در این ارتباط وی در همان مصاحبه می‌گوید:
•«...بعد از آن آلبومها، اوضاع اینجا [در لوس آنجلس] به شکلی شد که من دیدم یا باید از این جماعت بزن بکوب پیروی کنم یا دوباره سکوت کنم ومن در آن زمان تصمیم گرفتم با موسیقی لس آنجلس همراهی نکنم و به کار تألیف روی بیاورم....»
•حاصل سکوت طولانی مدت و غیبت منوچهر سخایی از صحنه موسیقی پاپ لس آنجلس، جمع آوری تعدادی مصاحبه از شخصیت‌های مختلف مطرح در موسیقی پاپ فارسی بود. وی همچنین در این سالها دست به تهیهٔ کتابی دربارهٔ موسیقی مدرن و موسیقی پاپ ایران زد که در آن تقریبا با همه کسانی که در دسترس او بودند از جمله با محمد نوری، حمید قنبری و نعمت مین باشیان گفت و گوهایی دربارهٔ این موضوعات انجام داده بود.
•سخایی همچنین در واپسین سالهای فعالیتش و پس از مدت‌ها سکوت، آلبومی تهیه کرد که در آن از ترانه‌های اجتماعی استفاده کرده و به مضامینی نظیر حقوق بشر پرداخته بود... سخائی در این آلبوم، سعی کرد تا سبک خواندنش را تغییر داده و نت‌ها وگام‌هایی را اجرا کند که در گذشته بندرت مورد استفاده اش قرار گرفته بود. همکار آهنگساز وی در این آلبوم محمد شمس بود، که آهنگ‌های این آلبوم را از ادغام تم‌های کلاسیک ایرانی و غربی خلق نمود. اشعار ترانه‌های این آلبوم عمدتاً توسط ایرج فاطمی سروده شده بودند و به گفتهٔ خود سخایی برای ارائهٔ این آلبوم سه سال کار مداوم انجام شده و موسیقی آن با ارکستر سمفونی پاریس به شکل زنده ضبط گردیده بود.
• 
•معروفترین آلبوم ها
•هم کلاس
•جان جان
•کلاغ‌ها
•خداحافظ
•لاله
•نمکی
•سکوت
•داغ بوسه و عروسی(صفحه ،۱۳۵۱)
•وعده دور دور نمی‌خوام و دیدی از دستم رفت(صفحه ،۱۳۵۲)
•گل و آروم آروم (صفحه ، ۱۳۵۳)
•گردن بند الله و شهر نور (صفحه ، ۱۳۵۲)
•برگرد برگرد و با گریه به سویش می‌روم (صفحه ،۱۳۵۱)
•لالایی و کلاغها (صفحه ، ۱۳۵۰)
•لب دریا و بابا رو بوس کن (صفحه ، ۱۳۵۰)
•هفت ستاره
•معروفترین آهنگ ها
•شب میای (اجرای مشترک با پوران)
•پائیزه (اجرای مشترک با الهه)
•ای والله (اجرای مشترک با پوران)
•به کنارم بنشین (اجرای مشترک با دلکش)
•شمع روشن (اجرای مشترک با پوران)
•کلاغا(آهنگ :پرویز مقصدی، شعر :نوذر پرنگ)
•کالسکه زرین(آهنگ:کامبیز مژدهی، شعر :پرویز وکیلی)
•بازآ(آهنگ : هوشنگ شهابی، ترانه سرا: هوشنگ شهابی)
•جوونی(آهنگ : فرید زولاند، ترانه سرا: فرید زولاند تنظیم: آندرانیک)
•جزیره
•نامزدی
•جدایی
•شهر نور
•خط و نشون
•ای جوانان وطن
•بذار امشب بخوابم
•دیدی از دستم رفت
•تو را دوست دارم
•بابا رو بوس کن
•قدیما یادش به خیر
•می دونم
•گاهی وقتا که هوایی میشه دل
•پاییز از راه رسید
•برگرد پشیمون می‌شی آخر
•فصل باور
•افسوس
•شب آخر
•برف
•نامه
•لیلا
•باران
•رفتم
•بختیاری
•بدرود
•غنچه‌های نارنج
•آخرین نامه
•موج نگاه
•عاشق دیوانه
•باور مکن
•از دستم رفت
•آهوی رمیده
•شمع من
•آروم آروم
•صنوبر
•چشم به راه
•گلهای باغچه
•خط و نشون
•پشیمون
•لالایی۱
•لالایی۲
•بوسه داغ
•اشتباه من
•غم امشب
•دوستش دارم
•دزد دل
•بابا رو بوس کن
•لب دریا
•برگرد
•گل به سر عروس
•پنجره
•جان جان
•گل
•دل من
•شهر نور
•اشکهای من
•تو رو دوستت دارم
•  فیلم شناسی
•بعنوان بازیگر
•۱- پستچی (رفیع حالتی ، ۱۳۴۰)
•۲ - دخترها اینطور دوست دارند (اسماعیل پورسعید، ۱۳۴۱)
•۳ - در انتهای ظلمت (ابوالقاسم ملکوتی ، ۱۳۴۱)
•۴- ببر کوهستان (خسرو پرویزی ، ۱۳۴۴)
•بعنوان خواننده
•۱- زندگی شیرین است (مجید محسنی ، ۱۳۳۵)
•۲- دخترها اینطور دوست دارند (اسماعیل پورسعید، ۱۳۴۱)
•۳- خروس جنگی (اسماعیل پورسعید، ۱۳۴۴)





نوع مطلب : بیوگرافی خواننده ها، 
برچسب ها : منوچهر سخایی، زندگی نامه منوچهر سخایی، بیوگرافی منوچهر سخایی، بیوگرافی، زندگی نامه، سایت پیشکسوت،
لینک های مرتبط :
29 بهمن 92 :: نویسنده : admin        



بیوگرافی استاد فریدون فروغی+عكس

(فریدون فروغی) خواننده, نوازنده گیتار, پیانو, ارگ, آهنگساز و شاعر نوپرداز و یکی از بزرگان عرصه موسیقی در 9 بهمن 
1329 خورشیدی در تهران چشم به جهان گشود.
پدرش (فتح الله) کارمند اداره دخانیات بود که در تنهایی و خلوت خود شعر می سرود و تار می نواخت.او از مالکان بزرگ 
روستای (نراق) بود که از اجدادش به وی ارث رسیده بود.
مادرش (فخریه) زنی مهربان و خونگرم و خانه دار بود.فریدون,چهارمین و آخرین و تنها پسر خانواده,بعد از سه خواهر بزرگش (پروانه),(عفت) و (فروغ) بود که هر سه در قید حیات هستند.
فریدون در سن 16 سالگی با جمع کردن گروهی نوازنده در محافل و کاباره های مختلف به مدت 2 سال اجرای ترانه های بلوز غربی می پرداخت تا اینکه بر سر مسائل عاشقی به شیراز می رود و در کاباره (کازا) به کار خود ادامه 
می دهد.

در سال 1350 (خسرو هریتاش) کارگردان فیلم (آدمک) پس از ساختن فیلمش دنبال خواننده ای تازه نفس می گردد 
تا اینکه فریدون توسط دوستش (جیمی) به او معرفی می شود و هریتاش پس از شنیدن صدای فریدون پس از خواندن 
قطعه ای از ترانه می گوید: این همان صدای تازه ای است که به دنبالش می گردد و پس از اجرای دو ترانه به نام 
(آدمک)و(پروانه ی من) منجر به آغاز دومین دوره ی فعالیت هنری اش در سال 1350 در سن 21 سالگی می گردد.
فریدون بعد از 5 سال آثار (ری چالز) را کنار می گذارد و به برنامه تلوزیونی (شش و هشت) به کارگردانی (فرشید رمزی)راه پیدا می کند و باعث خلق آثار ماندگاری چون (زندون دل )و(غم تنهایی) که باعث معروفیتش می گردد
و در همین سال با (گلی فتوره چی)ازدواج می کند ازدواجی که پس از یک سال و نیم منجر به جدایی می گردد.
در سال 52 فروغی برای فیلم (تنگتا) به کارگردانی (امیر نادری ) ترانه ای با همین عنوان اجرا می کند.
در سال 53 فروغی تمامی آثار خود را در قالب یک کاست به نام (نیاز) به بازار روانه می کند.
در سال 54 فروغی دومین کاست خود را به نام (یاران) به دوستدارانش عرضه می کند.
همچنین با اجرای ترانه ی (سال قحطی) از طرف رژیم شاه به مدت 2 سال ممنوع الصدا می شود.
فریدون پس از 2 سال ممنوعیت کاری سومین کاست خود را به نام(سال قحطی) منتشر می کند.
تنوع موضوعی در آثارش و وجود نخی نامرئی که همه ی آثار فروغی را به هم مرتبط می ساخت باعث می شود 
به او لقب(خواننده ی ملی) داده شود در همین سال پدرش فتح الله در سفری به شمال دچار بیماری ذات الریه 
شده و پس از بازگشت به نهران در بهمن 86 دار فانی را وداع می گوید فروغی از این حادثه سخت متاثر می شود.
در سال 57 در بحبوحه ی انقلاب فروغی اعتراض خود را نسبت به قتل و غارت در کاستی به نام بت شکن منتشر می کند به همراه یک گفت و گوی رادیویی از فروغی درباره موسیقی و وضعیت کشور را بیان می کند.
در همین سال ترانه ی (روسپی ) را اجرا می کند که هرگز اجازه ی انتشار به آن داده نمی شود.
بعد از انقلاب فروغی بر خلاف بسیاری از خوانندگان مطرح آن زمان از ایران نمی رود ودر سال 58 پنجمین کاست 
خود را به نام (فریدون فروغی با آغازی نو ) را روانه بازار کرد.
فروغی در سال 60 بعضی از ترانه هایش را به همراه چند نرانه از (کوروش یغمایی) در ششمین کاست خود به نام (سل) در حالی عرضه می کند که 2 سال از ممنوعیت کاری 20 ساله ایشان گذشته است .
در سال های 60و61 آهنگ 4 قسمتی (چرا نه؟) را می سازد اما رفته رفته از موسیقی فاصله می گیرد و به انزوا 
کشیده می شود و همه ی تلاش های او برای گرفتن مجوز ناکام می ماند.

فروغی با این شرایط به زندگی اش ادامه می دهد در اسفند 1372 با خانم (سوسن معادلیان) آشنا می شود و در 
سال 1373 با او ازدواج می کند تا کمی از فشار های روحی و روانی او کم شود.
در سال 77 جواهر فروشان ایرانی در کیش در جشنواره سنگ های قیمتی غرفه ای باز می کنند و فروغی را هم دعوت می کنند و پس از حل شدن مشکل مجوز بعد از 20سال گوشه نشینی توانست بازگردد و پس از 4 روز به 
تهران بازگشت و با وجود پیشنهاد هایی که به او می شد که به خارج از کشور برود هرگز از ایران نرفت.

و سرانجام فریدون فروغی در سحرگاه 13 مهر 1380 در خانه اش واقع در تهرانپارس در انزوا و تنهایی این جهان را 
برای کسانی می گذارد که او را از نفس کشیدن بازداشتند.51 سال هیچ وقت نمی توانست عمر زیادی باشد 
اما برای کسی که سال ها آواز های نخوانده اش را در دلش انبار کرده بود , تحمل لحظات خالی از ترانه سخت و کشنده بود . او با مرگ خود آخرین ترانه اش را خواند و رفت.

در بعد از ظهر روز جمعه فریدون فروغی را در روستای (قرقرک) در یازده کیلومتری بوئین زهرا به خاک می سپارند.

واین جملات بر روی سنگ قبرش حک شده:

چون آدمک زنجیر بر دست و پایم 
از پنجه ی تقدیر من کی رهایم
 


چند عکس از او ...



بیوگرافی استاد فریدون فروغی+عكس



بیوگرافی استاد فریدون فروغی+عكس














نوع مطلب : بیوگرافی خواننده ها، 
برچسب ها : استاد فریدون فروغی، بیوگرافی فریدون فروغی، فریدون فروغی، فریدون، فروغی، بیوگرافی، سایت پیشکسوت،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 11 )    ...   4   5   6   7   8   9   10   ...   
   
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic