درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : admin
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
سایت تفریحی و سرگرمی پیشکسوت
بیوگرافی شخصیت ها و دانلود آهنگ های ماندگار-قدیمی و پیامک های عاشقانه-نرم افزار
29 بهمن 92 :: نویسنده : admin        

عهدیه بَدیعی در ۱۳۲۹ خورشیدی (سپتامبر۱۹۵۰ میلادی) در یک خانواده از فرقه ظاله بهایی در تهران زاده شد کار خود را از برنامه کودک رادیو تهران در سال ۱۳۳۷ شروع کرد وی دانش*آموخته رشته حسابداری است. عهدیه دو سال هم در سپاه دانش دختران، خدمت سربازی رفت.

او سه سال پیش از انقلاب، در سن ۲۶ سالگی از ایران خارج شد و به اسپانیا مهاجرت کرد و در آنجا با یک مرد ایرانی ازدواج کرد و صاحب چهار فرزند شد وی هم اکنون ۵۷ سال دارد.



عهدیه بدیعی یکی از پرطرفدارترین خوانندگان موسیقی پاپ در ایران سال های دهه چهل و پنجاه خورشیدی، سال هاست که در اسپانیا زندگی می کند. برخی از دوستداران عهدیه، صدای او را صدای خاطره جمعی ملت ایران از آن سال ها می دانند؛ صدایی که در تولیدات سینمایی آن سال های ایران، حضوری قاطع داشت و کمتر فیلم موفقی بدون صدای او روانه پرده سینماها می شد. عهدیه اما در کنار ترانه های ماندگار سینمایی و در عین حال عامه پسندش، در رادیو تلویزیون ملی ایران با آهنگسازانی صاحب نام همکار بود و در سطحی دیگر هم ترانه می خواند.







نوع مطلب : بیوگرافی خواننده ها، 
برچسب ها : عهدیه بدیعی، عهدیه، بیوگرافی عهدیه، زندگی نامه عهدیه، بیوگرافی، پیشکسوت، عهدیه خواننده محبوب،
لینک های مرتبط :
29 بهمن 92 :: نویسنده : admin        



داود مقامی زاده ۱۳۱۸ در تهران یکی از معروف ترین و محبوب ترین خوانندگان سبک کوچه بازاری و عامه پسند مردمی قبل از انقلاب ۵۷ ایران بود. او ورزشکار بود و در رشتهٔ پرورش اندام فعالیت داشت. او به‌همراه افرادی هم‌چون سوسن، نعمت‌الله آغاسی از هنرمندان شاخص سبک کوچه بازاری به‌شمار می‌آمدند. او خوانندگی را از جنوب تهران اغاز کرد و نزد استاد شاپور نیاکان تعلیم گرفت.[۱] او در سن جوانی و در ۲۲ اسفند ۱۳۵۰ شمسی به دلیل بیماری سرطان درگذشت. ارامگاه او در نمازخانهٔ شهر ری/عبدالعظیم حسنی/ بخش خواهران بین ستونهای وسط نزدیک درب خروجی قرار دارد. قسمتی از قبرستان در بازسازیهای سال ۱۳۷۰ شمسی به مصلی تبدیل شد. از او سه فرزند به جای ماند که پسر بزرگ او بهمن در یک سانحهٔ رانندگی در سال ۱۳۵۴ شمسی درگذشت. مجموع ترانه‌هایی که داوود مقامی خوانده ۳۹ترانه می‌باشد. وی مدتی در کشتارگاه تهران به کار مشغول بود.






نوع مطلب : بیوگرافی خواننده ها، 
برچسب ها : داود مقامی، بیوگرافی خواننده نامی داود مقامی، زندگی نامه داود مقامی، بیوگرافی، زندگی نامه، سایت پیشکسوت،
لینک های مرتبط :
29 بهمن 92 :: نویسنده : admin        


•منوچهر سخایی (زاده ۱۳۱۴ خورشیدی در تهران - درگذشته ۸ اردیبهشت   در کالیفرنیا، آمریکا) خواننده و بازیگر سینمای قبل از انقلاب، از قدیمی‌ترین چهره‌های موسیقی پاپ و از بازماندگان نسلی است که با اجرای ترانه‌های عاشقانه بر بستر ملودی‌های ایرانی، با ارکستراسیون غربی و کلام فارسی، در اواخر دهه ۳۰ خورشیدی، محبوبیت خیره کننده‌ای برای این سبک موسیقی به ارمغان آوردند.
•از منوچهرسخائی جدای از بازی و خوانندگی او در چند فیلمفارسی، ترانه‌های بسیاری به یادگار مانده‌است، که در میان آنها، ترانه های «جوونی»، «کلاغا» با کلام نوذر پرنگ و نیز آهنگ پرویز مقصدی، به امضای هنری او در عالم موسیقی بدل شده‌است.وی پس از انقلاب ایران (۱۳۵۷) به آمریکا کوچ کرد و گرچه در آنجا نیز ترانه‌ها و آلبومهایی خلق نمود، اما هرگز نتوانست موفقیت و محبوبیت گذشتهٔ خود را تکرار کند و نهایتاً برای سالها در سکوت به سر برد. وی همچنین در آستانهٔ شصت سالگی خویش به سازمان مجاهدین خلق ایران پیوست و با عنوان هنرمند مقاومت ترانه‌هایی در راستای اهداف این سازمان اجرا کرد. اقدام وی در پیوستن به سازمان مجاهدین خلق و اجرای ترانه در مدح رهبران این سازمان، گرچه از نظر عده‌ای عملی ممدوح و انقلابی تلقی شده، اما در مجموع انتقادهای تندی را متوجه وی ساخته‌است.
•زندگینامه
•سید منوچهر سخایی، در سال ۱۳۱۴ در شهر تهران و در خانواده‌ای فرهنگی و متمایل به سیاست متولد شد.
•برادر بزرگترش سرگرد سید محمود سخایی ( متولد: ۱۲۹۶ خورشیدی - مقتول: ۲۸ مرداد ۱۳۳۲) رئیس شهربانی برگزیدهٔ دکتر محمد مصدق در کرمان بود که در جریان وقایع ۲۸ مرداد ۳۲ در این شهر به طرز بسیار فجیعی به قتل رسید و مثله گردید.
•منوچهر سخایی تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در تهران ادامه داد و از همان دوران تحصیل به مقولات هنری بویژه موسیقی علاقه و اشتیاق نشان داد. با این وجود وی قبل از آن که وارد دنیای موسیقی شود، برای مدتی در روزنامه کیهان مشغول به کار شد و به عنوان خبرنگار پارلمانی این روزنامه فعالیت کرد.
•زندگی هنری
•قبل از انفلاب
•دوستی او با پرویز ایرانفر نقطهٔ شروعی برای ورودش به دنیای هنر بود و با تشویق و هدایت همین دوست، منوچهر سخائی در اواسط دههٔ سی به موسیقی روی آورد. گرچه در آن زمان موسیقی پاپ در ایران چندان شناخته شده نبود، امّا سخائی با بهره از آثار موزیسین‌های خارجی از همان ابتدا نسبت به این نوع موسیقی گرایش نشان داد.در اواخر دهه ۳۰ منوچهر سخائی موفق شد که با ترانه‌ای به نام «کالسکه زرین» که به شکلی غیر حرفه‌ای به همراه کامبیز مژدهی به عنوان آهنگساز و پرویز وکیلی به عنوان ترانه سرا ضبط شده بود، از سد شورای سختگیر و محافظه کار موسیقی رادیو ایران در آن زمان عبور کند.
•در واقع تا دههٔ سی شورای موسیقی رادیو در زمینه موسیقی پاپ بسیار سختگیربود و چون عمدتاً موسیقیدانان سنتی در آن شورا حضور داشتند، بندرت اجازهٔ پخش آهنگ‌هایی غیر از موسیقی سنتی و ملی از رادیو را صادر می‌کردند و بنابراین خیلی به ندرت آهنگ‌های پاپ از رادیو پخش می‌شد. طوریکه مثلا محمد نوری بعنوان یکی از نخستین خوانندگان پاپ ایرانی، ناچار بود که در برنامهٔ ارتش ترانه‌هایش را اجرا کند و در خود رادیو امکان اجرا نداشت. اما در جو پدید آمده بعد از وقایع ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و با پخش ترانهٔ معروف «مرا ببوس» [به خوانندگی حسن گل نراقی و آهنگسازی مجید وفادار و شعر حیدر رقابی (هاله)]جو دیگری در رادیو به وجود آمد و شورای سخت گیر و محافظه کار موسیقی در رادیو، با دیدن استقبال مردم از این نوع آهنگ‌ها، رویکرد جدیدی نسبت به موسیقی پاپ پیدا کرد و تصمیم گرفت تا مجوز پخش یک یا دو آهنگ پاپ را در هر ماه صادر کند .
•از آن زمان پای خوانندگان پاپ به رادیو گشوده شد و ابتدا محمد نوری و بعد ویگن برای اجرای این ترانه‌ها انتخاب شدند و بعدها منوچهر سخائی و عباس مهرپویا نیز به آنها پیوسته و چهار نفر خواننده‌های پاپ موزیک رادیو در آن زمان را تشکیل می‌دادند که هر کدام در ماه یک برنامه اجرا می‌کردند.
•بدین ترتیب منوچهر سخائی از سال ۱۳۳۷ به بعد فعالیت حرفه‌ای خود را به عنوان خواننده در رادیوایران آغاز کرد.
•در همین سالها منوچهر سخائی فعالیت خود در سینمای ایران را نیز، نخست به عنوان خواننده و سپس به عنوان بازیگر آغاز نمود. یکی از نخستین اجراهای رسمی او، که اولین ترانهٔ او برای فیلمهای فارسی نیز محسوب می‌شود، در فیلمی به نام «زندگی شیرین است» (ساختهٔ مجید محسنی، محصول دیانا فیلم) بود که در سال ۱۳۳۵ اکران گردید. وی در سالهای بعد در فیلمهای دیگری همچون «دخترها اینطور دوست دارند» (ساخته اسماعیل پورسعید ،۱۳۴۱) و «خروس جنگی» (ساخته اسماعیل پورسعید ، ۱۳۴۴) ترانه‌هایی اجرا کرد و همچنین به عنوان بازیگر در فیلمهایی مثل «پستچی» (ساختهٔ رفیع حالتی ، ۱۳۴۰) ، «در انتهای ظلمت» (ساختهٔ ابوالقاسم ملکوتی) و «ببر کوهستان» (ساختهٔ خسرو پرویزی ظاهر شد.
•در مجموع دوران اوج شهرت و محبوبیت منوچهر سخایی در دهه چهل خورشیدی بود. صدای او سبک و کلاس خاص خودش را داشت و او نیز همچون ویگن و عارف و محمد نوری طرفداران خاص خود را داشت.
•در همین ارتباط محمدرضا شجریان در کارگاه آواز خود خاطره‌ای حکایت کرده‌است که نشان از شهرت و اهمیت سخایی در آن سالها دارد. وی می‌گوید:
•« «...من در دانشسرا بودم که منوچهر سخایی یک ابوعطا خواند که من خیلی خوشم آمد و آن را یاد گرفتم و بعدها چند بار آن را خواندم و همیشه هم گفته‌ام که این را از سخایی یاد گرفته‌ام...»  » منوچهر سخایی همچنین درسال‌های فعالیت هنری اش در تلویزیون نیز شوی تلویزیونی «زنگوله‌ها» را برای تلویزیون ملی ایران تهیه کرد که در آن به معرفی چهره‌های جدید موسیقی پاپ می‌پرداخت.
•بعد از انقلاب
•بعد از انقلاب ایران (۱۳۵۷) منوچهر سخائی نیز مانند بسیاری از دیگر خوانندگان و بازیگران قبل از انقلاب راهی آمریکا شد و ساکن شهر لوس آنجلس گردید و تلاش نمود تا فعالیت هنری اش را در آنجا ادامه دهد . از جمله در نخستین سالهای اقامتش در آمریکا اقدام به تهیهٔ چند ترانه و ارائهٔ آنها به صورت سه آلبوم استودیوئی نمود. اما وی در این آلبوم‌ها و به طورکلی در سالهای مهاجرت و اقامتش در شهر لس آنجلس هرگز نتوانست موفقیتهای گذشته اش را تکرار کند.
•در ارتباط با اولین آلبومش در آمریکا خود او طی مصاحبه‌ای با رادیو فردا می‌گوید :
•« «..من از چند آهنگ اولین آلبومم که در آمریکا تهیه کردم راضی نیستم. چون این آلبوم را در بدو ورودم به آمریکا ارایه دادم، هنوز به اوضاع و احوال اینجا آشنا نبودم و از نظر مالی هم بسیار محدود بودم، نمی‌توانستم به راحتی تصمیم بگیرم و این آلبوم را در شرایط کوچ اجباری و آن حالت گیج و ویجی تولید کردم!....»  » اما وی بلافاصله پس از نخستین آلبومش در آمریکا، آلبومی دیگر به نام سکوت و نیز آلبوم همکلاس‌ها را نیز به بازار موسیقی عرضه کرده بود که گرچه در آنها آهنگ‌های خوبی وجود داشت اما بر اساس گفتهٔ خود او حتی ترانه‌های خوب موجود در این آلبومها هم وی را راضی نکرده بود و بدین ترتیب وی نهایتاً تصمیم گرفت که برای چند سال سکوت پیشه کند. در این ارتباط وی در همان مصاحبه می‌گوید:
•«...بعد از آن آلبومها، اوضاع اینجا [در لوس آنجلس] به شکلی شد که من دیدم یا باید از این جماعت بزن بکوب پیروی کنم یا دوباره سکوت کنم ومن در آن زمان تصمیم گرفتم با موسیقی لس آنجلس همراهی نکنم و به کار تألیف روی بیاورم....»
•حاصل سکوت طولانی مدت و غیبت منوچهر سخایی از صحنه موسیقی پاپ لس آنجلس، جمع آوری تعدادی مصاحبه از شخصیت‌های مختلف مطرح در موسیقی پاپ فارسی بود. وی همچنین در این سالها دست به تهیهٔ کتابی دربارهٔ موسیقی مدرن و موسیقی پاپ ایران زد که در آن تقریبا با همه کسانی که در دسترس او بودند از جمله با محمد نوری، حمید قنبری و نعمت مین باشیان گفت و گوهایی دربارهٔ این موضوعات انجام داده بود.
•سخایی همچنین در واپسین سالهای فعالیتش و پس از مدت‌ها سکوت، آلبومی تهیه کرد که در آن از ترانه‌های اجتماعی استفاده کرده و به مضامینی نظیر حقوق بشر پرداخته بود... سخائی در این آلبوم، سعی کرد تا سبک خواندنش را تغییر داده و نت‌ها وگام‌هایی را اجرا کند که در گذشته بندرت مورد استفاده اش قرار گرفته بود. همکار آهنگساز وی در این آلبوم محمد شمس بود، که آهنگ‌های این آلبوم را از ادغام تم‌های کلاسیک ایرانی و غربی خلق نمود. اشعار ترانه‌های این آلبوم عمدتاً توسط ایرج فاطمی سروده شده بودند و به گفتهٔ خود سخایی برای ارائهٔ این آلبوم سه سال کار مداوم انجام شده و موسیقی آن با ارکستر سمفونی پاریس به شکل زنده ضبط گردیده بود.
• 
•معروفترین آلبوم ها
•هم کلاس
•جان جان
•کلاغ‌ها
•خداحافظ
•لاله
•نمکی
•سکوت
•داغ بوسه و عروسی(صفحه ،۱۳۵۱)
•وعده دور دور نمی‌خوام و دیدی از دستم رفت(صفحه ،۱۳۵۲)
•گل و آروم آروم (صفحه ، ۱۳۵۳)
•گردن بند الله و شهر نور (صفحه ، ۱۳۵۲)
•برگرد برگرد و با گریه به سویش می‌روم (صفحه ،۱۳۵۱)
•لالایی و کلاغها (صفحه ، ۱۳۵۰)
•لب دریا و بابا رو بوس کن (صفحه ، ۱۳۵۰)
•هفت ستاره
•معروفترین آهنگ ها
•شب میای (اجرای مشترک با پوران)
•پائیزه (اجرای مشترک با الهه)
•ای والله (اجرای مشترک با پوران)
•به کنارم بنشین (اجرای مشترک با دلکش)
•شمع روشن (اجرای مشترک با پوران)
•کلاغا(آهنگ :پرویز مقصدی، شعر :نوذر پرنگ)
•کالسکه زرین(آهنگ:کامبیز مژدهی، شعر :پرویز وکیلی)
•بازآ(آهنگ : هوشنگ شهابی، ترانه سرا: هوشنگ شهابی)
•جوونی(آهنگ : فرید زولاند، ترانه سرا: فرید زولاند تنظیم: آندرانیک)
•جزیره
•نامزدی
•جدایی
•شهر نور
•خط و نشون
•ای جوانان وطن
•بذار امشب بخوابم
•دیدی از دستم رفت
•تو را دوست دارم
•بابا رو بوس کن
•قدیما یادش به خیر
•می دونم
•گاهی وقتا که هوایی میشه دل
•پاییز از راه رسید
•برگرد پشیمون می‌شی آخر
•فصل باور
•افسوس
•شب آخر
•برف
•نامه
•لیلا
•باران
•رفتم
•بختیاری
•بدرود
•غنچه‌های نارنج
•آخرین نامه
•موج نگاه
•عاشق دیوانه
•باور مکن
•از دستم رفت
•آهوی رمیده
•شمع من
•آروم آروم
•صنوبر
•چشم به راه
•گلهای باغچه
•خط و نشون
•پشیمون
•لالایی۱
•لالایی۲
•بوسه داغ
•اشتباه من
•غم امشب
•دوستش دارم
•دزد دل
•بابا رو بوس کن
•لب دریا
•برگرد
•گل به سر عروس
•پنجره
•جان جان
•گل
•دل من
•شهر نور
•اشکهای من
•تو رو دوستت دارم
•  فیلم شناسی
•بعنوان بازیگر
•۱- پستچی (رفیع حالتی ، ۱۳۴۰)
•۲ - دخترها اینطور دوست دارند (اسماعیل پورسعید، ۱۳۴۱)
•۳ - در انتهای ظلمت (ابوالقاسم ملکوتی ، ۱۳۴۱)
•۴- ببر کوهستان (خسرو پرویزی ، ۱۳۴۴)
•بعنوان خواننده
•۱- زندگی شیرین است (مجید محسنی ، ۱۳۳۵)
•۲- دخترها اینطور دوست دارند (اسماعیل پورسعید، ۱۳۴۱)
•۳- خروس جنگی (اسماعیل پورسعید، ۱۳۴۴)





نوع مطلب : بیوگرافی خواننده ها، 
برچسب ها : منوچهر سخایی، زندگی نامه منوچهر سخایی، بیوگرافی منوچهر سخایی، بیوگرافی، زندگی نامه، سایت پیشکسوت،
لینک های مرتبط :
29 بهمن 92 :: نویسنده : admin        



زندگینامه

بدیع زاده در سال ۱۲۸۱ شمسی در محله پاچنار تهران به دنیا آمد. پدرش «آقا سید رضا بدیع کاشانی» ملقب به «بدیع المتکلمین» روحانی مشروطه‌خواه بود که به سید اناری شهرت داشت. وی فرزندش را غالباً به مجالس وعظ و روضه‌خوانی خود می‌برد تا با شیوه آوازخوانی مذهبی آشنا شود. بدیع المتکلمین با تسلط کافی بر ردیف موسیقی ایرانی، پسر خود را نیز به فن آواز موذنی و روضه‌خوانی و تعزیه آشنا ساخت و او از تجربیات پدر استفاده کرد و به فراگیری گوشه‌ها و ردیف‌های موسیقی دستگاهی ایران پرداخت. جواد، موسیقی ردیف سنتی و گوشه‌های بی‌شمار آن را از پدر و نیز از دایی خود «میرزا یحیی سعید واعظین» که او نیز از واعظان مشهور زمان خود بود، فرا گرفت.

او تحصیلات ابتدایی را در مدرسه تدین و دوره متوسطه را در مدرسه آلیانس فرانسوی‌ها و سپس دارالفنون به پایان رساند و از سال ۱۳۰۴ تا ۱۳۳۱در مجلس شورای ملی استخدام شد و به عنوان نماینده خدمت کرد.

بدیع‌زاده علاوه بر خوانندگی در امر آهنگسازی نیز شهرت دارد. در سال ۱۳۰۴ که کمپانی انگلیسی صفحه‌پرکنی «هیز مسترزویس» به قصد تهیه و ضبط صفحه از نواخته‌ها و خوانده‌های هنرمندان ایرانی نماینده خود را به ایران اعزام کرد و شعبهٔ خود را در تهران گشود، بدیع‌زاده به عنوان نخستین خواننده مرد، با معرفی و توصیه عبدالحسین خان شهنازی، انتخاب شد و اولین صفحه او با عنوان «جلوه گل» روانه بازار شد که شامل دو قطعه آواز و سه تصنیف از ساخته‌های خودش بود. از آن پس تا سال ۱۳۱۴ بدیع‌زاده ۲۴ تصنیف ساخت که همه روی صفحه ضبط شده‌است. او در سال‌های بعد در سفرهایی به حلب و بیروت و برلین و شبه قاره هند، بر شمار ضبط آهنگ‌های خود افزوده‌است.

از میان آفریده‌های معروف او می‌توان از سرود «ایران، کشور داریوش» و ترانه‌های جلوه گل، داد دل، دل افسرده، هدیهٔ خاک، گل پرپر و «خزان عشق» یاد کرد. «خزان عشق» که تا زمان ما جاذبهٔ خود را حفظ کرده در سال ۱۳۱۳ در پیوند با متنی عاشقانه از «رهی معیری» ساخته شده‌است.

بدیع‌زاده با افتتاح رادیو به جمع هیات ارکستر آن زمان رادیو پیوست و در کنار هنرمندانی چون «حسین تهرانی»، «مرتضی نی داوود»، «حبیب سماعی» و «استاد ابوالحسن صبا» آثار مشهوری را در حوزهٔ موسیقی ایرانی پدید آورد. بدیع‌زاده سال‌ها عضو شعر و موسیقی رادیو تهران بود.

جواد بدیع زاده، سرانجام در دی ماه سال ۱۳۵۸ در سن هفتاد و هشت سالگی، بر اثر دومین سکته مغزی، در تهران چشم از جهان فرو بست و در بهشت زهرا (قطعه: ۸ ردیف: ۲ شماره: ۲۶) به خاک سپرده شد. از او صفحات و نوارهای بسیاری بر جای مانده‌است.








نوع مطلب : بیوگرافی خواننده ها، 
برچسب ها : استاد، استاد جواد بدیع زاده، بیوگرافی جواد بدیع زاده، زندگی نامه جواد بدیع زاده، بیوگراف، سایت پیشکسوت،
لینک های مرتبط :
29 بهمن 92 :: نویسنده : admin        



بیوگرافی استاد فریدون فروغی+عكس

(فریدون فروغی) خواننده, نوازنده گیتار, پیانو, ارگ, آهنگساز و شاعر نوپرداز و یکی از بزرگان عرصه موسیقی در 9 بهمن 
1329 خورشیدی در تهران چشم به جهان گشود.
پدرش (فتح الله) کارمند اداره دخانیات بود که در تنهایی و خلوت خود شعر می سرود و تار می نواخت.او از مالکان بزرگ 
روستای (نراق) بود که از اجدادش به وی ارث رسیده بود.
مادرش (فخریه) زنی مهربان و خونگرم و خانه دار بود.فریدون,چهارمین و آخرین و تنها پسر خانواده,بعد از سه خواهر بزرگش (پروانه),(عفت) و (فروغ) بود که هر سه در قید حیات هستند.
فریدون در سن 16 سالگی با جمع کردن گروهی نوازنده در محافل و کاباره های مختلف به مدت 2 سال اجرای ترانه های بلوز غربی می پرداخت تا اینکه بر سر مسائل عاشقی به شیراز می رود و در کاباره (کازا) به کار خود ادامه 
می دهد.

در سال 1350 (خسرو هریتاش) کارگردان فیلم (آدمک) پس از ساختن فیلمش دنبال خواننده ای تازه نفس می گردد 
تا اینکه فریدون توسط دوستش (جیمی) به او معرفی می شود و هریتاش پس از شنیدن صدای فریدون پس از خواندن 
قطعه ای از ترانه می گوید: این همان صدای تازه ای است که به دنبالش می گردد و پس از اجرای دو ترانه به نام 
(آدمک)و(پروانه ی من) منجر به آغاز دومین دوره ی فعالیت هنری اش در سال 1350 در سن 21 سالگی می گردد.
فریدون بعد از 5 سال آثار (ری چالز) را کنار می گذارد و به برنامه تلوزیونی (شش و هشت) به کارگردانی (فرشید رمزی)راه پیدا می کند و باعث خلق آثار ماندگاری چون (زندون دل )و(غم تنهایی) که باعث معروفیتش می گردد
و در همین سال با (گلی فتوره چی)ازدواج می کند ازدواجی که پس از یک سال و نیم منجر به جدایی می گردد.
در سال 52 فروغی برای فیلم (تنگتا) به کارگردانی (امیر نادری ) ترانه ای با همین عنوان اجرا می کند.
در سال 53 فروغی تمامی آثار خود را در قالب یک کاست به نام (نیاز) به بازار روانه می کند.
در سال 54 فروغی دومین کاست خود را به نام (یاران) به دوستدارانش عرضه می کند.
همچنین با اجرای ترانه ی (سال قحطی) از طرف رژیم شاه به مدت 2 سال ممنوع الصدا می شود.
فریدون پس از 2 سال ممنوعیت کاری سومین کاست خود را به نام(سال قحطی) منتشر می کند.
تنوع موضوعی در آثارش و وجود نخی نامرئی که همه ی آثار فروغی را به هم مرتبط می ساخت باعث می شود 
به او لقب(خواننده ی ملی) داده شود در همین سال پدرش فتح الله در سفری به شمال دچار بیماری ذات الریه 
شده و پس از بازگشت به نهران در بهمن 86 دار فانی را وداع می گوید فروغی از این حادثه سخت متاثر می شود.
در سال 57 در بحبوحه ی انقلاب فروغی اعتراض خود را نسبت به قتل و غارت در کاستی به نام بت شکن منتشر می کند به همراه یک گفت و گوی رادیویی از فروغی درباره موسیقی و وضعیت کشور را بیان می کند.
در همین سال ترانه ی (روسپی ) را اجرا می کند که هرگز اجازه ی انتشار به آن داده نمی شود.
بعد از انقلاب فروغی بر خلاف بسیاری از خوانندگان مطرح آن زمان از ایران نمی رود ودر سال 58 پنجمین کاست 
خود را به نام (فریدون فروغی با آغازی نو ) را روانه بازار کرد.
فروغی در سال 60 بعضی از ترانه هایش را به همراه چند نرانه از (کوروش یغمایی) در ششمین کاست خود به نام (سل) در حالی عرضه می کند که 2 سال از ممنوعیت کاری 20 ساله ایشان گذشته است .
در سال های 60و61 آهنگ 4 قسمتی (چرا نه؟) را می سازد اما رفته رفته از موسیقی فاصله می گیرد و به انزوا 
کشیده می شود و همه ی تلاش های او برای گرفتن مجوز ناکام می ماند.

فروغی با این شرایط به زندگی اش ادامه می دهد در اسفند 1372 با خانم (سوسن معادلیان) آشنا می شود و در 
سال 1373 با او ازدواج می کند تا کمی از فشار های روحی و روانی او کم شود.
در سال 77 جواهر فروشان ایرانی در کیش در جشنواره سنگ های قیمتی غرفه ای باز می کنند و فروغی را هم دعوت می کنند و پس از حل شدن مشکل مجوز بعد از 20سال گوشه نشینی توانست بازگردد و پس از 4 روز به 
تهران بازگشت و با وجود پیشنهاد هایی که به او می شد که به خارج از کشور برود هرگز از ایران نرفت.

و سرانجام فریدون فروغی در سحرگاه 13 مهر 1380 در خانه اش واقع در تهرانپارس در انزوا و تنهایی این جهان را 
برای کسانی می گذارد که او را از نفس کشیدن بازداشتند.51 سال هیچ وقت نمی توانست عمر زیادی باشد 
اما برای کسی که سال ها آواز های نخوانده اش را در دلش انبار کرده بود , تحمل لحظات خالی از ترانه سخت و کشنده بود . او با مرگ خود آخرین ترانه اش را خواند و رفت.

در بعد از ظهر روز جمعه فریدون فروغی را در روستای (قرقرک) در یازده کیلومتری بوئین زهرا به خاک می سپارند.

واین جملات بر روی سنگ قبرش حک شده:

چون آدمک زنجیر بر دست و پایم 
از پنجه ی تقدیر من کی رهایم
 


چند عکس از او ...



بیوگرافی استاد فریدون فروغی+عكس



بیوگرافی استاد فریدون فروغی+عكس














نوع مطلب : بیوگرافی خواننده ها، 
برچسب ها : استاد فریدون فروغی، بیوگرافی فریدون فروغی، فریدون فروغی، فریدون، فروغی، بیوگرافی، سایت پیشکسوت،
لینک های مرتبط :
29 بهمن 92 :: نویسنده : admin        


نوش‌آفرین نوش‌آفرین

 

نوش آفرین در فروردین ۱۳۳۵ (مارس ۱۹۵۶) در روستای گلنگش از دهستان خورگام ، بخش عمارلو شهرستان رودبار گیلان زاده شد.پدر و مادر وی در زمانی که او کودکی بیش نبود از یکدیگر جدا شدند . وی فرزند نخست خانواده بوده و چهار خواهر و دو برادر وی حاصل ازدواج مجدد پدر هستند . خانواده اش از اوایل دوران کودکی اوبه تهران کوچیدند و در خیابان سلسبیل سکنی گزیدند. از دوران نوجوانی وی در رویاهایش بهخوانندگی عشق می‌ورزید.

 

نوش آفرین آینده با این رویای آواز خوانی بزرگ می‌شد . بگفته خودش در مصاحبه تلویزیونی با شبکه طپش در برنامه آنکات ، آن زمان‌ها در مدرسه می‌خواند و مورد تشویق دیگران قرار می‌گرفت . وی در سال ۱۳۵۱ و در سن ۱۶ سالگی در حالیکه در دبیرستان کیوان واقع در خیابان مرتضوی تهران مشغول به تحصیل بوده و همزمان در یک شرکت مشغول بکار بود ، در پی خواندن یک آگهی از جانب استودیو پیام مبنی بر نیاز به یک چهره جدید جوان جهت ایفای نقش در یک فیلم سینمایی به دفتر این استودیو مراجعه کرد. فیلم مذکور “شورش” نام داشته و بنا بود زنده یاد رضا میر لوحی آنرا کارگردانی کند.

در بین تعداد زیاد دختران جوان متقاضی بدلیل شباهت ظاهری نوش آفرین آینده با خانم آفرین که پیش از این هنرپیشه سینما بود و در آنزمان بدلیل ازدواج از هنرپیشگی دست کشیده بود مورد توجه فیلمبردار فیلم مورد نظر مرحوم ایرج صادقپور که اتفاقا همسر آفرین بود قرار گرفته و به میر لوحی معرفی شد. عکس فوق اولین عکسی است که از او بعنوان یک چهره جدید سینمایی گرفته شده‌است.

 

نوش آفرین بدلیل شرایط سخت استودیو از جمله تعهد با سفته صد هزار تومانی از شرکت در فیلم شورش منصرف شد . وی بعد از مدتی توسط مرحوم یدالله شیر اندامی هنرپیشه معروف آن زمان که از دوستان پدرش بود جهت بازی در فیلم “قصه ماهان” معرفی شد. شروع فعالیت هنری نوش آفرین با توجه به معیارهای آنزمان جامعه ایران بعدها برایش دردسرساز شد. در زمان شروع فعالیت هنری وی ، اغلب چهره‌های جدید سینمایی در فیلمها رلهایی ایفا می‌کردند و او هم از این قاعده مستثنی نبود . البته تعریف هنرپیشهٔ درسینمای آن سالها با چیزی که امروز در سینمای جهان عنوان می‌شود تفاوت زیادی داشت. بهر حال نوش آفرین با یک مدیر تهیه بنام آقای مظاهری قرارداد بازی در ۵ فیلم را امضا کرد.

متاسفانه تضاد میان فرهنگ عامه مردم در آن سالها با چیزی که توسط سینما به آنها عرضه می‌شد همخوانی نداشت و سن کم نوش آفرین در اولین فیلمهایش جلب توجه بیشتری را در زمینه نمایش این تضاد فراهم نمود. او از اولین مصاحبه‌هایش نارضایتی خود ازایفای این رلها را عنوان نمود .

دومین فیلم نوش آفرین “دشمن” نام داشت که در رده فیلمهای تجاری خوش ساخت قرارگرفت . خسرو پرویزی کارگردان این فیلم چون تحصیلکرده بود ، فیلمهایی می‌ساخت که هر چند تجاری بودند ولی در مقایسه با فیلمهای تجاری آنزمان از ساخت بهتری بر خوردار بودند.

 

هفته نامه جوانان در مهر ۱۳۵۲ مصاحبه‌ای با نوش آفرین ترتیب داد:

نوش آفرین نوستاره جوان سینما طی یک مصاحبه با خبرنگار جوانان فاش کرد که باین علت وارد سینما شده و هم اکنون قصد ورود به عالمموسیقی را دارد که مادرش با دیدن قیافه او ، بسویش باز گردد و آرزوئی که سالها در دل دارد بر آورده شود. نوش آفرین که در یک صحنهفیلمبرداری فیلم تازه اش پاداش دچار سوختگی دست شده بود ابتدا درباره این حادثه گفت : قرار بود در صحنه‌ای از فیلم با ریختن ظرف نفت روی لباسم به قصد خود کشی خود را آتش بزنم اما بدبختانه این ماجرا با غفلتی که شد نزدیک بود حقیقتا بسوزم ودر لحظه حادثه هم از ناحیه شکم و پهلو و پشت و دست راست دچار سوختگی شدید شدم و مرا به بیمارستان سینا بردند.

 

آلبوم‌ها

 

دختر شاه پریون – (۱۳۷۲)

سبزه به ناز می‌آید – (۱۳۷۸)

هفت دریا – (۱۳۸۰)

شب ما

اکسیژن

شب تو شب من – (۱۳۸۲)

نازنین عاشق – (۱۳۷۶)

فریاد

خاطره‌ها

عطش – (شهریور ۱۳۸۵)

کوچه رنگی – (۱۳۸۷)

ترانه شناسی نوش افرین

 

 

بازیگری

 

۱ – خاکستری (۱۳۵۶)

۲ – سکوت بزرگ (۱۳۵۶)

۳ – پاداش یک مرد (۱۳۵۵)

۴ – قاصدک (۱۳۵۵)

۵ – فرار از حجله (۱۳۵۴)

۶ – آب توبه (۱۳۵۳)

۷ – الکی خوش (۱۳۵۳)

۸ – پری خوشگله (۱۳۵۳)

۹ – سازش (۱۳۵۳)

۱۰ – ماشین مشتی ممدلی (۱۳۵۳)

۱۱ – دشمن (۱۳۵۲)

۱۲ – رو سیاه (۱۳۵۲)

۱۳ – فرزند شمشیر (۱۳۵۲)

۱۴ – قصه ماهان (۱۳۵۲)

 

 

خوانندگی فیلم

 

۱ – خاکستری (۱۳۵۶)

۲ – قاصدک (۱۳۵۵)

 

 





نوع مطلب : بیوگرافی خواننده ها، 
برچسب ها : نوش آفرین، بیوگرافی نوش آفرین، بیوگرافی خواننده محبوب نوش آفرین، بیوگراف، سایت پیشکسوت،
لینک های مرتبط :
29 بهمن 92 :: نویسنده : admin        

زندگینامه سوسن خواننده قدیمی

 سوسن زنی با شخصیت بود و هیچ وقت گذشته خود را فراموش نکرد و همیشه یار مستمندان بود. او در تأسیس چند پرورشگاه سهیم بود. او سرپرستی چندین کودک بی سرپرست را مادرانه بعهده گرفت. او با دیدن هر فقیری اختیارش را از دست می داد و توشه و مزد زحماتش را بین آنان تقسیم می نمود. او درد فقیری و نداری و بی کسی و زندگی پرورشگاهی را چشیده بود. سوسن نامش گل اندام طاهرخانی بود متولد اردیبهشت ماه ۱۳۲۱در قصر شیرین. نام پدرش ابراهیم نام مادرش بلقیس بود. بعد از از دست دادن پدرش در یک حادثه تصادف که خودش هم مجروح گشت به اتفاق مادرش به تهران آمد.
به اتفاق مادرش عازم شهر ری شد و به علت فقر مادرش در ماشین دودی آن زمان به آواز خوانی می پرداخت و دخترک بیچاره پول جمع می کرد. مردم به سوسن که دارای چشمان ریز و کم بینش دلسوزی می کردند بیشتر پول می دادند مادر او که در مدیحه سرایی و ذکر علی علی و حسین حسین مهارت خاصی داشت، در اجتماعات آن محل جمع می شد آنان در کاروانسرایی در بازار شهر ری زندگی می کردند و مادرش بعلت بیماری وبا با زندگی وداع گفت. سوسن نزد زنی تنها که به او عمه می گفت زندگی کرد.در همسایگی آنان زنی بود که در کافه ها می خواند و بعضی وقتها سوسن را با خود به کافه می برد و کم کم او هم با شبی دو تومان شروع به کار کرد. بعد از گذشت چند ماه عمه ناتنی او از وضعیت سوسن مطلع شد و پس از درگیری کار آنان به کلانتری کشید. آن روز سوسن ۱۲ سال بیشتر نداشت و با توضیح وضعیت و شرح حال خود از آن عمه ناتنی توسط پلیس وقت جدا شد و به یک پرورشگاه در خیابان مولوی سپرده شد .
کم کم پا به عرصه خوانندگی و تقلید ترانه های دلکش و قمر و ملوک ضرابی پرداخت و با نام ویکتور در یک کافه با شبی پانزده تومان مشغول به کار شد و پس از چندی رشید مردای آهنگساز کوچه بازار با او آشنا شد و او را به کافه دیگری برد و نام هنری سوسن را برای او انتخاب کرد. نا گفته نماند که چون سوسن سواد خواندن و نوشتن نداشت به کمک رشید مردای و یار محمد تهرانی ترانه ها را حفظ می کرد. پس از سال ها توسط جمیله رقصنده هنرمند به کافه های مجلل تر پایش باز شد و تا آنجا پیش رفت که توانست در شکوفه نو یکی از کاباره های مهم آن زمان تهران، جایی برای خود باز کند. آقا رضا سهیلای معروف که دارای چند کافه در لاله زار بود از او خواستگاری کرد ولی او جواب رد داد. با گذشت زمان پایش به رادیو باز شد و سپس به مهمانی های بزرگان دعوت شد و همچنین توسط زنده یاد پوران خواننده وارد دربار شد و سوسن به خاطر قدردانی از جمیله باعث شد که جمیله هم بتواند به دربار رفت و آمد نماید. در بیشترین مهمانی های تاج الملوک مادر محمدرضا شاه او به اتفاق ملوک ضرابی دعوت می شد. در یک مهمانی فرح همسر شاه گردنبندی را از گردن خود باز کرد و برای قدردانی به گردن سوسن انداخت. نا گفته نماند که هدایایی از مادر شاه هم گرفته بود که ارزش مادی زیادی داشت ولی در موقع فرار از ایران قاچاقچیان در ترکیه مقداری از آن را ربودند.سوسن پس از انقلاب توسط یک بازاری مرغدار و سوپر مارکت دار در شمیران نگهداری می شد و پس از اعتراضات همسرش، آن مرد مجبور شد که از نگهداری سوسن صرفه نظر کند. بدین ترتیب سوسن مجبور شد پس از اقامت مدتی در گیشا و پس از آن به علت گرانی جا نزدیک به چهار راه سیروس با محمد تهرانی رقاص و خواننده مهمانی های خصوصی که کارهای تئاتر روحوضی های قدیم را اجرا می کرد هم خانه شود و پس از دستگیری در دو مهمانی و تحمل دو مرتبه ۷۴ ضربه شلاق، تعهد داد که دیگر خوانندگی نکند. پس از چند ماه به کمک شخصی از طریق کوه به ترکیه و سپس لندن و بعد به آمریکا مهاجرت کرد و در ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۳بر اثر ناراحتی تنفسی چشم از جهان فرو بست. روانش شاد
  




نوع مطلب : بیوگرافی خواننده ها، 
برچسب ها : سوسن، گل اندام طاهرخانی، بیوگرافی سوسن خواننده محبوب، بیوگرافی، سایت پیشکسوت، بیوگرافی سوسن معروف،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 14 )    ...   5   6   7   8   9   10   11   ...   
   
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات