تبلیغات
سایت تفریحی و سرگرمی پیشکسوت - مطالب مهر 1394
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : admin
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
سایت تفریحی و سرگرمی پیشکسوت
بیوگرافی شخصیت ها و دانلود آهنگ های ماندگار-قدیمی و پیامک های عاشقانه-نرم افزار
24 مهر 94 :: نویسنده : admin        
التماس دعا ⇦شب ســـــوم➣ ⬅ رقیہ خاتون:عمہ؟؟ ➡



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
24 مهر 94 :: نویسنده : admin        
حضرت موسی به عروسی دو جوان مومن و نیک سرشت قومش دعوت شده بود، آخر شب در هنگام خداحافظی عزرائیل را بر بالای خانه بخت و حجله عروس و داماد دید!!! از او پرسید تو اینجا چه میکنی؟ عزراییل گفت امشب آخرین شب زندگی این عروس داماد است ماری سمی در میان بستر این دو جوان خوابیده و من باید در زمان ورود و همبستر شدن آنها در این حجله جان هر دو را به امر پروردگار در اثر نیش مار بگیرم . موسی با اندوه از ناکامی و مرگ این دو جوان نیکوکار و مومن قومش رفته و صبحگاهان برای برگذاری مراسم دعا و دفن آن دو بازگشت اما در کمال تعجب و خوشحالی عروس و داماد زنده و خندان از دیدن پیامبر خدا در حال بیرون انداختن جسد ماری سیاه دید!!! از خدا دلیل دادن این وقت و عمر اضافه به ایشان را پرسید؟ جبرییل نازل شد و گفت دلیل را خود با سوال از اعمال شب قبل ایشان خواهی یافت. موسی از داماد سوال کرد دیشب قبل ورود بحجله چه کردند؟ جوان گفت وقتی همه رفتند گدایی=(سائلی) در زد و گفت من خبر عروسی شما را در روستای مجاور دیر شنیدم و تمام بعدازظهر و شب را برای خوردن و بردن یک شکم سیر از غذای شما برای خود و همسر بیمارم در راه بودم لطفا بمن هم از طعام جشنتان بدهید. بداخل آمدم و جز غذای خودم و همسرم نیافتم غذای خود را به آن مرد گرسنه دادم خورد برایم دعای طول عمر کرد و گفت برای همسرم هم غذا بدهید او نیز چون من سه روز است غذای مناسبی نخورده است. با خجالت قصد ورود و بستن در را داشتم که همسرم با رویی خندان غذای خودش را بمرد داد و او در هنگام رفتن برای هردوی ما دعای طول عمر ،رفع بلا و شگون مصاحبت با پیامبر خدا در اولین روز زندگی مشترکمان را کرد و رفت. وقتی قصد ورود بحجله را داشتیم مجمعه (سینی بزرگ و سنگین غذا از جنس مس ) از دست همسرم برروی رختخواب افتاد و باعث مرگ این مار سمی که در رختخواب مابود گشت، پس ما هردو دیشب را تا اکنون بعبادت گذارندیم و العجب شادی ما از اینست که دعای آنمرد بر شگون مصاحبت با شما نیز به اجابت رسید. جبرییل ع فرمود ای موسی بدان صدقه و انفاق باعث رفع بلا و طول عمر شده این بر ایشان بیاموز و داستانشان برهمگان باز گو باشد که چراغی گردد بر خلق ما برای نیکی به دیگران و مصاحبت پیامبرانی چون تو در جنت. *************************



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
12 مهر 94 :: نویسنده : admin        
دلام اودافظ نمیدونم چیه از یه دختره کپی کردم خیلی لایک خورده بود



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
12 مهر 94 :: نویسنده : admin        
به دختر عموم که شیش سالشه میگم عمو یه بوس میدی میگه من به دوست پسرمم بوس نمیدم چه برسه توی گودزیلا من:



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
12 مهر 94 :: نویسنده : admin        
به مامانم گفتم: خارجیا به سوپ میگن استارتر نه شام!!! گفت: بابات خارجیه یا عمه گور به گور شدت…؟؟؟ اصن لزومی هم نداشت به عمم اشاره کنه ها لامصــب صرفا خواست بهش بگه گور به گور شده!!!



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
12 مهر 94 :: نویسنده : admin        
دیشب خواب دیدم اخرت شده همه رفتیم اون دنیا ... دیدم بابام با کاپشن نشسته تو جکوزی از خدا پرسدیم چرا اینطوریه ؟؟؟؟!!!! خدا گفت این داره تاوان اون موقع هایی رو میده که کولر رو روی شما خاموش میکرد



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
12 مهر 94 :: نویسنده : admin        
دیروز با یکی از همکارا بحث میکردم توهین کرد جوابشو ندادم. دوستم بم گفت آفرین شعورتُ نشون دادی با این سکوت



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 9 )    1   2   3   4   5   6   7   ...