تبلیغات
سایت تفریحی و سرگرمی پیشکسوت - مطالب مرداد 1394
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : ♥♥فاطمـــه♥♥
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
سایت تفریحی و سرگرمی پیشکسوت
بیوگرافی شخصیت ها و دانلود آهنگ های ماندگار-قدیمی و پیامک های عاشقانه-نرم افزار

بخش چهارم


Things you’ll see outside in a city (you and your tutor will have to go outside for this list, but it’s nice to have a change every once in a while anyway) 

213. car 
214. truck 
215. motorcycle 
216. bicycle 
217. bus 
218. pedestrian (walker) 
219. policeman 
220. office building 
221. restaurant 
222. house 
223. apartment building 
224. grocery store 
225. vegetable/fruit store 
226. butcher’s shop 
227. bakery 
228. gas station 

words having to do with a car 
229. car 
230. door 
231. front seat 
232. back seat 
233. driver’s seat 
234. passenger seat 
235. steering wheel 
236. seat belt 
237. break pedal 
238. gas pedal 
239. clutch pedal 
240. speedometer 
241. gas gauge 
242. gear shift 
243. emergency break 
244. ignition switch 
245. horn 
246. hood 
247. headlight 
248. fender 
249. license plate 
250. engine 
251. trunk 
252. tire 
253. fender 
254. exhaust pipe 
255. turn signal switch 
256. light switch 
257. put on/take off your seatbelt 
258. turn on the car 
259. turn off the car 
260. drive forward 
261. go in reverse 
262. turn right 
263. turn left 
264. do a U-turn 
265. turn on your left turn signal 
266. turn on your right turn signal 
267. use the horn 
268. stop 
269. speed up 
270. slow down 
271. turn on/off the headlights 
272. turn on/off the highbeams 
273. turn on/off the inside light 
274. wind down the window 
275. wind up the window 
276. lock the door (from the inside) 
277. lock the door (from the outside) 
278. driver’s license 
279. 

prepositions 
280. on 
281. in 
282. under 
283. above 
284. beside / next to 
285. in front of 
286. behind 
287. to the left of 
288. to the right of





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
بخش پنجم
living room 
289. sofa 
290. chair 
291. pillow 
292. coffee table 
293. rug 
294. carpet 
295. cushion 
296. window 
297. curtain 
298. lamp 
299. ceiling light 
300. light switch 
301. electrical plug 
302. phone plug 
303. telephone 
304. telephone cord 
305. television 
306. bookcase 


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سوال و جواب در مورد برنامه ریزی های "فردا" به زبان انگلیسی



"What are you going to do tonight?" 

امشب میخواهی چکاری کنی؟

"What are you doing next week?" 

هفته اینده قراره چکار کنی؟

"When are you going to eat dinner?" 

کی میخواهی شام بخوری؟

"What time do we have to leave for the airport?" 

چه ساعتی باید به فرودگاه بریم؟

"What should we do tonight?" 

امشب باید چکار کنیم؟

"I plan on meeting John after dinner. We're going to go to a night club." 

بعد از شام با جان قرار دارم.میخواهیم به باشگاه برویم.

"Next week I have to go shopping for all the Christmas presents. I have to buy a present for my dad, mom, and my two sisters." 

هفته اینده باید هدایای کریسمس را بخرم.باید برای پدر ,مادر و خواهرانم کادو بخرم.

"I think I'm going to do my homework after I watch the world cup. I don't think I'll be able to concentrate until after the game is over." 

انگار تکالیفم رو باید بعد از تماشای جام جهانی انجام بدم. فکر نکنم تا اخر بازی بتونم تمرکز کنم.

"The flight comes in at 4:30, so I plan on leaving at about 3:30" 

پرواز ساعت 4:30 میشینه, پس من تصمیم گرفتم 3:30 فرودگاه باشم.

"I'm pretty busy tonight. I have to do the laundry, vacuum, and then make dinner, so I won't be able to meet you tonight." 

امشب خیلی سرم شلوغه , باید لباس ها رو بشورم , جارو کنم و شام درست کنم , پس امشب نمیتونم ببینمت.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
26 مرداد 94 :: نویسنده : ♥♥فاطمـــه♥♥        

روز پنجم

زمان حال کامل

ساختار

 جملات مثبت و منفی:

past participle

(قسمت سوم فعل)

have ('ve)
have not (haven't)

I, you, we, they

has ('s)
has not (hasn't)

he, she, it

جملات پرسشی:

past participle?

(قسمت سوم فعل)

I, you, we, they

have

he, she, it

has

 

چند مثال:

  • We've been to Paris.

  • He hasn't lived in Paris.

  • Have you met him yet?

 

کاربرد

1- برای بیان عملی که در گذشته آغاز شده و همچنان ادامه دارد:

 

زمان حال کامل

 

  • I have studied English since 1990. 
    (از سال 1990 به مطالعه انگلیسی پرداخته‌ام)

  • She's lived in Tehran for 10 years. 
    (او به مدت 10 سال در تهران زندگی کرده است)

  • How long have you lived in Tehran? 
    (چه مدتی در تهران زندگی کرده‌اید؟)

  • I've lived in Tehran all my life. 
    (همه عمرم را در تهران زندگی کرده‌ام)

 


  یک نکته

توجه‌ داشته ‌باشید که در زمان حال کامل، غالباً از اصطلاحات زمانی خاصی مانند since و for استفاده می‌شود.

for نشان دهنده دوره‌ای از زمان است که تا کنون ادامه داشته است، ولی since با مقطعی از زمان به کار می‌رود و به معنی «از آن زمان تا کنون» می‌باشد:

seven o'clock

since

a year

have been here    for

1980

two months

September

three hours

last week

ten minutes

 



2- بر
ای بیان تجربه‌ای که در زمانی در زندگی شخصی اتفاق افتاده است. در واقع این عمل در گذشته روی داده و به پایان رسیده است، اما آثار آن هنوز محسوس است. این که این عمل یا تجربه چه موقعی روی داده، مهم نیست:

  • have never been to England. 
    (من هرگز به انگلستان نرفته‌ام)

  • She has had several operations up to now. 
    (تا کنون چندین عمل جراحی داشته است)

  • He's written a lot of short stories.
    (او داستانهای کوتاه زیادی نوشته است)

 

3- برای بیان عملی که در گذشته نزدیک اتفاق افتاده ولی اثر آن در زمان حال مشاهده می‌شود. در این حالت از yet، already، still و just بسیار استفاده می‌کنیم:


  توجه

از already بیشتر در جملات مثبت و از yet  بیشتر در جملات منفی و پرسشی استفاده می‌شود.
 


  • I've just had a sandwich. (من تازه یک ساندویچ خورده‌ام)

  • I've already seen the movie. (این فیلم را قبلاً دیده‌ام)

  • The bus hasn't arrived yet(اتوبوس هنوز نرسیده است)

  • still haven't finished my homework. (هنوز تکالیفم را تمام نکرده‌ام)

 


  چند نکته

1- اگر ارتباطی با زمان حال موجود نیست (مثلاًچیزهایی که مدتها قبل اتفاق افتاده‌اند) از حال کامل استفاده نکنید.

  • Hafiz was a Persian poet. He wrote many poems.

  • but: My father is a writer. He has written many books.

در مثال اول از گذشته ساده استفاده کردیم تا نشان دهیم که او (حافظ) دیگر شعر نمی‌نویسد، ولی در مثال دوم برای اینکه نشان دهیم که او هنوز کتاب می‌نویسد از حال کامل استفاده کردیم.

2- ما از حال کامل بری ارائه اطلاعات جدید استفاده می‌کنیم. ولی اگر بخواهیم به صحبتمان درباره آن ادامه دهیم، معمولاً از گذشته ساده استفاده می‌کنیم:

A: "Ben has broken his leg."

B: "Really? How did that happen?"

A: "He fell off a ladder."






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

کاربرد be going to در زمان آینده


کاربرد be going to در زمان آینده

کاربرد be going to در زمان آینده

 

Be going to*در معنی (مقصد داشتن،تصمیم داشتن) در زمان آینده نقش will را بازی می کند.یعنی نمایانگر قصد و تصمیم  است منتهی در مورد این قصد قبلا پیش بینی لازم به عمل آورده شده است،در حقیقت  will یا be going to برابر بوده ولی یک فرق جزئی بین آنها است که این اختلاف با جملات زیر روشن می شود.

She has bought some cloth , she is going to make a dress.

او مقداری پارچه خریده و تصمیم دارد (قصد دارد)یک پیراهن بدوزد.

 

*در این جمله خریدن پارچه به منظور تهیه ی پیراهن است و جمله نشان می دهد زمانی باید از   going toاستفاده کنیم که قبلا در مورد عملی که قصد انجام آن را داریم پیش بینی و تهیه لازم را دیده باشیم و این پیش بینی همان خریدن پارچه است.

 

و حال به دو جمله ی زیر با دقت توجه کنید:

 

Father : I`ve left my watch upstairs.

پدر:من ساعتم را در طبقه بالا جا گذاشتم.

Son : I will get it for you.

پسر:من آنرا برایتان خواهم آورد.

در جمله  دوم پسر از پیش نمیدانسته که پدرش ساعتش را در طبقه بالا جا گذشته است به همین جهت به جای  be going to  از will  استفاده می شود.

می توان بجای be going to  از افعال want ،  plan  و  decide  نیز استفاده نمود.مثال:

قصد دارم(تصمیم دارم)با او صحبت کنم.

I want to talk to him.

I plan to talk to him.

تصمیم گرفته ام با او صحبت کنم.

I have decide to talk to him.

*بعد از  to be going to  که نقش زمان آینده را بازی می کند از دو فعل go و come استفاده نمی گردد بلکه بجای آن از زمان حال استمراری با قید زمان آینده مشخص استفاده می شود.

مثلا بجای جمله:

He is going to come tomorrow.

بهتر است بگوییم:

He is coming tomorrow.

و بجای جمله:

He is going to go there next work.

بهتر است بگوییم:

He is going there next week.

او هفته آینده آنجا می رود.(قصد دارد هفته آینده به آنجا برود.)

 

نکته:اکثر دانشجویان زبان انگلیسی تصور می کنند  be going toکه   فقط در زمان آینده بکار می رود و درحالی که ای امر اشتباه بوده و ما می توانیم در زمان گذشته نیز برای تمام ضمایر از آن استفاده کنیم.مثال:

I was going to tell you the fact , but he didn`t let me.

من قصد داشتم حقیقت را به شما بگویم ولی او اجازه نداد.






نوع مطلب :
برچسب ها : کاربرد be going to در زمان آینده/be going to،
لینک های مرتبط :
25 مرداد 94 :: نویسنده : ♥♥فاطمـــه♥♥        

فرق (little ,a little) و (a few, few)


فرق  (little ,a little) و (a few, few)

فرق  (little ,a little) و (a few, few)

 

 little  و a little هر دو صفت کمی هستند و همیشه قبل از اسامی غیر قابل شمارش بکار می روند ولی مهمترین فرقی که بین این دو کلمه می باشد،این است که کلمه littleدر  معنی (خیلی کم) به جمله مفهومی منفی (negative implication) می دهد در حالی که a little   (مقدار کمی) به جمله مفهوم مثبت (positive implication) می دهد: مثال:

 

There is little water in the glass.

توی لیوان آب خیلی خیلی کم وجود دارد.(قابل ملاحظه نیست یعنی نمی توان از آن استفاده کرد.)

There is a little water in the glass.

در داخل لیوان مقداری کمی موجود است.(قابل ملاحظه،یعنی می توان از آن استفاده کرد.)

 

*همانطوریکه ملاحظه می کنید جمله ی اول دارای مفهومی منفی و حال آنکه جمله ی دوم دارای مفهوم مثبت است.

توجه:  a little در نقش قید نیز بکار می رود مثال:

لطفا کمی واضح تر صحبت کنید.

Please speak a little clearly.

 

A few, few                           

 

این دو کلمه صفت عددی نامعین هستند و همیشه قبل از اسمی بکار می  روند که قابل شمارش و جمع باشند کلمه  fewبه جمله مفهوم منفی می دهد در حالیکه   a fewدارای مفهوم مثبت است.

مثلا در یک کلاس بیست نفری که معمولا باید دانش جویان آن در کلاس حاضر باشند اگر کسی سوال کند چند نفر در کلاس هستند ممکن است سه پاسخ داشته باشیم:

1-There are few students absent today.

تعداد بسیار بسیار کمی دانشجو امروز غائب هستند.(مفهوم جمله منفی است.)

این جمله نشان می دهد که تعداد دانشجویان غائب حداکثر سه نفر بیشتر نیست.

2-There are a few students absent today.

تعدادی دانشجو امروز غائب هستند.(مفهوم جمله مثبت است.)

این جمله نشان می دهد که تعداد دانشجویان قابل ملاحظه می باشد.

فی المثل از بیست نفر حداقل هفت نفر در کلاس غائب هستند.

3-There are many students absent today.

در کلاس دانشجویان زیادی غائب هستند.

 

*چنانچه قبل از کلماتlittle   وfew  ازvery  یا  tooاستفاده کنیم.مقدار و تعداد را بی نهایت جلوه داده ایم.مثال:

 

I have very little time.

من بی نهایت وقت کم دارم.(تقریبا وقت ندارم.)

Too few people came to the party.

افراد بسیار بسیار به جشن آمده اند.

توجه:اگر در جمله کلمه only   وجود داشته باشد با توجه به اسم بکار رفته در جمله از a few  و   a little استفاده می گردد.مثال:

There are only a few students absent.

فقط چند نفر دانشجو غائب هستند.






نوع مطلب :
برچسب ها : /a little/little/few/a few/فرق (little، a little) و (a few، few)،
لینک های مرتبط :
25 مرداد 94 :: نویسنده : ♥♥فاطمـــه♥♥        
 

فرق Much و Many


فرق Much  و Many

فرق Much  و Many

کلمه  Much معادل (مقدار زیادی) در زبان فارسی می باشد  که در انگلیسی آنرا صفت کمی (Quantitative Adjective) گویند. این کلمه همیشه قبل از اسم غیرقابل شمارش بکار می رود و فعل  که  با آن استفاده می گردد همیشه مفرد است.مثال:

ما پول زیادی نداریم.                          

We have not much money.

در داخل پارچ آب زیادی وجود ندارد.

There is not much water in the jug.                    

او وقت زیادی صرف درسهایش نمی کند.

She does not spend much water on her lessons.

من معمولا شکر زیادی با چای مصرف می کنم.

I usually have much sugar in my tea.

در قسمت غربی ونزوئلا با چای مصرف می کنم.

There is much oil in the western part of Venezuela.

نکته:در جملات مثبت  بجای  much می توان از معادل آن  a great deal of استفاده کرد.

مثال:

These cars use a great deal of petrol.

این اتومبیل ها بنزین زیادی مصرف می کنند.

توجه:صفات Lots of= a lot of  و  Plenty of دقیقا با much  و many  برابرند ولی فقط در جملات مثبت بکار می روند.بنابراین می توانند ای نهم قبل از اسم قابل شمارش جمع هم قبل از اسم غیر قابل شمارش بکار روند.مثال:

او هر روز کتاب های زیادی می فروشند.

He sells a lot of books everyday.

(قبل از اسم قابل شمارش جمع)

He sells lots of books everyday.

این بطری گنجایش آب فراوانی دارد.

This bottle holds a lot of water.

(قبل از اسم غیر قابل شمارش جمع)

This bottle holds lots of water.

  A lot=lots بدون of  قبل از اسمبکار نمی روند زیرا قید هستند و هر دو در معنی (فراوان-زیاد)همیشه بعد از فعل قرار می گیرند.مثال:

او زیاد سفر می کند.(قید)

He travels a lot.

او در کلاس زیاد صحبت می کند.(قید)

He speaks a lot in the class.

 

کلمه  Many

این کلمه معادل (تعداد زیادی) در زبان فارسی است که آنرا در انگلیسی صفت عددی نامعین (Indefinite Numeral Adjective)گویند و همانطوریکه از معنای آن درک می شود،صفتی است که از عدد بطور نامعین بحث می کند و همیشه از اسم قابل شمارش به صورت جمع به کار برده شده و فعل   که با آن استفاده می گردد همیشه جمع است.مثال:

There are many students in this class.

در این کلاس دانشجویان زیادی هستند.(تعداد زیادی دانشجو در این کلاس هستند)

There were many people absent from the meeting yesterday.

دیروز افراد زیادی در جلسه غائب بودند.

He did not make many mistakes in his examination.

او اشتباهات زیادی در امتحانش نکرد.

بجای much  در جملات مثبت  می توان از صفات (a large quantity of-a great deal of)

و بجای  many می توان از (a number of-a large number of)  نیز استفاده کرد.

مثال:

These cars use a large quantity of petrol.

These cars use a great deal of petrol.

این اتومبیل ها بنزین زیادی مصرف می کنند.

نکته:قبل از اسامی معنی مانند  problem-difficulty-trouble وtime(وقت)که جزو کلمات غیرقابل شمارش محسوب می شوند.از کلمه ی  muchاستفاده می شود و هرگز ازmany استفاده نمی کنیم.

He has much difficulty in studying English.

او مشکل زیادی در یادگیری زبان انگلیسی دارد.

 

                        فرق How much  و   How many

*کلمات فوق جزو کلمات استفهام هستند  How much  در معنی (چقدر)همیشه قبل از اسامی غیر قابل قابل شمارش وHow many   در معنی (چندتا،چند نفر)قبل از اسامی قابل شمارش جمع بکار می رود.

مثال:

How much time did you spend on English  last night?

دیشب چه مدت وقت صرف زبان انگلیسی کردید؟

How much tea is there in the tea-pot?

در قوری چقدر آب وجود دارد؟

How many students are there absent today?

امروز چند نفر دانشجو غائب هستند؟

How many cups of tea do you drink every morning?

هر روز صبح چند فنجان چای میخورید؟






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 15 )    1   2   3   4   5   6   7   ...