درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : admin
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
سایت تفریحی و سرگرمی پیشکسوت
بیوگرافی شخصیت ها و دانلود آهنگ های ماندگار-قدیمی و پیامک های عاشقانه-نرم افزار



حبیب را چقدر می شناسید؟ آهنگ “شهلای من” را برای چه کسی خوانده؟ چرا در اولین آلبومش به نام “من مرد تنهای شبم” آهنگهای پر سوزی خوانده؟ زندگی نامه حبیب+عکس

خواننده “من مرد تنهای شبم” خیلی سعی دارد با عینک آفتابی بزرگ و بدور از هیاهوی رسانه ها در کشورش ایران مسافرت کند ولی او دوست دارد بتواند در شهرهای ایران کنسرت برگزار کند و فعالیت های موسقی اش را ادامه دهد. با اینکه حبیب از معدود خوانندگانی است که فعالیت سیاسی علیه جمهوری اسلامی ایران انجام نداده ودر اجتماعات ضد حکومت ایران حضور نداشته اما از برخورد نیروهای افراطی و تندرو ترس دارد.

آرش اشکان در شبکه ایران نوشت:

حبیب محبیان خواننده موسیقی پاپ که بعد از سالها اقامت در لوس آنجلس چند سالی است که به وطن بازگشته و طی این مدت تلاش زیادی هم برای کسب مجوز فعالیت در داخل نموده است این روزها در کمال آرامش زندگی شخصی خود را پی می گیرد. او که علاقه زیادی به حواشی رسانه ای ندارد معمولا با عینک آفتابی در مناظر عمومی ظاهر می شود با این حال همچنان هستند علاقمندان این هنرمند که از پس عینک آفتابی هم او را شناخته و به او عرض احترام کنند.

حبیب خواننده

در سفر اخیرم به رامسر و هنگامی که در سالن انتظار فرودگاه این شهر نشسته بودم با حبیب روبرو شدم؛ آن هم با عینک آفتابی بزرگی که تقریبا تمامی صورت او را پوشانده بود و تلاش برای ناشناس ماندن برای عموم مخاطبان. با این حال اندکی تمرکز بر چهره این پیشکسوت موسیقی کافی بود تا خوب بشناسمش و سراغش بروم.

حبیب تمایل زیادی برای گفتگو از خود نشان نمی داد و فقط سعی کرد ابراز احترامی که تک و توک دوستدارانی که او را می شناسند را پاسخگو باشد. وقتی از او پرسیدم که اوضاع و احوال این روزهایش چطور است کوتاه جواب داد:« من ایران را خیلی دوست دارم و امیدوارم بتوانم به فعالیت موسیقی ام ادامه دهم.»

این خواننده درباره اینکه تقریبا در تمام نقاط عمومی با عینک آفتابی ظاهر می شود افزود: «فعلا زیاد تمایل ندارم مردم مرا بشناسند تا شرایط برایم راحت تر باشد. این برای دوری از حاشیه هاست وگرنه هر چه دارم از مردم است.»

حبیب در پاسخ به این سوال که آیا میزان علاقمندی ایرانیان نسبت به خود  را می داند گفت: «قدیمی تر ها بیشتر با صدای من آشنا هستند و با آن خاطره دارند ولی نسل های بعدی نیز علاقمندی و لطف خود را همواره ابراز کرده اند.»

حبیب در جوانی

حبیب را بهتر بشناسید:

حبیب در مهر ماه سال ۱۳۳۱ در شمیران تهران متولد شد. البته برخی می‌گویند او در آذربایجان‌غربی به‌دنیا آمده. سه سال را در ارومیه سپری کرده و چند سالی را نیز در تبریزگذرانده است. سپس به همراه خانواده‌اش به تهران آمد و در محله شمیران ساکن شد. در خانواده او برادرانش نیز به موسیقی علاقه داشتند اما تنها خود حبیب به موسیقی حرفه‌ای روی آورد. علی‌رغم تمایل سایر برادران به ویالون، علاقهٔ وی از ابتدا به گیتار بود. دوران نوجوانی حبیب مصادف با پیدایش گروهبیتلز در دهه ۶۰ میلادی اروپا شد و این باعث علاقهٔ بیشتر وی به موسیقی گردید. بعدها وی توانست به عنوان خواننده در تلویزیون استخدام شود. وی بعد از ۲ سال از استخدام در رادیو و تلویزیون به خدمت سربازی رفت و در آنجا نیز خواننده باشگاه افسران بود.

همسر اول وی شادی نام داشت و پسری از وی به نام محمدرضا دارد که هم‌اکنون در ایران زندگی می‌کند. روزی شادی در خیابان پایش پیچ می‌خورد و به علت آنکه محمدرضا را در آغوش داشته به زمین می‌افتد و در بیمارستان به علت خطا در تزریق آمپول کزاز در عرض چند دقیقه فوت می‌کند. تقریباً همزمان با فوت همسر حبیب، مادر او نیز فوت می‌کند و این خاطره باعث می‌گردد که در اولین آلبومش یعنی مرد تنهای شب که در سال ۱۳۵۶ انتشار یافت بیشتر آهنگها را به یاد ایشان بخواند. آهنگ‌های «مادر» و «خرس کوکی» را به یاد مادرش و «شهلای من» و «نگاهم» را به یاد همسرش خواند. همسر دوم او ناهید نام دارد که محمد ثمره ازدواج با اوست.

حبیب و همسر دومش ناهید

در بهمن ماه ۱۳۹۱ و پس از موزیک‌ویدیو محکوم به همراه سمیر زند (با نام اصلی محمدحسین خزعلی)، مدیرکل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در گفت‌وگو با «شرق» هر گونه اعطای مجوز به این خواننده را رد کرد
  • حبیب جزء معدود خواننده‌های خارج از ایران می‌باشد که فعالیت سیاسی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران انجام نداده است و خود وی و اقوامش جزء گروه‌های معاند حکومت ایران نبوده‌اند. از اینرو دولت دهم از آمدن وی به ایران استقبال کرد.
  • حبیب در مصاحبه‌ای در سال ۱۳۸۸ عقاید خود را این طور بیان می‌کند:
    مسجد باید باشد. اما مشروب‌خواری هم باشد. باید مردم آزاد باشند که حرفشان را بزنند. ایران موضوع آخوندها نیست. در ایران جوان‌ها هستند که دارند این مملکت را می‌گردانند. یک مغزهایی هستند که اصلا استثنایی هستند. متأسفانه بعضی‌هایشان می‌زنند بیرون. ولی وطن‌پرست هم زیاد داریم. نمونه‌اش همین ماهواره که فرستادند فضا.



   
 
   
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو